سری به کلاغ-یک نشریه الکترونیک

سری به کلاغ-یک نشریه الکترونیک ادبیات و فلسفه بزنید. کلاغ بیش از چند ماه نیست که منتشر می‌شود. اما کاملا پتانسیل این را دارد که تبدیل به نشریه‌ای قابل قبول در زمینه ادبیات و فلسفه بر روی اینترنت (و البته به زبان فارسی) شود.
فعلا کلاغ به سه بخش داستان، شعر و مقاله تقسیم می‌شود که در هر کدام ده، پانزده عنوان یافت می‌شود. مثلا:

هايكوي تابستاني
لئونارد كوهن / ترجمه پيام بهتاش

سكوت
سكوتي عميق تر
وقتي جيرجيرك ها
ترديد مي كنند

جنگ و صلح چند کلمه

جنگ و صلح چند کلمه است؟!‌ جنگ و صلح چند کلمه 3 حرفی داره؟!‌ من که نشمردم، ولی اونایی که شمردن می‌گن 142048 کلمه سه حرفی داره. (البته بماند که نسخه انگلیسی ماجرا منظورمه!)‌ خوب … این‌ها به چه درد می‌خورد؟
تحلیل متون ادبی، چیز جدیدی نیست. حالا اولین مراحل کار می‌تواند شماره کلمات و پراکندگی آن‌ها باشد و مرحله‌های بعدی آماره‌های بهتر. مثلا یادم هست در مقاله‌ای خوانده بودم که میزان randomness تعدادی اثر مختلف با زبان‌های گوناگون (هم زبان‌های طبیعی و هم مصنوعی (یعنی زبان‌های کامپیوتری)) با هم مقایسه شده بود. نویسنده مقاله این فرض را کرده بود که هر چه این میزان بیش‌تر باشد، نشان‌دهنده خلاقیت بیش‌تر نویسنده در انتخاب کلمات است و خوب چنین چیزی هم مشاهده شده بود. زبان‌های کامپیوتری به مراتب ساختار یافته‌تر بودند (چیزی که انتظارش می‌رود).
کلا کار روی داده‌های زبانی، چیزی است که در دو دنیا عاقبت دارد. اگر کسی خواست بداند چرا،‌ می‌نویسم

فضایی عکس برای وبلاگ‌نویس‌ها: یک

فضایی عکس برای وبلاگ‌نویس‌ها: یک نگاهی به این سایت بندازید. همدست علاوه بر کلی امکانات طراحی وب که در اختیار قرار می‌دهد، این امکان جدید قرار دادن عکس و … را نیز به طور رایگان برای وبلاگ‌نویس‌ها قرار داده است. راستی یک عکس خیلی باحال هم آن‌جا هست. حتما ببینید!

یعنی در اصل این: X،

یعنی در اصل این: X، X است.
این یک گزاره منطقی درست است. هیچ ایرادی ندارد ولی ارزش اطلاعاتی هم ندارد. واقعا ارزش اطلاعاتی ندارد؟ صبر کنید … شاید یکی بیاید و بگوید همه گزاره‌های منطقی، تنها یک بازی بی‌ارزش هستند. این چه؟‌ یکی آمده است و جدا چنین چیزی هم گفته. اما صبر کنید … باید بخوانم نوشته‌اش را و بعد دقیقا نقل‌اش کنم. به هر حال … اگر کسی گفت هستی هستی است چه باید کرد؟ شاید بشود گفت بیش از این چیزی در مورد هستی نمی‌توان گفت. که چه؟ نمی‌دانم!

چه کتاب‌هایی از هایدگر به

چه کتاب‌هایی از هایدگر به فارسی ترجمه شده است؟ یا مهم‌تر از آن، “هستی و زمان” او ترجمه شده؟
شاید هم بتوان سوال را این‌طوری مطرح کرد: برای فهم او،‌ چه راهی را پیش‌نهاد می‌کنید. کسی چنین کاری کرده؟

دیشب تجربه‌ای عصر حجری داشتم:

دیشب تجربه‌ای عصر حجری داشتم: دو کاناپه را به هم چسباندم و روی‌شان خوابیدم! آخ!
مهم‌تر از آن، امروز یک تجربه پست‌مدرن دارم: امتحانی با وقت نامحدود. اگر دیدید دیگر نیامدم، بدانید کجا گیرکرده‌ام. وقفه‌ای را اشتباهی کنترل کرده‌ام.

از بامداد: ٭ President

از بامداد:

٭ President of Iran:
Mohammad Khatami
President of Islamic republic of Iran
Email: khatami@president.ir

To Mohammad Khatami, the President of Islamic Republic of Iran
We have been informed that three women, Sima, Ferdos and Shahnaz,
have been sentenced to death by stoning. Since your government came
to power and under your presidency several women have been stoned to
death.
We express our strong protest against this medireview treatment
towards women and demand the withdrawal of stoning law. Stoning a
woman or a man to death for what she/he dose in thier private life is
a shame for humanity and has to be stopped immediately.

Name

Signature

چند باره نوشتن این‌ها، لازمه! خیلی بهتره که این‌جورچیزها باعث ترافیک اینترنت بشه (که نمی‌شه) تا آن‌همه عکس گربه و درخت و مهمانی بکهام!

