Browsed by
Month: August 2006

لینک زنانه

لینک زنانه

بعضی وبلاگ‌های زنان را که می‌روی -مخصوصا تازه تاسیس‌شده‌ها- می‌بینی نویسنده‌اش به شش هفت وبلاگ دیگر لینک داده است که بیش‌ترشان وبلاگ‌های زنان دیگر است. در این مواقع این حس به من دست می‌دهد که یک دختر تازه پاگذاشته در وبلاگستان هنوز نتوانسته است مردترسی‌ی کوچه و خیابان‌اش را به کناری نهد و در نتیجه هم‌چنان با احتیاط با مردان جدید و ناشناس ارتباط برقرار می‌کند – حتی اگر این ارتباط محدود به لینک‌دادن باشد و به خطری منجر نشود.
علت دیگری هم دارد؟ مثلا صمیمت‌ای که بین زنان برقرار می‌شود و بین زن و مرد وجود ندارد؟ اگر این باشد، کمی عجیب نیست؟

پایه‌های شادان و رقصان انسان‌گرایی

پایه‌های شادان و رقصان انسان‌گرایی

از پایه‌های انسان‌گرایی پرسیده بودم.
دو جور به ماجرا می‌نگرم: یکی از دید این موجودات شادِ خوش‌حال است و دیگری از دید این موجودات متفکر اندوه‌گین. حس می‌کنم (و نه چندان بیش‌تر) که انسان‌گرایی را نمی‌توان بر پایه‌ی دومی بنا کرد، شاید اولی: این سیستم‌های دینامیکی‌ی شادانِ رقصان.

دینامیک رقصان

دینامیک رقصان

Dancing Girls
و آن موجودات گاهی دوست دارند دینامیک‌شان را به هم couple کنند و رفتارهای دینامیکی‌ی جدیدی از خود بروز دهند؛ چرخان، رقصان، شادان!

انسان‌گرایی

انسان‌گرایی

و البته سوال پایه‌ای این است: آیا نگاه انسان‌گرایانه موجه است؟
دی‌روز با خود فکر می‌کردم اگر بخواهم با یک چیز با بقیه‌ی مردم دنیا هم‌فکر باشم (و آن‌ها را وادار کنم که به آن باور داشته باشند)، آن انسان‌گرایی خواهد بود. البته شاید اشتباه می‌کنم و پایه‌ای مهم‌تر نیز وجود داشته باشد. پس سوال را دوباره مطرح می‌کنم: آیا نگاه انسان‌گرایانه دیدگاه موجه‌ای است؟

سکون و سکوت

سکون و سکوت

فرض کن پدیده‌ای تاثیری مخرب بر عده‌ای انسان دارد. اما حوزه‌ی عمل تو آن‌قدر از آن پدیده دور است که تاثیر عمل‌ات یا صفر است یا به صفر می‌زند.
آیا کم‌اثر بودن عمل فرد بر آن پدیده مجوزی بر بی‌عملی او می‌تواند باشد؟
حال گیریم به هر دلیل‌ای بی‌عملی را برگزیدیم. آیا بی‌تاثیری‌ی عمل ما می‌تواند حق فکرنکردن به آن موضوع را به ما بدهد؟ به عبارت دیگر حالا که نمی‌توانی کاری بکنی،‌ پس دیگر هم به‌اش فکر نمی‌کنی. یادت باشد در این میان آدم‌هایی در رنج‌اند.

در ضمن فراموش نکنید که همه‌ی این‌ها را از منظری انسان‌گرایانه ببینید.