سياه‌چاله و من

سياه‌چاله و من

من يک ستاره‌ي در حال فروريزش‌ام! اگر تا چند ساعت ديگر دوام نياورم، سياه‌چاله خواهم شد.
شايد هم،
من يک سياره‌ي در حال فروريزش‌ام! اگر تا چند ساعت ديگر دوام نياورم، جز سنگ‌ريزه از من باقي نخواهد ماند! (حالا اين‌که سياره‌ي در حال فروريزش دقيقا چيست،‌ چندان اهميتي ندارد.)
و نکند که:
من يک ستاره‌ي در حال فروريزش‌ام! اگر تا چند ساعت ديگر دوام نياورم،‌ تنها يک ستاره‌ي نوتروني‌ي محقر خواهم شد (حتما مي‌داني که مي‌گويند “اگر قراره چيزي بشه، بذار حسابي بشه!”)
و شايد هم نه چيزي بيش از:
من يک آدم خسته هستم و اگر تا چند ساعت ديگر دوام نياورم، پوست‌اي براي‌ام باقي نخواهد ماند.

Comments are closed.