آخر سر لینک‌های کناری را

آخر سر لینک‌های کناری را درست کردم.
وای!‌من امتحان دارم فردا و الان یک ساعت است این طرف و آن طرف می‌روم برای اضافه کردن سیستم نظرسنجی و مهم‌تر از آن، فارسی‌سازی آن!‌اما به کوری چشم دشمنان(!)،‌ به نظر درست شد.
خوب … دیگر باید بروم حمام کنم. از کسوف قبلی تا به حال آب ندیده‌ام!

بالاخره تصمیم گرفتم یک سیستم

بالاخره تصمیم گرفتم یک سیستم نظر سنجی برای خودم به هم زنم. اول می خواستم بروم سراغ YACCS (لینک به‌اش نمی‌دهم،‌ خوش‌حال نشود!)‌ ولی کوپنی بودن و صفی بودن مدل ایرانی آن حسابی توی ذوق‌ام زد. رفتم سراغ این یکی که Hom‌ معرفی کرده است، شاید راضی‌ام کند.
راستی … بنویسید برای‌‌ام!

می‌آییم به همه مردم، یکی

می‌آییم به همه مردم، یکی یک‌دانه بیت می‌دهیم تا تکلیف‌شان روشن شود:
هر کدام می‌روند شاخه گلی پیدا می‌کند و گل‌برگ‌های‌اش را می‌کند و می‌گوید 0، 1، 0، 1 و … . آخرین چیزی که در آمد، می‌شود وضعیت‌شان.
اگر 1 بود، خوش‌بخت هستند و اگر 0 بود،‌ بدبخت. اگر هم دوست داشت،‌ می‌تواند برعکس‌اش را انتخاب کند – با خودش.
ما که آمدیم به 6e9 نفر آدم یک بیت اختصاص دادیم تا تکلیف همه روشن شود: خوش‌بخت یا بدبخت.
تمام آن‌چه لازم است، یک شاخه گل است. همین! (گل کجاست؟!)
حالا، با این حساب: آقا، خانم! شما خوش‌بختید یا بدبخت؟!

شاید بعضی‌ها این‌طوری پیدا شوند:

شاید بعضی‌ها این‌طوری پیدا شوند: اگر می‌شناسید، کمک!

سلام! (:
ما تصمیم گرفته‌ایم که لیستی از ماورایی‌های قدیمی تهیه کنیم تا بچه‌ها راحت‌تر بتوانند هم‌دیگر را پیدا کنند. برای همین Mavaraian@Yahoo.com را ایجاد کردیم. از شما می‌خواهیم که این نامه را به همه کسانی که می‌شناسید بفرستید و هم‌چنین اطلاعاتی درباره خود را نیز به این ID ارسال نمایید. آن‌چه می‌خواهیم، این است:

1-این نامه را به همه کسانی که ماورایی هستند بفرستید (البته به جزآن‌هایی که نام‌شان قبلا در نامه فورواردی بوده است. با این وجود ممکن است کسی نامه‌ای را چند بار دریافت کند، ولی باید قبول کرد که خیلی هم فاجعه نیست!)

2-درباره زندگی ماورایی و فعلی خودتان بنویسید. به عنوان مثال نوشتن موارد زیر پیش‌نهاد می‌شود:
IDی ماورا، e-mail فعلی، نام (اختیاری)، کشور (اختیاری)، دوره‌ای که در ماورا فعالیت می‌کردی (شاید کسی بخواهد زمان‌نمایی(!)‌ از فعالیت بچه‌ها تهیه کند)(اختیاری)، انجمن‌هایی که دوست داشتی (اختیاری)، دوستان و دشمنان (شامل دوست‌پسر و دوست دخترهای‌تان و هم‌چنین کسانی که علاقه داشتید چنان نقشی برای‌تان بازی کنند و هر رابطه دیگری که داشتید و دوست دارید بعد از گذشت این همه سال افشا شود(!)‌ و … !)‌ (اختیاری) و هر اطلاعات دیگری که گمان می‌برید می‌تواند به کار آید.

3-این اطلاعات را به Mavaraian@Yahoo.com‌ ارسال کنید.

پس از گردآوری تعداد کافی‌ای از IDها، این اطلاعات را برای‌تان ارسال می‌کنیم (به طور خاص، چهار مورد اول را). علاوه بر این، مفید خواهد بود که قرارها و …ی ماورایی از این پس از طریق این ID انجام شود.
لازم به ذکر است که اطلاعاتی که برای ما می‌فرستید در اختیار همه قرار داده می‌شود مگر این‌که به صراحت عنوان کنید که مایل به خصوصی بودن آن‌ها هستید (مثلا ممکن است دوست داشته باشید که فقط من این اطلاعات را بدانم چون لابد خیلی دوست‌ام دارید!)

جاری باشید،
سولوژن
پرهام

اشک رازی‌ست لب‌خند رازی‌ست عشق

اشک رازی‌ست
لب‌خند رازی‌ست
عشق رازی‌ست

اشکِ آن شب لب‌خندِ عشق‌ام بود.

قصه نيستم که بگويی
نغمه نيستم که بخوانی
صدا نيستم که بشنوی
يا چيزی چنان که ببينی
يا چيزی چنان که بدانی…

من دردِ مشترک‌ام
مرا فرياد کن.

-از رنگین کمان
این را فرض کنید معرفی این سایت بسیار بسیار فعال تازه تاسیس است. همه چیز هم در آن می‌توانید پیدا کنید. مثلا از شعر گرفته تا مقاله درباره تحولات اینترنتی و مقاله سیاسی و هم‌چنین مراببوس مخملباف.