نوستالژی‌ی سرماخوردگی

نوستالژی‌ی سرماخوردگی

سرماخوردگی وقتی کیف می‌دهد که آدم برود زیر پتوی گرم،‌ کس‌ای بیاید و هر نیم ساعت یک‌بار یا سوپ گرم دست‌ات بدهد یا آب لیموشیرین یا آب پرتقال (به نیت تاثیر مثبت ویتامین سی بر سرماخوردگی) و بعد هم کلی قربان صدقه‌ات برود و نظرت را راجع به سوپ بپرسد (تا وعده‌ی دو ساعت بعدی بیش‌تر به مذاق‌ات بیاید) و تو هم کتاب مورد علاقه‌ات را آرام آرام بخوانی و صبح بشود شب و شب هم بنشینی به یکی دو فیلم خوب دیدن (هنوز در همان جای گرم سابق هستی – جز مواقع ضروری نتیجه‌شده از آن همه مایعات که البته مثلا این هم کلافه‌ات می‌کند و می‌گویی با خودت که خب،‌ مریضی است و هزار دردسر) و بعد نفهمی چطور شد که خواب‌ات برد و فردا صبح همین برنامه ادامه پیدا کند تا یکی دو روز!

5 thoughts on “نوستالژی‌ی سرماخوردگی

  1. از من به تو نصيحت، با اين زمهريری که رفتی، حتمآ flu shot رو فراموش نکن! اين‌جاها آنفولانزاهای خيلی بدی هست که آدم رو بيچاره می‌کنه.

  2. من هم خیلی از این وضعیت خوشم میاد ولی راستش از وقتی ازدواج کردم یک همجین سرماخوردگی کیف ناکی نداشتم . بنابراین ترجیح میدهم اصلا سرما نخورم !

  3. نه فلو شات هم کار نمی کنه من بدترین سرمای عمرم رو توی اولین (و آخرین!) سالی که فلو شات زدم خوردم!!!! ولی خوبه که تو حداقل این خاطره ی نوستالجیک رو از سرما خوردن داری من که همینش هم توی ذهن ندارم! ایشالا خوب شی 🙂

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *