نظرات من درباره‌ي منشور و اساس‌نامه‌ي کانون وبلاگ‌نويسان ايران

نظرات من درباره‌ي منشور و اساس‌نامه‌ي کانون وبلاگ‌نويسان ايران

[توجه کنيد که اين متن مربوط مي‌شود به حدود يک ماه پيش. منشور يکي دو بند تفاوت داشت.]

سلام به همه! (:

منشور و اساس‌نامه‌ي پيش‌نهادي را خواندم. چند نکته‌اي براي‌ام مطرح شد که مي‌خواهم بيان‌شان کنم. اگر کسي درباره‌ي هر کدام از اين‌ها نظر داشت،‌ ممنون مي‌شوم پاسخي براي‌ام بنويسد.

1-در مورد جزييات اساس‌نامه هنوز نمي‌توانم نظر بدهم چون حداقل نياز دارد چندين و چندبار خوانده شود و اشکالات يا نقاط ضعف‌اش مشخص شود. چند موردي را بعضي از دوستان اشاره کردند (نامناسب بودن عنوان “عضويت پيوسته”، و …) که به نظرم بحث درباره‌شان واجب است. اما پيش از آن –يا حداقل هم‌زمان با آن- مي‌بايست به بحث‌هاي کلي‌تر پرداخت. متاسفانه نمي‌شود به راحتي در اين گونه بحث‌ها به توافق رسيد و چون استدلال‌هايي که در ميان چنين بحث‌هايي مي‌شود نياز به باورهاي اوليه‌اي دارد که نم‌توان خيلي راحت اثبات‌شان کرد (يا اصول اثبات‌ناپذيرند)، معمولا بحث به گره کور برمي‌خورد. مثال‌اش همين “علني بودن” يا “علني نبودن” بحث‌هاي اوليه بود که بعضي‌ها اعتقاد دارند “علني نبودن” مخالف روح فعاليت آزادي‌خواهانه است و بعضي‌ها هم اعتقاد دارند به دليل مشکلات مختلف (فني، پيچيدگي‌ي زماني و …) علني بودن ممکن نيست و مي‌بايست ابتدا منشوري بيايد و بعد روي‌اش بحث کنيم. خلاصه اين‌که چنين بحث‌هايي به نظرم بسيار مفيدند به شرطي که با متانت پيش بروند.

2-يکي از سوال‌هاي مهم‌اي که براي‌ام پيش آمده است، هدف چنين کاري است. در منشور،‌ هدف به طور مشخص “1- تحقق آزاديِ انديشه و نشر آزاد بيان در فضای اينترنت”، “2- اعتلايِ وب‌لاگ‌نويسی” و “3- پشتيباني از حقوقِ صنفي و فنیِ اعضا” گفته شده است. اين‌ها يعني چه؟ پيش از ادامه، اين موضوع را مطرح مي‌کنم که اگر يادتان باشد پارسال (يا حتي قبل‌تر) گروهي آمدند و NGOاي تاسيس کردند با اسمي مشابه با کانون و اهدافي مطرح کردند که در همين حدود بودند. به گمان من هر کسي بخواهد يک چنين انجمن‌اي تاسيس کند، چنين چيزهايي را نيز در اهداف‌اش مي‌گنجاند (قبول نداريد؟). فرق اين کانون با آن‌ها چيست؟ آن‌ها حکومتي بودند؟ ديگر چه؟ يعني چطور مي‌شود که من‌اي که هيچ‌کس را از ميان اين جمع نمي‌شناسم،‌ حاضر باشم بيايم و عضو کانون شوم؟

3-يکي از ايرادهايي که به آن NGO مطرح مي‌شد –و مطمئنا به اين هم وارد خواهد شد- تناقض‌اش با غيرمتمرکز بودن وبلاگستان است. البته در بند 5 منشور – “كانون با تك‌صدايي بودنِ وب‌لاگ‌ها مخالف است و خواهانِ چند‌صدايي شدنِ وب‌لاگ‌ها است”- به نوعي اين غيرمتمرکز بودن (يا به‌تر بگويم، “نمود” اين عدم تمرکز) لحاظ شده است، اما با اين همه هرگونه تشکلي نوعي تمرکز مي‌آورد. در اين‌باره چه انديشيده‌ايم؟ به نظرم راه حل اين موضوع اين نيست که بگوييم تمرکزي “وجود ندارد” –که دارد (حداقل به اعتقاد من)- بلکه مي‌بايست بگوييم چرا اين تمرکز “لازم است”. مثلا راه‌حل‌اش شايد چيزي از جنس لزوم ايجاد کانون قدرت به بهاي از دست دادن اندکي (؟) از قدرت آزادي‌ي ذاتي‌ي وبلاگ‌ها باشد.

4-باز هم به هدف‌ها برگرديم که مهم‌ترين قسمت کارمان است. چرا در اساس‌نامه اين همه کم درباره‌ي اهداف صحبت شده است؟ در مورد اهداف –در نگاه گذراي‌ام- تنها در دو ماده‌ي 4 و 11 بحث شده است. البته در “منشور” بيش‌تر توضيح داده شده که به آن هم خواهم پرداخت.

