از لذت و آدم‌ها

من و مجله‌‌ی الکترونیکی‌ی هزارتو هم برنامه‌ای داشته‌ایم برای خودمان. قرار بود از همان شماره‌های نخست از نویسندگان‌اش باشم و بنویسم و واقعا هم قرار بود که بنویسم، اما اولین نوشته‌ام همین یکی دو روز پیش به هوا رفت در هزارتوی لذت.
نوشته‌ام “از لذت و آدم‌ها” نام دارد. ابتدای‌اش را بخوانید:

(۱)
بوی عود می‌پیچد در خنکای اتاق پرده‌کشیده‌‌ی نیمه‌تاریک؛ و عطر تن‌اش می‌دود به میان زلف‌های پریشان او.
برق چشمان‌اش تاب برمی‌دارد و از اشک‌گاه بالا رفته، کمان کشیده، سر می‌خورد پایین و بر گونه‌اش اشک‌گونه تاب‌تاب‌خوران پایین می‌آید، لبان‌اش را مرطوب کرده، گردن‌اش را نرم و تن‌اش را گرم و سکوت‌اش را شهوت‌بار.
برق چشمان‌اش که ماه‌ای است پیکر چشم‌بسته‌ی او را کر و کور به دنبال خود کشیده، در این معبد تنانگی می‌شود ماری به دنبال جفت‌ای، بالای درخت پیچیده. شهوتِ سکوت‌اش می‌شود درخت و برق چشمان‌اش می‌شود سیب و تن‌اش می‌شود گناه.
تن و سیب و برق چشمان‌اش که باشند، آن وقت چاره‌ای نیست جز این‌که دستان پسرک مار شده، بی‌صدا از پشت بلغزند زیر پیراهن سپیدِ تن‌نمای دخترک، بر سطح نم‌ناک پوست کشیده‌ی گندم‌گون‌اش بخزند بالا، شرم‌گین به دور پیکر خوش‌تراش‌اش پیچیده، آرام از آن پشت منتظر بمانند برای طعمه‌ای دیگر و خواهش‌ای دگر.
برق چشمان دخترک که پشت پلک‌های خمارش پنهان می‌شود، لب‌های پسرک به گردن‌اش نزدیک شده، دخترک گردن خم کرده، مستِ گرمای پسرک می‌شود و پسرک نیز او را تشنه می‌بوید و محکم می‌بوسد.
پسرک قدم‌ای به جلو گذاشته، پاهای دخترک چون تن‌ای بی‌جان روی زمین کشیده شده، پسرک استوار دست‌های‌اش را بر پشت او ستون کرده، دخترک رها شده،‌ پسرک او را خم کرده، دخترک بر تخت دراز کشیده،‌ پسرک لب‌های او را بوسیده، دخترک در تمنای تنْ تن‌شده، پسرک …،‌ دخترک …

و بقیه‌اش را هم در خود هزارتو بخوانید!

12 thoughts on “از لذت و آدم‌ها

  1. درباره 5: گناه آلود؟!!!
    درباره 6: مگر بقیه نه همان “لذت جویی” است؟ مگر زندگی چیزی بیش از بیشینه کردن مجموع پاداش ها (حالا با هر ضریب کاهشی که دوست داری) است؟

  2. چقدر چهره‌ی شما برام آشناس ! اینقدر آشنا که دلم خواست خودم رو جای شما جا بزنم !

  3. سلام سولوژن عزيز
    خوندم. قشنگ بود. دارم به مورد “6” فكر مي كنم. جداٌ اين ساغر”نسيم يا سالومه” درست گفته تقريبا همه آدمها به دنبال لذت جويي هستن تو زندگيشون ولي خوب لذت براي هر كسي تعاريف خاص داره. مثلاٌ كسي كه به فكر اصلاح جامعه است خوب از اين كار لذت مي بره يا كسي كه به دنبال علم و دانشه حتما از اين كار لذت مي بره. تقريبا مي شه گفت همه تو زندگيشون به دنبال لذتند.
    بازم بنويس. لذت مي بريم 🙂

  4. نوشته​ی خيلی قشنگی بود. مخصوصا قسمت اولش اروتيک زيبايی بود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *