تاریخ‌شان

تاریخ‌شان

دولت مردان وقتی می‌خواهند چیز مهم‌ای به هم بگویند، این‌طوری‌ها می‌نویسند:

April 24, 1945
Dear Mr. President,
I think it is very important that I should have a talk with you as soon as possible on a highly secret matter.
I mentioned it to you shortly after you took office but have not urged it since on account of the pressure you have been under. It, however, has such a bearing on our present foreign relations and has such an important effect upon all my thinking in this field that I think you ought to know about it without much further delay.
Faithfully yours,
Henry Stimson
Secretary of War
(+)

این یک کلوم حرف مهم اعلام اختراع چیزی بود که سه چهار ماه بعد دویست هزار نفر را فرستاد آن دنیا.
مرده‌شور برده‌ها!

تکمیلی:
و اگر می‌خواهید بدانید دولت‌مردان چگونه تصمیم‌گیری می‌کنند، نوشته‌ی محرمانه‌ی زیر را ببینید. این سند آگوست ۲۰۰۵ آزاد شده است:
صورت جلسه‌ی تصمیم‌گیری برای انتخاب اهداف حمله‌ی اتمی [جلسه سه ماه پیش از حمله‌ی اتمی برگزار شد و کیوتو، هیروشیما، یوکوهاما و زرادخانه‌ی کوکورا(؟) به عنوان اهداف مناسب تشخیص داده شدند. سه ماه پیش‌تر از حمله!]

برای اطلاعات بیش‌تر هم صفحه‌ی ویکی درباره‌ی حمله ی اتمی به هیروشیما و ناکازاکی را ببینید.

در نهایت تاثیر عمل دولت‌مردان را از فاصله‌ی خیلی دور ببینید. فاصله‌ی نزدیک‌اش برای روحیه‌ی آدم خیلی خوب نیست (راستی شما تا به حال شنیده‌اید که با بمب اتم طرف بخار شد، نه؟ (البته در واقع تصعید!). در جستجوهای‌ام یک عکس‌ای دیدم که تنها چیزی که از طرف مانده بود سایه‌اش بر پلکان بود!)

تصویر ناکازاکی پیش و پس از حمله را از این‌جا ببینید.

15 thoughts on “تاریخ‌شان

  1. و ما نمی دانیم که جان چند نفر را – حتی از همان ژاپنی ها- را که در اثر ادامه جنگ می مردند نجات داد. نه؟

  2. ۱-من تاریخ‌دان جنگ جهانی‌ی دوم نیستم، اما با نگاه به چند نوشته و سند از آن زمان به این نتیجه رسیدم که خیلی‌ها اعتقاد داشتند ژاپن در آن شرایط تقریبا کارش تمام شده بود و احتمالا دیگر نیازی به یک تهدید دیگر وجود نداشت. ژاپن در آن شرایط نیروی هوایی‌اش کاملا از بین رفته بود، امریکایی‌ها به خاک سرزمین‌اش حمله کرده بودند و … . این خیلی‌ها هم افراد خیرخواه نبودند، سیاست‌مداران و ژنرال‌های امریکا بودند.
    ۲-با این حال ممکن است اگر از بمب اتمی استفاده نمی‌شد تلفات جنگ بیش‌تر می‌شد. ممکن هم بود نمی‌شد. می‌توان در مورد احتمال‌اش صحبت کرد. گمان من همان چیزی است که در بند (۱) نوشته‌ام.
    ۳-ایراد کار تنها این نیست که دویست هزار نفر کشته شدند، بلکه این است که از آن پس همیشه در وحشت انفجار اتمی‌ی دیگری بوده‌ایم. انفجاری که احتمال دارد دنیا را به جنگ اتمی بکشاند. آن انفجار ما را به دنیای تازه‌ای پرت کرد.
    ۴-اخلاق من احتمال نجات‌دادن یک گروه را بهانه‌ای برای کشتن یک نفر نمی‌داند. موضوع همان تفاوت ارزش‌های فردی و ارزش‌های نگویم عینی، اما ظاهری است (که در آمار نفوس خلاصه می‌شود). نمی‌دانم در شرایط دشوار خود چه خواهم کرد. ترجیح می‌دهم این شرایط پیش نیاید.

  3. Taklif e maa ro moshakhas kon to belakhare research asistante haaji hasti yaa masih e moud? mamoolan daashtan e har 2 kheslat dar sar hade kamaal baraaye yek nafar emkaan pazir nist.

  4. در نتیجه به همین دلیل است که برای هیچ‌کدام GAی نزدیک به کمال‌ای نیستم (البته برای مسیح فعلا فقط TA می‌کنم!).

  5. به نظرم مشکل بيش‌تر سر بمب دوم است. ممکن است نمی‌دانسته‌اند که چه چيزی درست کرده‌اند (مرده شوی برده‌ها) ولی اول‌ای را که آزمايش کرديد…
    البته خوب مشخصاً چيز زيادی گنده‌ای اختراع کرده بودند، ولی روش‌ها هنوز همان است. فرق‌اش سر تعداد کسان‌ای است که يک دفعه با هم می‌ميرند.

  6. بمب اتمی‌ی هیروشیما، اولین بمب اتمی نبود. پیش‌تر از آن یک انفجار اتمی تست شده بود. در ضمن با این‌که ترومن گفته بود که هیروشیما منطقه‌ای نظامی است و خیلی هم بد نمی‌شود حمله به آن‌جا ولی کارشناسان(!) هیروشیما را به این دلیل انتخاب کردند که شانس مرگ افراد در آن‌جا زیاد است چون منطقه‌ای با تراکم بالا است (یا چیزی در همین حدود). در ضمن جالب است که این دو شهر از بین یک لیست پنج شش شهری انتخاب شده بود. بامزه‌تر این‌که در پرواز دوم، ابتدا قرار نبود ناکازاکی نابود شود، اما چون آب و هوای آن یکی شهر خراب شده بود (ابری بود) و سوخت‌شان رو به اتمام، به ناکازاکی که هدف دوم بود حمله کردند.

  7. Be hamin raahati chon havaa abri bude? Bemiram baraaye in taghire masire shaa’eraaneh! Engaar taraf daashte mirafte baa bomb date i chizi bokone.

  8. هممم…. این‏ها را نمی‏دانستم.
    احتمالاً بشود نتيجه گرفت که بايد چنين کاری هم می‏کردند که ابرقدرت بودن‏شان را تثبيت کنند. يک جور فرياد قدرت داشتن که همه جهان حساب کار دست‏شان بيايد.

  9. سلام…ممنون از تبریکتون.کامنتی که گذاشتید توصیف دقیقی بود از احوالات این روزهایم!در مورد سوالی که در پست قبلی مطرح کردید و پاسخی (!) که من دادم باید بگویم به هیچ وجه منظورم این نبوده است که بحثهای مطروحه بی ربطند،بلکه معتقدم منِ دانشجوی اقتصاد باید بیشتر روی این مسائل تأمل کنم،چون بیان یک نظر قاطعانه نیاز به تحلیل و بررسی دقیق و عمیقی دارد که خوب فکر می کنم با این اطلاعات فسیل شده ای که از تحصیل در معتبرترین دانشگاه کشور و در نزد معتبرترین اساتید نصیبم شده است،فقط می توانم بگویم:شرمنده ام!I have no idea!

  10. یادمون باشه اون موقع آغاز شروع جهان دو قطبی بود و حملات اتمی به ژاپن یک جور چشم زخم بود به کمونیستهای شوروی در اون روزگار .

  11. احتمالا به این دلیل که بسیاری از چیزهای دیگر نیز باقی مانده‌اند. می‌گویند حتی ساختمان‌هایی دقیقا زیر انفجار بوده که سالم مانده (نمی‌دانم هیروشیما بود یا ناکازاکی). شاید یک دلیل‌اش این بوده باشد که پل‌ها از بتن بوده‌اند و بقیه‌ی سازه‌ها از چوب. شاید البته (هیروشیما تا جایی که با خاطر دارم ساختاری چوب داشت. ناکازاکی را نمی‌دانم. در ضمن حدس می‌زنم احتمال این‌که پل از بتن باشد نسبتا زیاد است).
    ک دلیل دیگر هم شاید ساختار ایرودینامیکی‌ی پل‌ها باشد. پل‌ها مسطح‌اند تقریبا،‌ اما ساختمان‌ها خیر. در نتیجه تخریب ناشی از موج انفجار (که به نظر می‌آید تقریبا با توان اول فاصله ضعیف می‌شود) برای آن‌ها کم‌تر تاثیرگذار است. اما موج گرمایی تقریبا با توان دوم کم می‌شود، خب، واقعا سریع تضعیف می‌شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *