حقيقت، واقعيت، و اجزاي واقعيت

حقيقت، واقعيت، و اجزاي واقعيت

بياييم برداشت از دنيا را به چند بخش تقسيم کنيم:
1) برداشت کلي و همه‌گير (بگذاريد به آن بگويم “حقيقت”)
2) برداشت سوژه از دنياي اطراف‌اش (واقعيت)
2-الف) واقعيت کهکشان راه شيري
2-ب) واقعيت منظومه‌ي شمسي
2-پ) واقعيت کره‌ي زمين
2-ت) واقعيت اجتماعي
2-ت-1) اجتماع انسان‌ها
2-ت-2) جامعه‌ي شهري من
2-ت-3) جامعه‌ي خانه‌ي من
3) عوامل پشت پرده‌ي “برداشت” داشتن: همان چيزهايي که باعث تفاوت دنيا در نگاه‌هاي مختلف‌ام در زمان‌هاي مختلف مي‌شود. همان‌هايي که وقتي مواد مخدر مصرف مي‌کنم، جور ديگري ديده مي‌شود. يا آن‌هايي که باعث مي‌شوند منِ شاد و منِ ناراحت، وجبي نيم کف دست تفاوت داشته باشيم.

کدام‌شان اصالت دارند؟ حقيقت؟ واقعيت يا اجزاي زيرين واقعيت؟ آيا اين اجزاي واقعيت نيستند که واقعيت را مي‌سازند و آيا اين تصوري از واقعيت –چه درست و چه غلط- نيست که حقيقت را مي‌سازد؟ شايد تا به حال مساله را برعکس نگاه مي‌کرديم.

Comments are closed.