دانش‌مند

دانش‌مند

در حالی که تلوتلو می‌خورد می‌آید جلوی سن. یک دست‌اش در جیب است و دیگری هم چانه‌اش را گرفته. کمی جمعیت را نگاه می‌کند و بعد می‌گوید من دارم growing می‌کنم از تعریف‌های شما. بعد ورقه‌های ترانسپارنت‌اش را از کیف‌اش در می‌آورد و می‌گذارد روی اورهد. حدس می‌زنم با شابلن طرح‌های اسلایدها را کشیده باشد. تازه با کاغذ روی اسلاید را پوشانده است و هر چند دقیقه یک‌بار دو سه سانت پایین می‌رود و به همین وضع یک الگوریتم را توضیح می‌دهد. وسط‌های سخنرانی یادش می‌افتد که اگر کس‌ای سوال داشت می‌تواند بپرسد. خب،‌ ریچ ازش سوال می‌کند! آدم‌های دیگر … !
گاهی دست‌اش را روی سرش می‌گذارد،‌ گاهی ترانسپارنت جدید را که می‌گذارد به میز تکیه می‌دهد و چند ثانیه‌ای نگاه تفکرآلودی به آن می‌اندازد، و آخر سر هم یک‌هو اسلایدهای‌اش را تمام می‌کند.
به چک،‌ انگلیسی، آلمانی، فرانسه و ژاپنی صحبت می‌کند. انگلیسی‌ را نه شبیه کانادایی‌ها صحبت می‌کند، نه شبیه سوئدی‌ها،‌ نه شبیه انگلیسی‌ها و نه حتی شبیه ایرانی‌ها.
با اردوس دو مقاله نوشته است و اولین مقاله‌اش هم مربوط می‌شود به ۱۹۶۵.
Vasek Chvatel یک چنین کس‌ای بود!

6 thoughts on “دانش‌مند

  1. سلام
    روی من سیاه! شاید پیش از این هم گفته اند. شاید می دانی. شاید از روی قصد است. شاید…
    ولی این عنوانی که به انگلیسی آن بالا نوشته اید، اشکال دارد. یک حرفش پس و پیش شده.

  2. باز روی من سیاه! اشکال از من بود که عنوان فارسی وبلاگت را ندیده بودم. عذر می خوام.

    سولوژن: سفیدرو باشید!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *