4=sub(2005,2001)

در ضمن چهار سال هم از 2001 گذشته است و هنوز HAL ساخته نشده است. پس کجاست HAL؟!
(علاوه بر اين‌ها، هيچ پيتزا فروشي‌اي حاضر نشد براي‌ام شام بياورد. آيا اين است عاقبت مومنان و فعالان آزادي‌هاي حداقلي‌ي انسان‌ها؟!)

2005

چيزي نمانده تا لحظه‌اي که از تلاش کم‌فايده‌ي عيسي مسيح 2005 سال گذشته باشد: هم‌چنان هم‌ديگر را گاز مي‌گيريم و وحشي‌ترين‌هاي‌مان، با ايمان‌ترين‌هاي‌مان هستند!

زير سايه‌ي دروازه‌ي جهنم

پرسش: آيا آدم مي‌تواند تا نهايت پدر سوخته باشد؟!
پاسخ: خير! نهايت فراتر از ظرف انسان است.
پرسش: حد پدر سوختگي تا چه حد است؟!
پاسخ: کم‌تر از بي‌نهايت، اما به مقدار قابل توجهي زياد. به اندازه‌ي تمام سلول‌هاي مغز بني بشر.
پرسش: آيا مي‌توان چيزي را دانست و خود را به ندانستن زد؟
پاسخ: گناه پوشاندن حق نزد خداوند محفوظ است.
پرسش: آيا مي‌توان از کسي اعتراف گرفت به ارعاب؟
پاسخ: آتش جهنم در انتظارشان خواهد بود.
پرسش: آيا کسي مي‌تواند در چهره‌اش لبخند و بر لبان‌اش گفتار نيک جاري باشد ولي در عمل �يولا صفت باشد؟!
پاسخ: در آخر زمان، آن زماني که عالمان دين از حزب شيطان مي‌شوند، جهان بدين‌گونه روزگار مي‌گذراند.

سوال از خبرنگاران حوزه IT

سوالي از خبرنگاران حوزه‌ي IT داشتم: آيا تا به حال در مورد فيلترينگ اينترنت تحقيق درست و حسابي‌اي کرده‌ايد؟ آيا تا به حال يقه‌ي وزير مخابرات را گرفته‌ايد که بپرسيد بر مملکت مجازي‌اش چه مي‌گذرد؟ يا تنها بسنده کرده‌ايد به ترجمه و نوشتن مطالب … که حتي گاهي در Help خود ويندوز نيز در موردشان نوشته شده است؟

بگذاريد بگوييم چه چيزي دغدغه‌ام شده است و باعث طرح چنان پرسشي:
Continue reading

تسونامي

بعضي از اتفاقات جوري هستند که مرا از سخن گفتن باز مي‌دارند: چيز خاصي نمي‌توانم بگويم، حتي فکر خاصي هم نمي‌توانم بکنم. در مقابل‌شان کور و کر مي‌شوم، يا به‌تر بگويد لال و ناتوان از سخن گفتن. يکي از اين‌ها، زلزله‌ي اخير است و موج تسونامي‌ي وحشتناک پي آن. نمي‌توانم باور کنم که چطور حدود 110 هزار نفر در زماني کوتاه نابود شوند. واقعا نمي‌توانم تصور کنم. ديگر چيزي نمي‌گويم …

در مقابل موج سانسور چه مي‌توان کرد؟ راه‌حلي پراگماتيک

سولوژن در ايران زندگي مي‌کند. يک شب که به اينترنت کانکت شده بود و مي‌خواست وبلاگ بخواند با تعجب ديد که همه‌ي وبلاگ‌هاي blogspot، persianblog‌ و … به طور مطلق بسته شده است و پيام خطايي نشان داده مي‌شود که اين وبلاگ سانسور شده است. در پايين پيام، اسم شرکتي مي‌آيد (پايا نت‌ورک) که متفاوت با نام ISPي اوست (اسم ISPي او پارتيان است). سولوژن به هر دو شرکت نامه مي‌زند. شرکت خودش پاسخ مي‌دهد که آن‌ها فقط بعضي جاها را سانسور کرده‌اند و شرکت دوم نيز پاسخ نمي‌دهد. پاسخ شرکت خودش قانع‌اش نمي‌کند (چون چشم‌هاي‌اش چيز ديگري را نشان مي‌دهند) و به آن‌ها تلفن مي‌کند. پاي تلفن ديگر کسي از “بعضي وبلاگ‌ها” صحبت نمي‌کند و تاييد مي‌کند که “همه” را فيلتر کرده‌اند و اضافه مي‌کند که اين تقصير همان شرکت (پايا نت‌ورک) است که پهناي باند را از آن‌ها مي‌گيرند. در مقابل سوال “آيا اين کار غير قانوني نيست؟” پاسخ مي‌دهد “نيست چون شرکت مخابرات دستور داده” و در مقابل اين پرسش که چرا بعضي ISPهاي ديگر اين‌گونه فيلتر نکرده‌اند مي‌گويد که آن‌ها هم بايد بکنند. او به شرکت پايا نيز زنگ مي‌زند ولي تلفن‌هاي شرکت معظم پايا به غلط در سايت‌شان اعلام شده است. راست‌اش را بخواهيد، سولوژن دل‌اش نخواست از 118 تلفن آن‌ها را بگيرد چون گمان کرد شرکتي که اين همه معظم است (و اين را با سر زدن به سايت‌شان و شعبه‌هاي مختلف‌شان در سراسر ايران – که لابد آن‌ها هم تلفن‌شان کار نمي‌کند- مي‌توانيد متوجه شويد) ولي تلفن‌هاي درستي را اعلام نمي‌کند، هر چه سرش بيايد حق‌اش است!
Continue reading

گراديان بالاي تابع ارزش حالت-عمل

بعضي حالت‌ها (state) هستند که داراي ارزش بالايي هستند. وقتي نزديک‌شان هستي، زياد بال بال نمي‌زني، ولي وقتي از آن‌ها دور شدي، حسابي تقلا مي‌کني که به آن‌ها برسي و از دوري‌شان مغموم مي‌شوي. تازه اگر از قبل مدل دنياي‌ات را داشته باشي، مي‌تواني پيش‌بيني کني که اگر در آن دور دورها باشي، کلي ناراحت خواهي شد – و عجيب اين‌که پيش‌بيني‌ات همين الان هم گرفته‌ات مي‌کند: هم خودآگاه و هم در دنياي ناخودآگاه.

موج سهمگين فيلترينگ

چهارشنبه شب متوجه شدم که ISPام ديگر هيچ‌کدام – به معناي دقيق و مطلق کلمه- از وبلاگ‌هاي blogspot، persianblog و blogsky را باز نمي‌کند (نمونه‌هايي از آن‌چه رخ داده است را در عکسي که از دسک‌تاپ‌ام گرفته‌ام به وضوح مي‌بينيد). در همان صفحه پيام مي‌داد که اگر سايت شما به اشتباه فيلتر شده است، تکمه‌اي را فشار دهيد ولي طبيعي است که هيچ کدام از اين فشارها و تقه‌ها نتيجه‌اي ندهد و وبلاگ هم‌چنان فيلتر شده باشد. نکته‌ي عجيب ديگر اين‌که در آن صفحه نوشته شده است که توسط PayaNetwork.com اين سانسور انجام شده است ولي ISPي من پارتيان (يا پارس‌سايبرين) است. به نظر مي‌رسد به تازگي خدمات ISPي من توسط اين شرکت گفته شده ارايه مي‌شود.
خب … رفتار مدني‌ي من حکم مي‌کرد که به اين کارشان اعتراض کنم. نتيجه چنين نامه‌اي به PayaNetwork.com بود:
Continue reading

عروسي تکاملي

خب،‌ من قرار است بروم عروسي! عروسي در واقع چيز عجيبي است: موجودات با fitness بالا پس از selection به طور اتفاقي با موجودات قوي‌ي ديگري تعامل پيدا مي‌کنند تا Crossover آماده مي‌شوند. اين آمادگي‌شان را توسط يک message به سيستم اصلي اطلاع مي‌دهند تا diversityي genetic pool تا حد ممکن حفظ شود (و يک نفر بيش از دو بار crossover نکند). عروسي چيز عجيبي است!