5-“تحقق آزادي‌ي انديشه و نشر آزاد بيان در فضاي اينترنت” به چه صورت خواهد بود؟ در اساس‌نامه توضيح مشخص‌اي داده نشده است جز شايد آن‌که کانون مي‌تواند راي‌گيري‌اي بگذارد و از اين جور موارد. بله! احتمالا کانون قرار نيست از طريق قدرت نظامي اعمال نظر کند، اما اين‌که راي‌گيري‌اش چگونه تاثير مي‌گذارد نيز مشخص نيست. ممکن است کسي بگويد که کانون درباره‌ي يک موردي راي‌گيري مي‌کند و امضاها را مي‌فرستد براي فلان‌جا. دو مساله مطرح مي‌شود که يکي‌اش اين است که به “کجا” خواهد فرستاد و ديگري‌اش اين‌که “درباره‌ي چه” راي‌گيري خواهد کرد؟ سوال اولي از آن‌جا اهميت پيدا مي‌کند که فکر کنم بعضي از دوستان به دليل قبول نداشتن جمهوري‌ي اسلامي ايران، حاضر نيستند امضاها را براي فرضا رييس‌جمهور کشور بفرستند (چون آن‌ها را مشروع نمي‌دانند) در حالي که بعضي ديگر در وبلاگستان بر اين باورند که چنين نوع فشارهايي نيز ممکن است و ايرادي ندارد. چنين مواردي در اساس‌نامه مشخص نشده است اما از آن‌جا که احتمالا در نهايت يک عده‌ي مشخص بيانيه‌هاي کانون را مي‌نويسند (چه به دليل شبکه‌ي ارتباطي‌ي قوي‌شان و مقبوليت کلي‌اي که دارند و چه به دليل همت بالاترشان و چه سواد حقوقي‌ي بالاتر)، اين موضوع اهميت پيدا مي‌کند. چنين چيزهايي اگر در اساس‌نامه مشخص نشود، بعدا مشکل‌زا خواهد شد. آخرين نمونه‌اش هم بحث فيلتر کردن اينترنت بود و دو گروه شدن امضاکنندگان. بحث ديگر،‌ “درباره‌ي چه‌ها” است. در بند 2 منشور گفته شده است که “کانون … با هر گونه سانسور انديشه و بيان مخالف است و …”. آيا اين فقط در فضاي اينترنت صدق مي‌کند يا عمومي‌ست؟ مثلا مي‌خواهم بدانم آيا روزگاري خواهد آمد که کانون بيانيه‌اي صادرکند عليه دستگيري‌ي زندانيان سياسي يا خير؟

6-باز هم از اهداف کانون … “اعتلاي وبلاگ‌نويسي” که در بند (ب) ماده‌ي 4 اساس‌نامه آمده است، چه معنا مي‌دهد؟ مثلا Blogger سهم عمده‌اي در اعتلاي وبلاگ‌نويسي داشته است و هم‌چنين حسين درخشان و راه‌نماي‌اش (در ضمن من هم 10-20 نفر را به وبلاگ‌نويسي تشويق کرده‌ام!!). اعتلاي وبلاگ‌نويسي از چه طريق؟ کمک فني؟ اضافه کردن اعضاي جديد؟ کانون چگونه ” رشد هنری، ادبی و فنی وب‌لاگ‌ها” (بند 4 منشور) را انجام مي‌دهد؟

7-در ميانه‌ي کار بگويم که همه‌ي اين حرف‌ها به اين دليل نيست که مي‌خواهم بگويم “کانون …” چيز بدي‌ست و نبايد باشد. مي‌خواهم نقد کنم تا اگر کانون‌اي به وجود آمد (که احتمالا به وجود مي‌آيد)، تا حد ممکن بنيان‌هاي قرص و محکمي داشته باشد.

8-يکي از ايرادهايي که به کانون –تاکنون- وارد شده است، نوع پوشش آن است. آيا کانون قرارست همه‌ي وبلاگ‌نويسان ايراني را در بربگيرد يا خير؟ چيزي در اين‌باره در اساس‌نامه نمي‌بينم (گرچه شايد باشد)، ولي ذکر آن را –همان‌طور که بعضي از دوستان گفته‌اند- مفيد مي‌دانم. اما مهم‌تر از آن، به نام “کانون وبلاگ‌نويسان ايران” ايراد دارم. از اين نام حداقل دو چيز برمي‌آيد: 1-“کانون” بودن آن. کانون باعث هم‌گرايي مي‌شود، کانون همه را در خود جمع مي‌کند و به طور واحد و يک‌سان عمل مي‌کند. به اعتقاد من لفظ “کانون” در تضاد با غيرمتمرکز بودن وبلاگستان است (در بخش 3 نيز در اين باره گفته‌ام). 2-“وبلاگ‌نويسان ايران” همه‌شمول است. ولي آيا کانون مي‌خواهد همه‌ي وبلاگ‌ها را زير بال و پر خويش بگيرد؟ ياد تشکيلات سوسياليستي مي‌افتم! (شوخي بود!). من پيش‌نهاد مي‌کنم از لفظ “انجمن” (Forum) به جاي “کانون” استفاده شود. Forum به گردهماي‌ي عمومي‌اي گفته مي‌شود که براي بحث آزاد گذاشته شده است. ريشه‌ي آن به رم باستان باز مي‌گردد که در Forums تجارت انجام مي‌شد و قضاوت (خب، شايد قضاوت تجارت مي‌شد). هم‌چنين براي اين‌که پوشش کانون (هنوز که انجمن نشده است!)، همه‌شموليت اجباري نداشته باشد (ولي همه‌شمول حمايتي داشته باشد)، مي‌توان از عبارت “انجمن حمايت از وبلاگ‌نويسان ايراني” استفاده کرد (پيش‌نهاد خيلي راديکالي بود؟!).

ادامه دارد!

Comments are closed.