روز اول سال نو

روز اول سال نو

امروز در جلسه‌ی داخلی‌ی گروه مطالعات آسیب‌شناسانه‌ی فراملکولی‌ی چندفرهنگی‌ی دانش‌گاه‌مان به این نتیجه رسیدیم که “عید است خیر سرش و ما باید مثل سابق بیل بزنیم!”.
تحویل سال شده و نشده باید تلفن‌ها را قطع کنی و بدوی بروی تا به کلاس برسی، بعد بروی فلان موضوع آموزشی را از رییس کل بپرسی، بعد ساندويچ گاز بزنی به جای غذای شب عید (سبزی پلو با ماهی را عرض می‌کنم‌ها!) و دوباره بدوی صد صفحه پرینت بگیری که مثلا بفهمی معادله‌ی دیفرانسیل جزیی حاصل‌شده در مساله‌ی shape from shade بدون فرضیات محیرالعقول و در نظرگرفتن فرض viscousبودن پاسخ ممکن، به پاسخ یک‌تایی منجر نمی‌شود (که این‌طور!). بعد آخر سر هم نتوانی بروی و ببینی در نهایت می‌توانی عیدی‌ی خاص‌ات را برای خود جور کنی یا خیر (تازه آن هم از این عیدی‌هایی است که معلوم نیست آخرش آب زمزم می‌شود یا سیب شیطان). بعد شروع کنی به برنامه‌نوشتن و مشق‌نوشتن و غیره و ذلک و تازه یادت بیافتد باید بروی فیلم‌ای را که از جایی گرفته‌ای پس دهی و همین الان‌اش هم یک روز دیر کرده‌ای. مشق‌ها هم‌چنان مانده، عیدی‌ای گیر نیامده، سبزی پلویی خورده نشده، و خلاصه این‌طوری‌ها.
نه! نه این‌که فکر کنی بد باشد. خوش می‌گذرد اتفاقا این‌طوری. فقط یک مقدار فرق دارد با همیشه، متوجه‌ای که؟!

4 thoughts on “روز اول سال نو

  1. البته که متوجه هستم! این‌ها را هم اضافه کن!: صبح‌اش کلاس دودر کنی و … :))‌
    عیدی‌ات هم به سبب دیرکردت دوبرابر شده! خبر که داری؟‌! :))
    هاممم! ولی می‌دانی به‌ترین چیز برای من این بود که کمی بعد از سال تحویل به تو سال نو را تبریک می‌گویم! این خیلی ارزشمند است! متوجه‌ای که؟! الان ذوق‌مرگ شدی؟!

  2. سلام ، سال نوی شما مبارک/ سالی خوب و پر از موفقیت داشته باشی.
    ناراحت روز اول سال توت نباش. بالشخصه حاضرم جایم را با شما عوض کنم!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *