+پيش از آنکه تو به

+پيش از آنکه تو به دنيا بيايي آيا پدرت با تيله‌ها بازي مي‌کرد؟
-نه هرگز، چون من هنوز آنجا نبودم.
+آيا پيش از آنکه تو آنجا باشي، او مثل تو يک کودک بود؟
-وقتي او مثل من بود، من قبلا آنجا بودم. او درشت‌تر بود.
+کي شروع کردند با تيله‌ها بازي بکنند؟
-وقتي ديگران شروع کردند،‌ من هم شروع کردم.

اين‌ها را فا، پنج سال و نيمه گفته است در صفحه‌ي 50 کتاب قضاوت‌هاي اخلاقي‌ي کودکان از ژان پياژه. تحليل پياژه را از دست ندهيد: بهتر از فا نمي‌شود کسي خودش را در مرکز جهان قرار دهد چه در زمان و چه در مکان.
اين کتاب به نظر خيلي جالب مي‌آيد. تا اين‌جاي‌اش که کلي احساس خوبي به‌ام داده است. جالب اين‌که قضاوت‌هاي اخلاقي‌ي کودکان به خوبي مقياس‌پذيرست در موارد ديگر. پياژه‌ي عزيز!

بايد از اين ببر تقدير

بايد از اين ببر تقدير کنم به خاطر کظم غيظشان و اين‌که يک کوير درسته را قورت ندادند،
و بايد از کوير تشکر کنم به خاطر سالاد يوناني‌اي که قرار است به من بدهند،
و بايد از زحمات باران تشکر کنم به خاطر تلاش فراواني که در خيس کردن امروزين من نمودند،
و مهم‌تر از همه اين‌که بايد از کلي آدم ديگر تشکر کنم که روز به روز مرا ديوانه‌تر مي‌کنند!
متشکرم!

هي! مردم! زود باشيد weakside

هي! مردم! زود باشيد weakside ها و darksideهاتون رو بريزيد وسط! زووووود!!!
خجالت مي‌کشيد؟ براي خودتون بريزيد … اصلا تو مي‌دوني با چه چيزهايي مشکل داري؟ عمرا! شرط مي‌بندم نمي‌دوني!
و حالا اگر تونستي و کشف‌شون کردي، حالا، حالا، حالا چي فکري مي‌کني راجع به خودت؟