فلسفه تخصص‌زده

فلسفه تخصص‌زده

In my opinion, philosophy has changed substantially in the last thirty or so years. Gone are the days of large, central figures, whose work is accessible and relevant to, as well as read by, nearly all analytic philosophers. Philosophy has become a highly organized discipline, done by specialists for other specialists. The number of philosophers has exploded, the volume of publication has swelled, and the subfields of serious philosophical investigation have multiplied. Not only is the broad field of philosophy today far too vast to be embraced by one mind, something similar is true even of many highly specialized subfields.

البته همه دقیقا این‌گونه فکر نمی‌کنند (+) ، اما به هر حال به گمان‌ام توصیف‌ای است کم و بیش معقول -و روشن‌گرانه- از آن‌چه “هست” در مقابل آن‌چه “تصور می‌شود باشد”.

به شخصه از این‌گونه نگریستن به فلسفه خوش‌ام نمی‌آید. فلسفه اگر بیش از حدی تخصصی و شاخه شاخه شود ارزش خود را از دست می‌دهد و می‌شود رشته‌ای مثل علوم دیگر. موضوع تقریبا مربوط این‌که به گمان‌ام معمولا فیلسوفان بزرگ، فلسفه‌دانان بزرگ نبوده‌اند.

3 thoughts on “فلسفه تخصص‌زده

  1. سلام سولوژ ! برنامه ما چی شد ؟ قرار بود یک ایمیل بزنی (:
    چند وقته من برات کامنت بی ربط نذاشته بودم ؟

  2. فکر کنم راسل، ویتگنشتاین، کارناپ، کواین و من برای این دو قرن کافی باشیم. نمی‌دانم چرا این همه آدم وقت تلف می‌کنند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *