سامان‌دهی یعنی چه؟ نقد @#$@!#$های مدرن

اولین واکنش من به طرح سامان‌دهی و مجازسازی‌ی اینترنت(!)‌ یک فحش خیلی بد بود! نمی‌توانم برای‌تان بگویم دقیقا چه گفتم. دور از ادب و نزاکت است. اگر کس‌ای خواست، برای‌ام نامه‌ی فدایت شوم بفرستد تا شاید به‌اش بگویم (اما اگر فکر می‌کنید فحش مورد نظر دو کلمه بود، اشتباه می‌کنید. چهار کلمه بود و کلمه‌ی اول‌اش هم Please بود!).

واکنش بعدی‌ام این بود که عصبانی بشوم. واکنش بعدی‌ام تعجب بود. بعد خندیدم به حجم گسترده‌ی پفیوزی! بعد یاد گتوهای یهودیان در حکومت نازی‌ها افتادم که آدم‌ها را ابتدا حسابی ثبت می‌کردند، بعد تبعید، بعد بهره‌کشی می‌کردند و در نهایت صابون‌شان.
بعد شک کردم که مشکل از پفیوزی‌ی عده‌ای است یا بلاهت بعضی‌های دیگر؟ هنوز پاسخ این را نمی‌دانم، اما به نظرم -با عرض تاسف- هر دو.

چه کار باید بکنیم؟
یا من چه کار می‌کنم؟
من سایت‌ام را ثبت نمی‌کنم. سایت من، مال من است. این گوشه‌ی فضای اینترنت مال من است و هر چه بخواهم در آن می‌نویسم. من معمولا آزارم به کس‌ای نمی‌رسد. معمولا در نوشته‌های‌ام به کس‌ای به طور مستقیم توهین نمی‌کنم. در بیش‌تر مواقع کاری به سیاست ندارم. اصولا موجود خیلی خطرناکی نیستم – حداقل در ظاهر. اما این‌ها به این معنا نیست که سرم را بیاندازم پایین و مثل گوسفند هر چه گفتند عمل کنم. هیچ‌وقت این‌کار را نکرده‌ام. از چهار سالگی‌ام در مقابل هر گونه محدودیت سرکشی کرده‌ام تاکنون. چیز زیادی نمی‌خواستم، اما کوچک‌ترین محدودیت را هم تحمل نمی‌کنم. طغیان می‌کنم، عصیان می‌کنم. گاهی آرام، گاهی پر سر و صدا. اما گریزی از فرار از محدودیت نیست: آزاده‌گی یک انتخاب اجباری است.

من سایت‌ام را ثبت نمی‌کنم. از شما هم می‌خواهم سایت‌تان را ثبت نکنید. در ضمن، اعتراض‌ام بی‌جانانه (= منفعلانه، passive!) نخواهد بود. می‌خواهم این کارشان را نقد کنم. حاصل نقدم را در زیر می‌بینید. نقدم طنز است. در واقع نمی‌خواستم طنز بشود، اما آیین‌نامه‌ی ایشان به زور رگه‌های طنز در متن‌ام دواند. اما این از جدیت‌اش ذره‌ای نمی‌کاهد. از توی خواننده هم می‌خواهم همین‌کار را بکنی. اعتراض کنی،‌ نقد کنی. بگویی که از دست طرح‌های ابلهانه‌شان خسته‌شده‌ای و این را بلند بگویی. جوری که بشنوند. جوری که همه بشنوند.

بله! بله! ببینیم در فصل سوم این آیین‌نامه چه چیزی نوشته شده است و معنای آن چیست. توضیحات‌ام را بین دو [ ] قرار می‌دهم. پیشاپیش بابت زبان‌نگاری‌ی مفتضح آیین‌نامه از شما پوزش می‌طلبم. کلمات از هم وارفته‌ی متن‌شان نیاز به اروتووربوم (Orthoverbum) ثابت دارد که متاسفانه گویا موجود نیست.

فصل سوم : تخلفات و نحوه رسیدگی به آنها

ماده 7- انتشار و نگهداری هر نوع داده اعم از متن ، صدا ، عکس ، تصویر ، کارتون ، پویا نمایی ، فیگور ، کاریکاتور ، فیلم و غیره که از جمله حاوی مضامین زیر و موارد موضوع بند های “ت و ث ” ماده 1 این ایین نامه باشد در پایگاه اطلاع رسانی ممنوع است.
[به این می‌گویند پلی‌فرمیسم در سانسور: اگر حرف‌ات سانسور بردار باشد، دهن‌ات را می‌دوزند، اگر قر سانسورپذیر بدهی (یعنی مثلا برای خوش‌حالی حرکت‌ای جز دست‌زدن بالای سر مثل شکل رایج دولتی‌ی عیدهای مذهبی انجام دهی)، کمرت را با منگنه به دیوار می‌دوزند و حتی اگر گوزت هم توهین‌برانگیز باشد، در باسن‌ات را با چوب‌پنبه می‌بندند.]

الف – مطالب الحادی و نفی یا تضعیف اصول و ارزش های اسلامی و یا توهین به اسلام و مقدسان آن و اهانت به امام (ره) و یا رهبری
[الحاد! می‌دانیم که بعضی‌ها دایره‌ی دین و اصول و ارزش‌ها را چقدر تنگ‌نظرانه تعریف کرده‌اند دیگر، نه؟ آن‌هایی که باور دارند موقعیت دست‌های‌ات در هنگام پرستش پروردگار کیهان، در این‌که مومن‌ای یا کافر تاثیرگذار است.]

ب – توهین به ادیان آسمانی و کتب مقدس و انبیاء و معصومین و مقدسان
[و همه می‌دانیم که دین ارزش بالاتری نسبت به چیزهای دیگر دارد. ندارد؟]

پ – تحریک و تشویق به ارتکاب اعمال علیه امنیت ، حیثیت و منافع جمهوری اسلامی ایران
[تحریک علیه منافع ج.ا.؟ غلط بکنیم!]

ت – تحریف مطالب امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری مدظله العالی ، تحریف انقلاب اسلامی ملت ایران و توهین به ارزش های آن .
[هاها! این‌اش دیگر خیلی جالب است. معنای این جمله این است که هر چه ما می‌گوییم که بعضی‌ها گفته‌اند، همان درست است. یعنی گروه‌های داخلی و متعهد و مسلمان و مبارز و غیره‌ی دیگر (که در گرماگرم گفتمان عقلانی‌ی امروز هم‌چنان از صحیفه‌ی نور نقل قول می‌کنند برای اثبات حرف‌های‌شان) هم اگر جزو طیف *خیلی خودی* حساب نشوند، در بازی نیستند و سایت‌شان می‌تواند سانسور شود.]

ث – هر گونه اقدام علیه قانون اساسی و یا تفرقه افکنی و خدشه در وحدت و وفاق ملی و استقلال و تمامیت ارضی و یا القاء بد بینی و نا امیدی در مردم نسبت به مشروعیت و کار آمدی نظام
[وای! خدای من! این یک بند خودش عالم‌ای است مجزا! معنای این گزاره‌ی مرکب -به طور خلاصه- این‌هاست:
۱) قانون اساسی را نقد نکنید.
۲) وحدت فعلی‌مان خوب است، به‌تر هم دارد می‌شود. حرف زیاد نزنید که تفرقه‌افکنی است.
۳) ملت ما به زور هم که شده با ما وفاق دارند. آن را خراب نکنید یا سایت‌تان را تعطیل می‌کنیم.
۴) بدبین نباشید (که بدبین است؟) که آینده از ما است.
۵) مشروعیت! چه کس‌ای شک داشته است وقتی می‌دانیم امام زمان(ع) خودشان لیست نماینده‌های مجلس را برگزیده‌اند و رییس جمهور از نزدیکان او است (چپ چپ به من نگاه نکنید: من که این را نگفته‌ام، خودشان می‌گویند که نقشه‌ی مسیر ظهور را در اختیار دارند دیگر!).
۶) کارآمدی! بله! من همیشه قبطه می‌خوردم از کارآمدی‌ی سیستم‌های اداری‌ی ایران.]

ج – توهین به اقوام و اقلیت های مذهبی
[حجم توهین‌ای که این آیین‌نامه به ملت ایران تحمیل کرد بیش از میزان توهین‌ای است که در سه ماه به کل اقوام کشور می‌شود. این نسبت، به ده سال برای اقلیت‌های مذهبی افزایش می‌یابد. آخرین باری که شما جوک‌ای درباره‌ی یک اقلیت مذهبی شنیده‌اید کی بوده؟ و آخرین باری که مقامات مسوول شما را گوسفند حساب کرده‌اند چه؟]

چ – افشای اسرار و اسناد طبقه بندی شده از قبیل نظامی ، امنیتی و سیاسی دولتی و خصوصی
[آیا اعترافات شب یلدا جزو افشار اسرار خصوصی حساب می‌شود؟ خجالت بکشید! همه‌تان اعتراف کردید که چند تا دوست‌دختر داشته‌اید و چه کارهای‌شان کرده‌اید (می‌خواهید خودم بگویم؟!)‌ اما من که می‌دانستم این قانون می‌آید راجع به نقشه‌ی هواپیما و روبات صحبت کردم. بلندبینی را می‌بینید؟]

ح – اشاعه منکرات و ترویج فحشا و مطالب مغایر با عفت و اخلاق عمومی
[دخترهای عزیز لطفا شب‌ها به سایت من نیایند چون من خواب‌ام و شما بیدار و بیم فحشا می‌رود. در مواقع دیگر لطفا حجاب اسلامی را رعایت کنید. در ضمن موقع کامنت‌گذاری هم دست‌تان را از کنار دکمه‌ی Enter بکنید توی کی‌بوردتان تا نوشته‌ها درست تایپ نشود و غریبه (یعنی من!)‌ شهوت‌زده نشوم. دیگر گفتن ندارد که موقع کامنت‌گذاشتن نباید به وبلاگ‌ام مستقیم خیره شوید. به‌تر است تنها به کیبوردتان نگاه کنید یا ترجیحا چشمان‌تان را ببندید (آخر که گفته است شما نسبت به دستان‌تان هم محرم‌اید؟). راستی فراموش نشود که تنها وقتی خیلی ضروری است کامنت بگذارید. یک نگاه به پست آخر البته حلال است!]

خ – توهین به اشخاص حقیقی و حقوقی

د – اطلاعات خصوصی و شخصی افراد بدون اخذ اجاره کتبی از آنان

ذ – انجام فعالیت های اقتصادی غیر قانونی از قبیل پولشویی ، تجارت هرمی و غیره .
[و آن‌گاه قانون: “و غیره!” -بدون شرح]

ر – تبلیغ یا آموزش پایگاه های اطلاع رسانی غیر مجاز
[بچه‌ها! من فردا می‌خوام یه پست بذارم و گوگل یادتون بدم – که همه می‌دانیم سایت بسیار بسیار غیرمجازی است.]

ز – آموزش و ارائه هر نوع روش مقابله با مسدود سازی پایگاه های اطلاع رسانی غیر مجاز (فیلترینگ)
[سانسور‌تان می‌کنیم و اگر بخواهید از سانسور فرار کنید، سانسورتان می‌کنیم دونبش! نامعقول است؟ در زندان هم اگر یک زندانی بخواهد فرار کند یا کمک کند دیگران فرار کنند، باید تشدید مجازات شود. پس خیلی هم معقول است.]

ژ – نشر اکاذیب و افترا
[“ملکه‌ی انگلیس دست‌اش را توی دماغ‌اش می‌کند!” آیا (دوباره) سانسور می‌شوم به دلیل نشر افترا؟ باور کنید یاشار یک بار به من گفت خودش دیده که روی جلد عکس یک مجله‌ای چنین عکس‌ای بوده.]

س – برقراری هر نوع پیوند که مبلغ و مروج پایگاه های اطلاع رسانی حاوی مضامین جزء های فوق الذکر باشد.
[یعنی بلاگرولینگ‌های‌تان را حذف کنید، به سایت خودتان لینک ندهید (چون طبق بندهای پیشین، سایت‌تان غیرمجاز است)، به ساماندهی[دات]آی‌آر البته شاید بتوانید لینک دهید. البته نمی‌دانم دزدی‌ی طراحی‌شان با موارد بالا تناقض‌ای دارد یا خیر. فکر نکنم. به هر حال شواهد بیست و چند ساله نشان می‌دهد دزدی خیلی … استغفرالله!
به هر حال من در اولین قدم لینک کسانی را که برای این پست کامنت نگذارند حذف می‌کنم!]

ش – هر نوع اقدام خلاف شرع یا قانونی دیگر یا مخالف ضوابط و مقررات
[من صبح‌ها که بیدار می‌شوم پرچم ج.ا. را بالا نمی‌برم و مراسم صبح‌گاه در وبلاگ‌ام به راه نمی‌اندازم. فکر می‌کنید کار غیرقانونی‌ای می‌کنم؟ (آخه توی مدرسه این جزو مقررات بود و البته من همیشه کمی دیر می‌رسیدم!). اگر هست، بگویید از این به بعد هر روز صبح‌گاه داشته باشیم.]

42 thoughts on “سامان‌دهی یعنی چه؟ نقد @#$@!#$های مدرن

  1. با سلام
    همانگونه که احتمالا مطلع شده اید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کلیه دارندگان سایتها و وبلاگهای ایرانی (فارسی؟) را ملزم به ثبت نام رسمی کرده و تهدید به مسدود و فیلتر نمودن سایتها و وبلاگهای سرپیچی کننده از این طرح کرده است .
    من به عنوان دارنده یک سایت کوچک از شما دعوت می کنم که این طرح را تحریم نموده و دوستان و آشنایان خود را نیز به تحریم دعوت نمایید.
    نیازی نیست که در این پیام به زیانهای این طرح بپردازم پس به طور خلاصه به پیامدهای تحریم گسترده این طرح ( در صورت وقوع ) می پردازم
    1 ممکن اسن طراحان این طرح با مشاهده تحریم گسترده دست ازعمل خود بردارند ناگفته پیداست که چنین امری پیروزی بزرگ و شیرین برای تحریم کنندگان خواهد بود.
    2 امکان دارد باوجود تحریم گسترده وزارت ارشاد به کار خود ادامه داده و تمامی سایتها و وبلاگهای تحریم کننده را مسدود و فیلتر نماید . این عمل معادل این است که درصد بالایی از منابع ایرانی (فارسی؟) وب (بسته به گستردگی تحریم) به روی مخاطبان بسته شود. گرچه در بدو نظر این امر ضربه ای بزرگ برای تحریم کنندگان و مخاطبان آنان خواهد بود ولی ضربه بزرگتر برای طراحان طرح است زیرا به این وسیله موجب نارضایتی شدید و گسترده در تقریبا تمامی کاربران اینترنت خواهند شد. با این عمل کاربران نه مانند گذشته از مشاهده برخی سایتهای سیاسی مخالف یا معاند و پرنوگرافی و ضد مذهب و دیگر مذاهب و غیره محروم شده اند بلکه از بخش اعظم منابع وب فارسی (ایرانی؟) منع و محروم گشته اند که طیف گسترده ای از آنها نه ربطی به سیاست و مذهب دارد نه پرنوگرافی و ضد نظام است .
    این نارضایتی شدید و گسترده در نهایت طراحان طرح را یا مجبور به لغو طرح و یا قبول پیامدهای وخیم آن خواهد کرد . که به نظر من شق اول محتمل تر می نماید .
    به نظر من شرکت شما در این طرح حمایت غیر مستقیم از محدود شدن آزادی بیان و گسترش سانسور و خود سانسوری است چون در صورت موفقیت طرح تنها سانسور شدن و حتی پیگرد قانونی خود را برای مخالفان آزادی بیان سهل و هموار ساخته اید.
    تاکنون پذیرای سانسور بوده ایم و کاری چندان از دستمان ساخته نبود اکنون کمترین مبارزه مان این است که موجب گسترش آن با این طرح نشویم.
    با توجه به مطالب ذکر شده از شما خواهش می کنم تا فرصت باقی است (در این طرح 2 ماه مهلت برای ثبت نام داده شده است و هنوز در ابندای فرصت هستیم پس طبعا تعداد ثبت نام کنندگان تاکنون بسیار اندک است) این دعوت را پذیرا باشید و با ارسال این متن به دیگران و یا قرار دادن آن در سایت و وبلاگ خود و یا به هرشیوه ای که خود مناسب می دانید به گسترش این تحریم سراسری کمک نمایید.

  2. 1. :))
    2. نمی دونم چه دلیلی داره که به زور یه وصلتی ایجاد بشه بین ما و وبلاگامون. قضیه همون محرم بودن و این حرفاس که توی بند ح فرمودید. اما من می گم همین طور نامحرمی مزه اش بیش تره!
    3. ببخشید من بند ح رو رعایت نکردم، چهار صبح اومدم کامنت گذاشتم. مرحمت فرموده برای جغدها یک تبصره ای بذارید. طفلکی ها شب ها خواب شون نمی بره خب.
    4. من یک بار از تریبون خودم اعلام کردم از دست هیچ کس به اندازه ای احمدی نژاد و کارای ابلهانه اش حرص نخوردم با اون دولت مهرورز ش! از تریبون شما هم یک بار دیگه روی این موضوع تاکید می کنم. آخه حماقت هم حدی داره.
    5. راستی این قضیه دولت مهرورز چیه؟ من کلی فرضیه براش ارائه دادم دم صبحی!
    یکی این که ورز مخفف ورزش ه و دولت مداران محترم با مهر ورزش می کنن. حالا این مهر کیه چیه، برید از خودشون بپرسید! یکی این که مهر رو دارن هی ورز می دن که در این مورد هنوز کشف نکردم برای چه منظوری این همه ورز می دن تا پف کنه؟! اما به گمونم دیگه شورش رو در آوردن.( برای مشوش نکردن اذهان عمومی از توضیح این مطلب خودداری می کنم) . یکی دیگه اش هم اینه که ممکنه کلمه رو اشتباهی نوشته باشن و درستش این باشه: مه هر روز. که البته کمی دست کاری شده برای امتحان استعداد عامه مردم که چقدر می تونن رمز گشایی کنن. مه که همون ماه خودمونه که به تمثال زیبای آقای ا.ح نژاد اشاره داره. هر هم که بدون شک از روی بی سوادی ه اولش افتاده و در مورد روز هم به دلیل همان رمز گشایی که در باب اش سخن ها راندیم! کلمه کمی جابه جا شده. در مورد توضیحش هم باید بگم منظور این بوده: ا.ح نژاد! هر روز بهتر از دیروز! که البته تفسیر این جمله بر می گرده به داروینیسم و تکامل که کاملن در حیطه ی اختیارات و دانسته های اینجانب می باشد. اما از اونجایی که در این مقال نمی گنجد از توضیحش صرف نظر می کنم نقطه

  3. خیلی قشنگ بود. آقایان دیگر شورش رادر آورده اند. باید استقبال کنند که جوانان قت و انرژیشان را صرف وبلاگ نویس میکنند ونه صرف @#$@% آنان.

  4. سولو جان،
    من از طرف آقایان بابت اتفاقی که افتاده از شما و دیگر دوستان و حتی خودم عذر خواهی می‌کنم!

  5. عزیز من چه قدر حرص و جوش می‌خوری. این در مقابل همه بی‌حرمتی‌هائی که تا حال به آدم‌های شریف این مملکت کرده‌اند هیچ است، هیچ.

    ضمنا” مخلصیم شدیدا”! :*

  6. دقت کردی سایتشون که بهت آی‌دی میده «کاپچا» نداره. یعنی به راهتی میشه یه بات نوشت و در عرض یک ساعت ترتیبش رو داد. هی دارم وسوسه می‌شم این کار بو بکنم.

    یه سی‌دی‌هایی هست توی بازار تهران که آدرس‌های ۱۱۸ رو داره. یعنی هم ولید هستند. یه کش DNS هم برمی‌داری که آدرس‌های ولید اینترنتی داشته باشه با یه بات دقیقه‌ای چندهزار تا رکورد تو دیتابیس وارد می‌کنی. تا ابد هم نمی‌تونند بفهمند کدوم رکوردها واقعی‌هستند و کدوم‌ها غیر واقعی. بعد از چند روز می‌بینند که تعداد رکوردها بیشتر از حد تصورشان شده … .

  7. سولو جونِ عزیز، مرسی از تبریکت، به نظر من این طرح ساماندهی! چیز بدی نیست، باعث میشه وبلاگ نویسان به حقوق خودشون واقف بشن، و نسبت بهش حساس بشن، و به جنبش حق خواهی بپیوندند! … البته برای تعدادی آدمِ بی کار هم توسط دولت مهرورزی کار ایجاد میشه!
    در ضمن، به نظرم باعث رویکرد به وبلاگ های خارج از کشور، افزایش مهاجرت! و فرار مغزها (راستش اینقدر برخی از دوستان وبلاگ نویس وابسته به وبلاگشون هستند که حاضرند به همین خاطر از ایران مهاجرت کنند!)، راستی اینهمه وبلاگ رو چطور می خوان ثبت کنند؟ چقدر کاغذ مصرف میشه؟ چقدر وقت هدر میره؟… اوه.. خوب، اگر ثبت نکنیم چی میشه؟ الان هم که خیلی ها فیلتر هستن، ما با فیلتر شکن میریم می خونیم، بعد هم همینه دیگه!

  8. نکته دیگری که باید اضافه کنم این است که آقایان تنها نوک کوه یخی را می بینند، وبلاگ نویسی روشی مسالمت آمیز در بیان افکار است، افکاری که در وبلاگ ها نوشته می شود، چه وبلاگ ها مسدود شوند و چه نشوند وجود دارند، پیشتر هم وجود داشته اند، وبلاگ ها تغییرات عظیمی که در لایه های زیرین اجتماع در طی سالهای گذشته به وقوع پیوسته را نشان داده اند، تازه بخشی از آن را، خیلی از وبلاگ نویسان در مورد عقاید خود، خودسانسوری هم می کنند، با بستن مجاری تنفسی جامعه، راه برای روش های مخرب باز خواهد شد، واقعیت تغییر نمی کند، آنچه که در جامعه به وقوع پیوسته، تغییر نمی کند….

  9. «دودولم رو تو چشماشون فشار می‌دم»
    من با این جمله حکم فیلتر رو برای وبلاگ خودم و تو و حکم اعدام رو برای خودم و تو خریدم!
    دلالیش هم محکمه پسند هست به اندازهٔ‌ کافی:
    ۱. مخالف عفت عمومی است (مردم ما که نمی‌دونند دودول چیه، می‌دونند؟)
    ۲. توهین به مقدسات است (دول رو که توی چشم فشار نمی‌دند، ممکنه بشکنه!)
    ۳. نشر اکاذیب است (چرا چشم؟ مگه جای دیگه‌ای نبود؟)
    ۴. فعالیت اقتصادی غیر قانونی (بدون اینکه پولشون رو بدم، می‌کنم تو چشمشون. کلی سود توش خوابیده!)
    ۵. از وبلاگ تو (که باید فیلتر بشه به خاطر این کامنت) به وبلاگ خودم (که باید فیلتر بشه به خاطر اینکه من می‌نویسمش) لینک داده شده (در این کامنت)
    ۶. من نباید وبلاگ تو رو می‌خوندم
    ۷. تو نباید کامنت من رو می‌خوندی
    ۸. من بلدم با کیبورد تایپ کنم (ممکنه برم سراغ گناه و خدای نکرده با یک ماده انسان چت کنم!!!!!!)

  10. احمق ها چنان تبصره ها و باید و بناید هایی راه انداخنه اند که اگر این ها را به اخوندی از خودشان هم بدهد نمی تواند برود بالای منبر و حرف بزند ..ثبت وبلاگ ها حماقتی است که مطمئنا احمق های زیادی این کار را خواهند کرد

  11. من هم ثبت و امضا نمي‌کنم…. جالب اينجاست که نام دامين براي همه ثبت شده است و اصولا غير قانوني اگر کسي دامين را با مشخصات نادرست پر کند. اما اين طرح ساماندهي بيشتر محمود دهي است تا سامان!

  12. خوب یک کم برام خنده داره که انقدر آشفته شدید در حالی که تا امروز قوانین اینچنینی زیاد بوده ، که می تونسته غیر مستقیم و حتی مستقیم به شما مربوط بشه . تنها چیزی که الان فرق کرده اینه که شما از این قانون “مطلع “شدید . و در حال حاضر اینترنت ، یک پایگاه” اطلاع رسانی” محسوب می شه ، که می تونه برای کشور های که از سیستم آرام وخاموش نگه داشتن مردم از طریق بستن درهای اطلاعاتی استفاده می کنند تهدید ساز باشه .( گوسفندهای بیشتر مملکت بهتر).
    یه کمک کوچک می کنم که اعتراضتون بهتر و سریع تر پیش بره . این آیین نامه بر اساس مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی تدوین شده . شورای عالی انقلاب فرهنگی نهاد قانونگذاری موقتی بود که اوایل انقلاب تا بوجود آمدن مجلس شورای اسلامی شکل گرفت . پس قوانینی که الان این شورا تصویب کند وجاهت قانونی ندارد ، بر طبق قانون اساسی خودشان که این وظیفه را به مجلس سپرده . بگذریم که تو مملکت ما وجاهت قانونی کیلو چند !
    چه کامنت طولانی شد ، دلم پر بودا!!!

  13. واقعا جالبه ها ….تو به وبلاگهای سوخته سر هم میزنی؟!!!!!!!من امروز رفتم واسه تجدید خاطرات اون وبم .که 1 ساله توش چیزی ننوشتهام .در کمال بسی تعجب دیدم شما 2 روز پیش واسش کامنت گذاشتی ……خیلی جدا واسم جالب بودها ….من بعد از 4 ماه بیام برم وبلاگ قدیمی خودم را ببینم وبعدش هم یه کامنت از شما.اون هم چقدر جدید (به قول بچه ها انگیزه ات چی بود؟!!)تازه جالبی اش اینه که ادرسم یادت مونده بود .ادرس ها را جایی مینویسی؟!!!

    (میدونم به متن ربطی نداشت ولی عادتمه ….همیشه کامنت هام به متن هات ربط نداشته باشه .شرمنده!!!!!!!!میدونم که میبخشی!!)

  14. “اصولا موجود خیلی خطرناکی نیستم – حداقل در ظاهر. اما این‌ها به این معنا نیست که سرم را بیاندازم پایین و مثل گوسفند هر چه گفتند عمل کنم. هیچ‌وقت این‌کار را نکرده‌ام. از چهار سالگی‌ام در مقابل هر گونه محدودیت سرکشی کرده‌ام تاکنون. چیز زیادی نمی‌خواستم، اما کوچک‌ترین محدودیت را هم تحمل نمی‌کنم. طغیان می‌کنم، عصیان می‌کنم. گاهی آرام، گاهی پر سر و صدا.”
    من زياد به اين حرفها كه متولّدين فلان ماه فلان جورند اعتماد نمي‌كنم، امّا اين توصيفي كه درباره خودت نوشتي به تصوير من از خودم شباهت زيادي دارد. تصادفي است، نه؟

  15. نمی دونم می دونی یا نه که این کارشون کپی برداری از کار چینی هاست؟
    اصلا دقت کردی هر چی کمونیسته از کوبا و ونزوئلا بگیر تا حزب قرمز ویتنام متحد استراتژیک ایرانن؟
    نه دقت کردی که وقتی این جوریه انتظار زیادی هم نمی شه داشت!

  16. من اين خبر را که خواندم (آدم مؤدبی هستم معمولاً!) يک آقای محترم و يک دختربچه در اتاق بودند، بلند گفتم «…ش‌ها!» و آن آقای محترم هم از عصبانيت تقريباً مرا هل داد که «اوهوی! بچه اين‌جاست!»

  17. باشد روزی که فقط سایتهای ثبت شده, قابل دسترسی از شبکه اینترنت(!)ارائه شده توسط مخابرات باشد!

    خدا ما را ببخشد!

  18. ما که از اون تهدید شما به حذف لینکمان (بند س) بیشتر ترسیدیم تا آینده وبلاگ نویسی مان. پس کامنت میگذاریم (:
    واقعاٌ احمقانه است!

  19. آقا جان من به مطلب شما لینک دادم. دستم بشکنه که این عمل حرام رو با شما انجام دادم. خدا منو ببخشه!!! شما هم مارو ببخش که پرتت کردیم وسط جهنم ، البته وسط این سرما نعمت بزرگیه انشالله!!!

  20. سلام
    کامنت نذلرن حذف می کنی !!!
    خب پس منو جذب کن !!!
    .
    .
    .
    بد است ساماندهی می شویم ، پی گیری می شویم ، فیلتر می شویم ، قطع می شویم ؟؟؟

  21. i think u said: please f*** yourself
    این که شد 3 تا پس چرا گفتی 4 تا؟


    کلمه‌ی fدار توسط سولوژن شطرنجی شد!!! برای جلوگیری از فیـلترینگ احتمالی.

  22. سلام
    معذرت می خوام کسی میدونه مطلب ( آزاد آزاد ) و ( وقتی خیابان ها پر خون است ملک بخرید ) مال کدوم وبلاگه ؟ اگه کسی میدونه خواهش می کنم به من خبر بدین . ممنون

  23. من که خیلی موافقم با اینجوریها و بالاخص اینجوریه جدید.

  24. به ری‌را: نامحرمی مزه‌اش بیش‌تر است؟ یعنی می‌خواهید بگویید شما به روابط خارج از چارچوب اعتقاد دارید؟! عجبا!!! در مورد نصف شب و کامنت و غیره هم قرار است سیستم خاص‌ای نصب کنم که مطالب روز قبل را برای دختران شب‌گرد نمایش دهد. این‌طوری مشکلی پیش نمی‌آید. در مورد ورز و غیره هم که مفصل گفتید. شاید مفعول ورز، خمیر نان یا همان کیک زرد معروف باشد.

    به سهیل: ممنون! (: این سوال برای‌ام گاهی پیش می‌آید: موضوع بلاهت است یا پدرسوختگی؟

    به مازوخ: برادر من! از این‌جا خانواده رد می‌شود! (:

    به هاله: موافق‌ام. این یک نمونه از خروار است. حداقل این‌که به این دلیل هنوز جان کس‌ای گرفته نشده است. گاهی به این واکنش نشان می‌دهیم و گاهی به آن و گاهی به هیچ‌کدام. همین گاهی‌ها هم البته غنیمت است.
    در ضمن ما بیش‌تر! (:

    به حسین: به نظر من ایده‌ی خیلی خوبی است. (: می‌توانی پیاده‌سازی‌اش کنی؟!

    به محمدجواد طواف: آقا! پس اصلا گویا این طرح سبب خیر است! (: با بخش دوم صحبت‌ات هم موافق‌ام. این‌ها متاسفانه بلد نیستند راه درست چیزها را انتخاب کنند. بلد نیستند نظر عمومی را بدانند و مطابق آن عمل کنند. تنها می‌دانند که مردم گرسنه‌اند و مشتاق پول نفت‌ای که سی سال است پشت در خانه‌ها گیر کرده و این‌طوری بارها و بارها رای جمع کرده‌اند. خیلی کم به آن‌چه در ذهن مردم می‌گذرد توجه می‌کنند. در واقع مشکل از ایدئولوژیک‌بودن حکومت است. حکومت‌ای که برای مردم ساخته نشده، بلکه مردم‌اند که باید مطابق آن‌چه ایدئولوژی‌ی [من درآوردی] القا می‌کند عمل کنند.

  25. به جالبیاتی که من دیده‌ام: دکتر شهید م. می‌گوید دودلی (در واقع شک!) بد چیزی نیست، به شرطی که کوتاه مدت باشد. منظور جناب‌عالی همان بود دیگر، نه؟! اگر نبود بگو بروم سانسورت کنم!

    به روزبه: فکر کنم تعداد قابل توجه‌ای از افراد چنین خواهند کرد. به همین دلیل است که اعتقاد دارد خوب است تعداد قابل توجه‌ای از افراد نیز مخالفت خود را بیان کنند.

    به مونالیزا: بله! قانون‌های زیادی است که مطلع نشده‌ام، قانون‌های زیادی است که مطلع شده‌ام و برای بعضی‌های‌شان داد و هوار کرده‌ام و برای خیلی‌های‌شان نه. این اولین بار نیست که به قول‌تان آشفته شده‌ام و البته آخرین بار هم -احتمالا- نخواهد بود. موضوع این است که این مورد خاص، به همین فضایی ربط دارد که این آشفته‌حالی‌ام را می‌بینید: فضای اینترنتی. اما مثلا بی‌فایده است که در مورد فلان قانون ابلهانه‌ی تجارت خارجی چیزی بگویم چون نه تعداد افراد علاقه‌مند به آن در این محیط زیاد است (پس برای خودم حرف زده‌ام)‌ و نه این‌که ممکن است قانون‌گذاران چنان قانون‌ای این‌جا را بخوانند.
    در مورد راه‌نمایی هم ممنون. من کس‌ای نیستم که بتوانم به طور حقوقی این پرونده را ادامه دهم. صلاحیت‌اش را ندارم. اما می‌دانم که شورای عالی انقلاب فرهنگی با این‌که شاید وجاهت قانونی نداشته باشد، اما به اندازه‌ی کافی خرش می‌رود. در نتیجه من ترجیح می‌دهم مستقیم با آن در این مرحله در نیافتم و به جای‌اش با قانون آن مبارزه کنم. نظر شما غیر از این است؟

  26. به پریا: هاها! (: نه! جایی نمی‌نویسم. از تکنولوژی استفاده می‌کنم. (; بازم این طرف‌ها سر بزن.

    به راننده ترن: بله!‌ خواندم چنان چیزی را و در زیر بند “س” آیین‌نامه به آن اشاره کردم. جز خجالت‌داشتن چه می‌توان گفت؟

    به امین: هاها! (: ببین چه آیین‌نامه‌ی بدی است که باعث می‌شود بچه‌های مظلوم چه چیزهایی را که یاد نگیرند.

    به شانه بسر: باریکلا! (: شما کار خیلی خوبی کردید.

    به آذر: موقع لینک‌دادن که به وبلاگ‌ام چشم ندوختید؟! اگر نه، خیلی اشکال ندارد. مثل جزوه‌دادن برادران و خواهران بسیجی به هم است.

    به ارمغان: بله!‌ بد است!

    به مهرداد: من نمی‌دانم آیا سیستم‌های فیـلترینگ به کلمات داخل متن حساس است یا نه. حدس زدم که باشد و ترجیح دادم به این سادگی و توسط یک سیستم اتوماتیک فیـلتر نشوم. در نتیجه لغت مورد نظر را با عرض شرمندگی یک تغییرکی دادم که هم منظور(!) برسد و هم این‌جا بی‌خودی فیـلتر نشود (و اگر قرار است بشود، حداقل یک دلیل به‌تر داشته باشد). در مورد پاسخ سوال: خب! لابد چنان چیزی نگفتم که شد چهار کلمه و نه سه تا!

    به پرهام: من نمی‌دانم!

    به عابر: کلا آره و اینا!

    به احسان عباسی:‌ ممنون! (:

  27. من راستش از وقتی این مصوبه رو دیدم از تعجب بیرون نیومدم و شاخ هام همچنان فروکش نکرده اند! جالبه که تا این حد وقاحت وجود داره. بهت لینک دادم در ضمن.

  28. یک سری از کامنت‌ها از قلم افتاده بودم و در نتیجه جداگانه پاسخ‌شان را می‌دهم:

    به roja_tahrim: بله! من هم موافق‌ام و این نوشته‌ام در همین‌باره است!

    به هومن: خدا ببخشه!

    به حاجی کنزینگتون: اسم شبنم شبهه‌ی گناه ندارد؟!

    به رامین: من هم! (: گرچه فکر کنم اسم domain را بتوان مخفی ثبت کرد (نه در ایران) و اطلاعات آن به دولت ربطی ندارد.

    به مصطفی: !!! من نمی‌دانم اعتقاد دارم یا نه. گرچه الگوی‌اش را کم و بیش مشاهده می‌کنم. گرچه هنوز از نظر آماری نمی‌دانم چقدر این الگوها معنادار است. تاثیرش را البته من نه از ستارگان و صور فلکی که از آب و هوای فصل‌ای که شخص به دنیا آمده می‌دانم. ما آدم بزرگ‌ها زمستان‌ها هم مثل تابستان‌ها نیستیم. حال وقتی قرار است شخصیت شکل بگیرد، ممکن است این چیزها تاثیر شدیدی بگذارد.

    به آنا: چقدر لیبرال! بیایید آرزو کنیم روزی بیاید که تنها وب‌سایت دفتر معظم و رییس جمهور قابل مشاهده باشد و ترجیحا مجلس هم فیـلتر شده باشد.

  29. جناب سولوژن! چارچوب هر رابطه ای را آدم هایی که در آن هستند تعریف می کنند. قضیه همان برداشت های متفاوت آدم ها از یک موضوع مشترک است. این که چه چیزی خارج از چارچوب قرار می گیرد می تواند کاملن شخصی باشد و در یک رابطه به اشتراک گذاشته شود. هیچ الزامی وجود ندارد که تعریف همه از چارچوب یکی باشد.
    در مورد کیک زرد هم که بسیار متین و زیبا فرمودید. 🙂

  30. به سمن: چند تا شاخ؟!!
    به ری‌را: بله!‌ پاسخ من هم‌چنان طنز بود. جدی تفسیرش نکنید! (;

  31. بابا چرا اینقدر شلوغش کردین ؟ اینهمه جنجال نداره …باور کنین اصلا درد نداره …تا بخواین بفهمین چی به چیه تموم شده . یه توتو نشونتون می دن تا شما بخواین یه نگا کنین و بگین اون توتو نیست ، فیله آمپول مرگ آور رو تزریق کردن بهتون و تموم . اصلا نمی فهمهین چه جوری دارین میمیرین. این دستورالعملل چیز تازه ای نداره . توی این زندون که اسمش ایرانه ما هممون محکوم به مرگیم . حالا یکی با گیوتین – یکی با تیربارون – یکی هم با ثبت نام وبلاگ. بابا دموکراسی . آزادی همینه دیگه ….

  32. نه ! مردان بزرگ همیشه موفقیت های بزرگ بدست خواهند آورد.

  33. به پرهام: احتمالا همین که می‌گویید! (:
    به مونالیزا: بله! ولی مردان بزرگ همه‌ی موفقیت‌های بزرگ را با هم به دست نمی‌آورند! (;

  34. Pingback: با اینترنت » Blog Archive » اصل برائت

  35. Pingback: Anti Memoirs » We still love you Samandehi.ir

  36. Pingback: وبلاگ هومن مسگری » تبریک ساماندهی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *