دل‌آرا

دل‌آرا

اگر دوست داشتید بروید و این طومار را امضا کنید. این طومار علیه اعدام پیش‌روی دل‌آرا دارابی است.

ماجرای دل‌آرا -این‌طور که تعریف کرده‌اند- این است که او و دوست‌ ۱۹ ساله‌اش (پسر) به خانه‌ی زن‌ای می‌روند برای امر دزدی! در این وسط زن به قتل می‌رسد. دل‌آرا چون در آن هنگام ۱۷ سال داشته، مسوولیت قتل را می‌پذیرد به این امید که افراد زیر ۱۸ سال اعدام نخواهند شد. اما گویا این‌گونه نشده است و جمهوری اسلامی بر خلاف معاهده‌ای بین‌المللی که پیش‌تر قبول کرده بود،‌ او را محکوم به اعدام می‌کند.
سوال‌ای که این وسط برای‌ام پیش آمده این است که چرا هیچ‌کس حرف‌ای از زن‌ای که کشته‌شده نمی‌زند؟ آیا زندگی‌ی او کم‌تر از زندگی‌ی دل‌آرا ارزش داشته؟ در واقع دل‌آرا چه قاتل باشد و چه نباشد، کمینه دزد است. جزای سزاوار او بحث‌ای دیگر است، اما دل‌آرا چه به دلیل هیجان آنی و چه به دلیل خواست درازمدت‌اش حاضرشده به دزدی دست یازد و البته کمی خشونت هم *گویا* خیلی از نظرش بد نبوده است (در این مورد تنها حدس می‌زنم. نمی‌دانم صحنه‌ی دزدی چگونه بوده. آیا پسر واقعا کشته و دل‌آرا مخالفت کرده یا این‌که پسر کشته و دل‌آرا چیزی نگفته یا پسر کشته و دل‌آرا مشارکت کرده).

و یک سوال دیگر: فرض کنیم دادگاه قبول کند که اعتراف اولیه‌ی دل‌آرا درست نبوده.
حال دو حالت پیش می‌آید. یکی این‌که پسر ۱۹ ساله تنها قاتل بوده است و دیگری این‌که هر دو در قتل نقش داشته‌اند (حالت دیگر را که زن به طور خود به خود کشته‌شده به دلایل مشخص در نظر نمی‌گیرم).
ابتدا فرض کنیم که پسر ۱۹ ساله تنها قاتل بوده است و هر گونه اتهامی (جز مثلا دزدی) از دل‌آرا برگرفته شود. در این صورت پسر ۱۹ ساله اعدام خواهد شد. آیا این قابل قبول است؟ جدا از این‌که اعدام جزای درست‌ای است یا خیر، کس‌ای می‌تواند توجیه کند که محکومیت پسر عادلانه‌تر است از محکومیت دل‌آرا چون پسر در قتل واقعا نقش داشته ولی دل‌آرا نداشته.
حالت دیگر این‌که هر دو نقش داشته‌اند. در این صورت با توجه به این‌که دل‌آرا به دلیل کم‌سالی محکوم شناخته شود یا نه، دو حالت دیگر ایجاد می‌شود. اولی این‌که دختر و پسر هر دو باید اعدام شود که طبیعتا بدتر از وضعیت فعلی است (اگر فرض کنیم که محکومیت اعدام چیز بدی است) و دیگر این‌که دختر باید بخشوده شود ولی پسر باید اعدام شود. آیا این حالت اخیر عادلانه است؟

اینک این سوال برای‌ام پیش می‌آید که آیا می‌توان مرزی دقیق و سفت و سخت برای محکومیت قضایی مشخص کرد و گفت مسوولیت شخص‌ای مثلا ۱۷ ساله به کل با شخص‌ای ۱۹ ساله تفاوت دارد؟ چه چیزی باعث این تفاوت می‌شود؟

41 thoughts on “دل‌آرا

  1. نه نمی‏توان.
    و چون بنا به دلايلی (مثلن اين که دل‏مان نمی‏خواهد) در شرايط فعلی نمی‏توانيم مجازات اعدام را حذف کنيم، علی‏الحساب هر چه بيش‏تر کسانی را اعدام می‏کنيم. اگر گناه‏کار بودند که به‏تر، اگر هم نبودند، مستقيم می‏روند بهشت و حتی از اون يکی هم به‏تر.
    سوال بعد؟

  2. سلام
    بعد از مدتها وبلاگتو دوباره دیدم. یاد ایام قدیم. به هر حال در مورد بحث اعدام .شاید نظر من یه خورده قرون وسطایی باشه اما خودتو بذار جای اقوام مقتول. دو تا جوون اومدن به خاطر مال و اموالش کشتنش. من که می گم دندنشون نرم شه . جفتشون رو اعدام کنن تا دیگه کسی از این غلطای زیادی نکنه!

  3. فکر می کنم مسئله مهم اینجا مبارزه برای از بین بردن مجازات اعدام است. آن هم به این دلیل ساده که ما انسان ها به کسی جان نداده ایم که بخواهیم ازش بگیریم. حالا این مبارزه در این مورد بخصوص می تواند در قالب تلاش برای نجات جان دل آرا پیش برود.

  4. من اين طومار رو امضا نكردم و دقيقا خط به خط چيزهايي كه نوشته بودي رو خوندم ….كاملا موافقم با اينكه به هر حال خطاي بزرگي در جريانه اما اينكه چه كسي قتل رو مستقيم انجام داده هم موافقم و دليلي نداره كسي با وجود شراكت در دزدي به جاي كسي كه قتل انجام داده كشته بشه …..

  5. سیب زمینی های ما گندیده اند.
    سلام. ما که نوشته های شما را خواندیم. شما هم اگر وقت کردید این نوشته ما را بخوانید. شاید نکته مفیدی در آن یافتید. اگر نظرتان را هم مرقوم بفرمایید لطف بزرگی کرده اید.
    خیلی ممنون.

  6. عجب !. من سال گذشته در وبلاگم در مورد دلارا نوشته بودم البته خبری بود در بی بی سی در مورد نمایشگاه نقاشی که برایش برگزار شده بود یادم می آید نقاشی های سیاه اما جالبی بودند. (البته وبلاگ قبلی ام را پاک کرده ام وگرنه لینک اش را می دادم) دقیقا یادم نیست داستان از چه قرار بود. اما به شخصه با مجازات اعدام در مورد قاتلین و نه سیاسیون و غیره مشکلی ندارم!! حالا یکی نیست بگه منو این وسط چرا جو گرفته:)))))

  7. تاکید می کنم با مجازات اعدام برای کسانی که برای ابراز عقیده مثل سیاسیون مخالفم . فردا ملت نگن من چقدر آدم بی نزاکتی ام که حقوق بشر حالیم نیست :دی

  8. راستش چند وخت پيش با يه حقوقدان سر اين بحث مي‌كرديم كه اعدام اصولا بايد اصلا در هيچ قانوني باشه يا خير. اون آقا مي‌گفت بايد تمام مجرم‌ها رو برد و اصلاحشون كرد. من اعتقاد دارم بايد مردم ياد بگيرن مسئوليت كاري كه كردن و بپذيرن. تو اين مملكت اگه اعدام نباشه كه مردم تو خيابون همديگرو مي‌جون. 17 ساله با 19 ساله فرقي نداره. شايد جنبش زنان از اين مساله استفاده‌اي بكنه، كه حق هم داره. چون راه‌هاي ديگه در اين جامعه مدني ما وجود ندارن به حمد الله! اما قانون 18 سال براي بچه‌هايي كه هرگز بزرگ نمي‌شن، لااقل تا 30 سالگي، كمي ظالمانه‌ست.در هر صورت، توي هيچ جامعه‌اي نبايد قانون رو پيچوند. اگر بدونن اعدام در انتظارشونه بي‌خود به مردم تعرض نمي‌كنن.گرچخ اين بحث خيلي پيچيده‌تر از اين حرف‌هاست.بنابراين به نظرم بهتره امضا نكنم قضيه‌رو!

  9. خوشحالم که می‌بینم کسانی هستند که مثل من فکر می‌کنند و تا کسی مجرم به حساب میاد بدو بدو نمی‌رن یه تومار رو امضا کنن. به قول شما دست کم این خانوم یه دزد هستش و شریک در جرم و شاید هم قاتل. مایی که اونجا نبودیم چجوری می‌تونیم یه تومار امضا کنیم و درخواست آزادی کسی رو کنیم که کم کم یه دزد هستش. حالا سنش هر چه می‌خواهد باشد. اگر به قدر کافی خودش رو زرنگ می‌دونسته که دست به دزدی بزنه، همون قدر هم باید مسئولیت پزیر باشه در مقابل این زرنگی. ممنون از نوشته شما. بنده شخصا هیچ کدوم از این تومارها رو امضا نمی‌کنم چون همه این داستانها و ماجراها دهان به دهان به اینجا رسیده و واقعیتش ممکنه بارها بالا و پایین شده باشه تا به گوش من و شما رسیده باشه.

  10. چند پرسش در معز من وول می‌زند و آن هم این‌که آن پسر کجاست؟! او چه می‌کند؟ او چه می‌گوید؟! او چه حسی دارد؟ … و من هرچه می‌اندیشم پاسخی نمی‌بینم. احساس بدی دارم.

  11. چه قورباغه‌ی فهیمی کامنت قبلی را گذاشته :)) من چون دیدم کامنت خیلی خوبی است دوباره می‌گذارم‌اش این‌جا!
    ————————————————————-
    چند پرسش در معز من وول می‌زند و آن هم این‌که آن پسر کجاست؟! او چه می‌کند؟ او چه می‌گوید؟! او چه حسی دارد؟ … و من هرچه می‌اندیشم پاسخی نمی‌بینم. احساس بدی دارم.

  12. سولوژن جان من ربطی بین خط اول که گفتی پتیشن امضا کنید و بعدش که گفتی دلارا بهر حال مجرم است خیلی پیدا نکردم. منظورت این بوده که با اینکه مجرمه ولی اعدام نباید بشه؟ چون هدف اصلی پتیشن آزاد شدن دلاراست و معتقدن که دلارا بیگناهه.

  13. At last, some one who agrees with me. Thanks for the post. I’m just saying, imagine the woman who got killed was your mother. Would’nt you want justice? Even if not execution, she should at least serve sometimein prison.

  14. هيچ انساني حق نداره حق زندگي رو از هيچ انساني بگيره (حتي از خودش)، چه به شكل قتل و چه به شكل اعدام. پرسشي كه پيش مي آد اينه كه اگه انساني از اين اصل سرپيچي كرد و حق زندگي رو به عمد از كسي گرفت آيا باز هم بايد توقع داشته باشه كه اين اصل در موردش رعايت بشه؟
    البته نكته جالبي كه لنيوم مطرح كرد اينه كه هيچ حرفي از پسره و مجازاتي كه براش در نظر گرفته شده نشده. البته به نظر من اگه پسره واقعا قتل رو انجام داده باشه و دل آرا اعدام بشه اون بايد تا آخر عمرش زجر سنگيني رو تحمل كنه. زجري سنگين تر از اعدام.

  15. من مطمئن نیستم که به همین راحتی و بدون تخصص راجع به همچین چیزی بشه نظر داد چون به هر حال قضیه خیلی پیچیده تر از این حرفاست و کلی دانش حقوقی و قضایی می خواد و ملت می رن سال ها درسش رو می خونن. این که من الان بیام بگم آره باید اعدام شه یا نباید اعدام شه مثل این می مونه که یکی یه بیماری کشنده ای مثل سرطان داره و یه عده پزشک متخصص نشستن دارن فکر می کنن تومور رو چه جوری از بین ببرن، بعد من که هیچی از پزشکی نمی فهمم بیام بگم نبات داغ بخور خوب می شی!
    ولی اینکه دیدم تو کامنتا یکی گفته بود که فرض کنین مادرتون باشه اونی که کشته شده، من یقین دارم که اگه زبونم لال(!) مادرم هم بود، رضایت می دادم و نمی ذاشتم دو تا جوون که چه عرض کنم دو تا بچه کشته بشن. یعنی حتی اگه یه آدم مسن عقل رس هم بود، خیلی وحشتناکه که آدم فکر کنه تا آخر عمرش که دست اون بوده که یکی زنده بمونه اما اون نذاشته.دیگه چه برسه به دو تا نوجوون که ثمره همین جامعه بی سر و سامون هستن.
    بعد هم حالا کاری به مساله جرم و جنایت و قضا ندارم. اما به عنوان یه انسان اینقدر بی رحم نباشیم و به همین آسونی نسخه مرگ یه آدم رو نپیچیم. قلب خودمون رو سنگ می کنه و واسه خودمون بده.

  16. به صورتک خیالی: صد البته!

    به حمید: من موافق امضاکردن این طومار هستم، اما آیا نتیجه‌ی نوشته‌های من این‌طوری برداشت می‌شد که باید این را امضا کرد؟

    به سان: در این مورد تا جایی که می‌دانم قانون عوض نشده است. تنها قانون نقض شده. حتی اگر هر دقیقه هم قانون عوض شود، نباید اعتراض کرد آن هم هر دقیقه؟!

    به لرد: ممنون لرد! (:

    به خانم شین: لطف کردی تشریف آوردی! ایام قدیم و خاطرات و این حرف‌ها! راستی هنوز کتاب‌ای را که به‌ام دادی نخوانده‌ام. در مورد یادداشت‌ات بگویم که من موافق‌ام که برای اقوام مقتول (و خود مقتول) این ماجرا خیلی سخت است. پاراگراف سوم هم در همین باره است. اما الزاما موافق نیستم که هر دوی این افراد را باید کشت تا دندشان نرم شود. در صورت اعدام،‌ تنها گردن‌شان خرد می‌شود.

    به بهار: خیلی ممنون! (: می‌خوانم‌اش.

    به خسرو بیگی: امیدوارم آن‌ها هم موشکافانه نگاه کنند. تجربه‌ی غیرمستقیم من خلاف این را نشان داده است.

    به تولتک: من اعتقاد دارم نباید اهداف را با هم خیلی قاطی کرد. اگر نامه می‌نویسیم برای نجات این دختر، وسطش نمی‌توانیم تقاضا کنیم رییس قوه‌ی قضاییه هم عوض شود که نیاز به نامه‌ی دیگری دارد. دلیل‌تان متاسفانه از نظر من عقلانی نیست. شخص‌ای می‌تواند به همین شیوه خوردن سیب را هم نادرست اعلام کند چون ما هم سیب را به وجود نیاورده‌ایم که حالا بخواهیم حیات‌اش را قطع کرده آن را بخوریم (توجه کنید که نمی‌گویم نتیجه‌تان اشتباه است). با این همه با این ایده‌ی کلی که با مجازات اعدام در خیلی موارد می‌بایست مخالفت کرد موافق‌ام.

    به بالا افتادن: می‌توانم بپرسم چرا امضا نکردید؟ نمی‌گویم امضا کنید،‌ اما دانستن دلیل‌اش برای‌ام جالب است.

    به تاریخ و جغرافی: چشم!

  17. به آهو: مساله‌ی سختی است. من نظرم قطعی نیست. اما چرا موافق‌اید؟ در واقع این‌گونه بپرسم: مجازات اعدام را در چه بافت‌ای می‌بینید؟ معنای‌اش از نظرتان چیست؟

    به سپیدار: اکثر ناهنجاری‌های جامعه مربوط به جرم‌های محکوم‌شونده به اعدام نیست. بعید می‌دانم وجود یا عدم وجود اعدام باعث تغییر رفتار شدیدی بشود. حتی من باور ندارم با شل و سفت‌کردن قانون تغییر چندانی در میزان هنجارگریزی شاهد باشیم (بماند که هنجار را هم چه کس‌ای تعریف می‌کند). با این‌حال، این تنها یک حدس است.
    در مورد این‌که نباید قانون را پیچاند هم الزاما موافق نیستم. چرا؟ اگر قانون بگوید شما لازم است از چادر استفاده کرده، حق ورود به ادارات دولتی را نداشته و بیشینه‌ی مدرک تحصیلی‌تان می‌تواند فوق دیپلم باشد، باز هم موافق‌اش هستید؟ مرز قانون خوب و قانون بد کجا است؟

    به لاله: من طومار را امضا کردم نه به این دلیل که دل‌آرا را بی‌گناه و معصوم می‌دانم. بلکه مجازات اعدام را برای‌اش نادرست می‌دانم. فکر کنم به همین دلیل هم می‌توان درخواست توقف مجازات اعدام کرد (و نه الزاما آزادی) بدون این‌که خیلی نگران واقعیت پشت‌پرده‌ باشیم. دل‌آرا اگر ۱۷ سال‌اش بود، طبق قانون نباید اعدام شود.

  18. به قوری: من نمی‌دانم! فکر نکنم وضع او خیلی به‌تر باشد اما حدس می‌زنم مجازات اعدام در پی‌اش نیست. یک مشکل فعالان جنبش زنان در ایران -که پی‌گیر چنین موارد نقض حقوق بشر هستند- همین است: زن‌زدگی‌شان!

    به لنیوم: بله! البته که قورباغه کامنت خوبی گذاشته بود. لطفا به پاسخ کامنت‌ام به او توجه کنید.

    به لیلا: من گفتم اگر دوست داشتید طومار را امضا کنید. در ضمن مجرم بودن با تقاضا برای توقف اعدام منافاتی ندارد، دارد؟ من مخالف اعدام این فرد هستم، اما اصلاح او را نیز لازم می‌دانم (اصلاح از نظرم زندان نیست، اما معادل آزادکردن هم نیست).

    به ساناز: تصور بسیار غم‌انگیز و خردکننده‌ای است.

    به راحیل: من هم!

    به بوگی: چرا یک شخص چنین حق‌ای ندارد؟

  19. شايد نوشتن اين تکرار باشد اما من طومار را امضا نمي‌کنم
    1- به تاثير اين طومارها اعتقاد ندارم
    2- چرا نبايد در ايران کسي که قاتل است کشته شود؟ به نظرم اين مجازات در کشوري مانند ايران خيلي منصفانه است. بعلاوه من به اينکه گفته مي‌شود اين شخص اول با حساب اينکه زير 18 است، به دروغ اعتراف کرده قاتل است اعتماد ندارم. به نظر من چنين فردي اصلا اين قانون را نمي‌دانسته و اگر هم مي‌دانسته در بازجويي پليس ايران اصلا فرصت پيدا نمي‌کند به اين فکر کند. به نظر پس گرفتن حرف‌اش بيشتر دروغ مي‌آيد و تنها براي پيدا کردن راه فرار انجام شده.

  20. به ندا برای کامنت دوم‌اش: کامنت اول‌تان را فراموش نکرده بودم. به سراغ‌اش خواهم آمد.

  21. در سیستم های حقوقی برای آدم ها سن قانونی تعریف می کنند. کمتر از آن سن یک بالغ محسوب نمی شوی. مشروب نمی توانی بخوری، حق رای نداری و… و در عین حال مسئولیت کیفری هم مثل شهروندان بالغ نداری. بدیهی است که در یک روزی که آدم وارد (مثلا) 18 سال میشود، تغییر خاصی با روز قبلش نکرده است. فکر نمی کنم سیستم عملی دیگری بتوان طراحی کرد. (لا اقل به ذهن من نمیرسه که البته هیچ جور تخصصی هم ندارم)

  22. می بخشید که من دخالت می کنم، اما آقای boogi من فکر می کنم منظور آقای سولوژن از طرح این سوال این بوده که با جواب دقیق به این سوال بهتر می تونیم بفهمیم که چرا با گرفتن حق زندگی از کسی، این حق از خودش باید گرفته بشه. در واقع در بطن این حق نداشتن، چی هست که ادعا می کنید که ناقض این حق، نباید از این حق خودش برخوردار باشه. نمی دونم منظور آقای سولوژن همین بوده یا نه، اما من هم با تکرار پرسش ایشون دلم می خواد این رو بفهمم!
    وانگهی، داشتم به این فکر می کردم که جایی شنیده بودم و فکر می کنم که منطقی باشه این که یکی از ایرادهای بزرگی که به حکم اعدام وارد می شه اینه که این حکم ریسکش بالاست. چون حتی اگه احتمال خطا در تشخیص مجرم بودن افراد خیلی کم باشه (که در این مورد خاص اتفاقا خیلی هم بالاست) به خاطر غیر قابل جبران بودن این مجازات و بهای زیادی که پرداخته می شه، ریسک بالایی داره. فکر می کنم همین به تنهایی برای تلاش برای جلوگیری از اجرای این حکم برای این دختر کافیه. البته راستش من وقتی این طومار را امضا کردم به این موضوع فکر نکردم و فقط همان مساله رحم و شفقت انسانی مد نظرم بود!

  23. ببخش که فرصت ندارم کامنتها را بخونم و ممکنه تکراری بگم.
    1- ببین جانم، توی جایی که قانون وجود داره و حداقل در سطح داره قانون اجرا می شه، این کاملاً خنده داره که کسی به مورد اجرای قانون اعتراض کنه. می فهمم که گفتی ایران داره زیر معاهده ی فلان می زنه. ولی این به n+1 دلیل برای من معنای واضحی نداره. ساده ترینش این که توی سیستم قضایی فعلی یک همچین چیزی بدون رسوایی انجام نمی شود. در ضمن من مثل فاکس نیوز تصور نمی کنم که قضات ایرانی فتیش حکم اعدام صادر کردن دارند.
    2- در مورد اصل قصه، سوال کاملا محترمیست، و حقوقدانها و کریمینالوژیستها سالها توی سرو کله شان زده اند. ته ته ماجرا هم به این ختم می شود که چه چیزی را اصل فرض کنی. از اومانیسم، حکم اعدام، حداقل بدون لطایف الحیل، در نمی آید. اما هم من و هم شما می دانیم که دو تا سه تا فرض فعلی نظام قوانین در ایران اینهاست که
    – خدا هست،
    – خدا قانون وضع می کند/ کرده.
    – این قوانین قابل فهم و
    – واجب الاطاعه هستند.

    دوباره مثل همون داستان شد. یا باید نشان داد که این فرضها غلط هستند. یا اینکه، آسانتر، نشان داد قانون الهی درست درک نشده. در غیر این صورت منطقاً گمان ندارم بحث به سرانجامی برسد، یا نقد درستی باشد. صرفاً نِق زدن است. که البته وبلاگ هم سزاوارترین محل برای نق زنیست.

  24. من درست می‌فهمم؟ این خانوم گفته من رو که اعدام نمی‌کنن پس من کشتم.
    بعدا که دیده اعدامش می‌کنن گفته حالا که اعدامم می‌کنن من نکشتم؟
    اصلا بحث در مورد چیه؟ قانون مسخره‌ی یه مشت دزد شده و ما هم قراره ازشون دفاع کنیم؟
    این خانوم به قتل اعتراف کرده و فکر می‌کنم حداقل ماجرا اینه که پسره رو نباید اعدام کنن مگر اینکه ثابت بشه قاتل بوده. این که من بگم من قاتلم و چند وقت بعد بگم دروغ گفتم آقای X قاتله نشون دهنده‌ی قاتل بودن اون نباشه.
    استدلال اون دوستانی که می‌خوان یه آدم ۱۷ ساله رو اعدام کنن چیه دقیقا؟ یعنی می‌گن ما به چه دلیلی اون معاهده‌ رو داریم نقض می‌کنیم؟
    به هر حال حق‌های زیادی داره از مردم ما گرفته می‌شه … از آدم حسابی‌ها نه دزدها … پیشنهاد می‌کنم از هر دزد و قاتلی صرفا به دلیل زن بودن دفاع نکنین حتی اگر داره بهش ظلم می‌شه … اول از آدم حسابی‌ها (اونایی که در راه رساندن خیری به مردم دچار ظلم شدن) دفاع کنین. اگر تموم شدن بعد برین دنبال آدم ناحسابی‌ها (اونایی که به جامعه ضرر می‌زنن).

  25. کامنت n!MA جالب و تأمّل‌برانگیز است: یعنی واقعاً می‌توان متری و خط‌کشی پیدا کرد و گفت این‌وری‌ها مفید اند برای مردم و جامعه و آن‌وری‌ها زیان‌رسان؟ و بعد گفت مفیدها در اولویت اند و باید اوّل از آن‌ها دفاع کرد؟ قضیّه کلّاً من را یاد داوری میان این که کدام‌یک – عیسا یا باراباس- باید مصلوب شوند انداخت.

    پ.ن. راستی، با فرض آن‌که هردو، در قتل گناه‌کار شناخته شوند، این که هردو هم با هم اعدام شوند ناممکن است؛ چرا که براساس قوانین اسلامی، دربرابر هر مقتول، بیشینه یک قاتل را می‌توان اعدام کرد. اصلاً یکی از باگ‌های قانون جزای اسلامی هم همین است چون اگر مثلاً هفت نفر با هفت چاقو به یک نفر بزنند و کشته شود، از آن‌جایی که معلوم نیست ضربه‌ی کدام کس علّت تامّه‌ی (=لازم و کافی ِ) قتل بوده، هیچ کدام اعدام نمی‌شوند و تنها باید دیه بدهند. خلاصه یا یک یکی از این دو اعدام می‌شود و یا هیچ‌کدام.

    پ.ن. راستی‌تر، کسی گمان نبرد یک وقت، که من حقوق خوانده‌ام ها! شکر خدا از این خبرها نیست.

  26. خانم ندا: يكي از اصولي كه معمولا موجودات زنده در مورد موجودات هم خانواده خودشون رعايت مي كنند و خيلي هم به اون پايبند هستند اصل احترام به زندگي اعضا هم خانواده خودشون هست. البته بعضي موجودات به صورت استثنا اين اصل رو رعايت نمي كنند و اون رو نقض مي كنند مثل گرگ ها اونم وقتي كه گرسنه هستند. با حذف اين اصل ما ديگه نمي تونيم شاهد به وجود آمدن كلوني و زندگي جمعي باشيم.
    در مورد بالا بودن ريسك اعدام هم درسته. اين ايراد وارده. اما در واقعيت بايد چه كار كرد؟
    ببينيد باز هم اين پرسش باقي مي مونه. آيا بايد در مورد كسي كه اين قاعده رو رعايت نمي كنه باز هم اون قاعده رو رعايت كرد؟ در پاسخ ما مي بينيم كه از يك طرف اگه بقيه انسان ها به راحتي به مقابله به مثل راي بدن اين سوال پيش مي آد كه پس فرقشون با اون كه خلاف كرده چيه و مي بينيم كه اونا هم دارن قاعده رو نقض مي كنن و اگه پاسخشون به عدم مقابله به مثل باشه اين پرسش پيش مي آد كه پس اين حقي كه از اون انسان مقتول ضايع شده چي مي شه؟
    ببينين منظور من اينه كه ما نبايد در هر مورد احساساتي بشيم و خيلي زود شروع كنيم به دفاع از يك طرف دعوا.

  27. به ندا: موافق‌ام که در این زمینه نمی‌توان به راحتی نظر داد. سوال این‌که “آیا اعدام لازم است یا خیر؟” نیاز به مشخص‌شدن کمینه دو چیز دارد:
    ۱) جای‌گاه انسان در هستی
    ۲) تاثیر اعدام بر آن جای‌گاه.

    از طرف دیگر اعتقاد ندارم که کس‌ای که حقوق خوانده است الزاما مناسب‌ترین فرد برای پاسخ‌گویی به این دو سوال است. درست مثل مهندسی که به‌ترین فرد برای بررسی‌ی تاثیر تکنولوژی بر اجتماع نیست.

    من موافق‌ام که نباید بی‌رحم بود (اما نظر شخصی است). اما باز هم موافق‌ام که سخت است در مورد چنین چیزهایی به طور از پیش نظر دادن. کلی سیگنال شروع می‌کند به تحریک در چنین شرایطی که پیش‌بینی‌اش هم نمی‌کردیم.

    به رامین: من هم البته اجباری برای امضا نمی‌بینم. تنها یک پیش‌نهاد بود. با این‌حال دو مورد لازم به ذکر است:

    ۱) من بررسی‌ی دقیق نکرده‌ام، اما حدس می‌زنم در این موارد حقوقی هم‌بستگی‌ی بالایی بین داد و قال اینترنتی و آزادی‌ی شخص وجود داشته است. حال این هم‌بستگی نشان‌دهنده‌ی رابطه‌ای علی است یا این‌که تنها نشانه‌ای از شانس بالای آزادی‌ی فرد است در حوزه‌ی دانش من نمی‌گنجد.
    ۲) چه چیزی ایران را ویژه می‌کند؟ به نظرت خیلی غیرمتمدن‌تر از بقیه‌ی کشورها هستیم در این زمینه و خشونت خیلی بیش‌تر است و مهم‌تر این‌که اعدام راه خوب‌ای برای کنترل خشونت است؟
    در مورد این شخص من تا جایی که خوانده‌ام می‌توانم نظر بدهم. کاش فعالان این پرونده در این بحث شرکت می‌کردند و نظر مرا تصحیح می‌کردند. اما تا جایی که می‌دانم اگر ایران به فلان کنوانسیون پیوسته باشد، نباید افرادی را که پیش از ۱۸ سالگی جرم مستحق اعدام انجام داده‌اند اعدام کند چه اول دروغ بگویند و چه نگویند. و من تا جایی که می‌دانم ایران به آن کنوانسیون جهانی پیوسته است.

    به 0098: ممنون!

    به نسیم: سیستم عملی‌ی دیگر؟! شدت‌گیری‌ی بار مسوولیت به طور پیوسته. البته باید بگویم که من با بسیاری از سیستم‌های جزایی مخالف‌ام، در نتیجه تفاوت سن منجر به تفاوت شدت مجازات به نظرم خیلی گزینه‌ی عالی‌ای نیست. من به تفاوت نوع بازپروری متناسب با سن معتقدم.

    به ندا: ترس ندارد که!

  28. صحبت شما در كليت موضوع درست به نظر مي‌رسه، اما اين قانون اعدام با مثال شما كمي فرق داره. هنوز در خيلي از كشورها كه دموكراتم هستن به قول خيليا، حكم اعدام، دزدي نكردن، آدم نكشتن و … وجود داره واجرا مي‌شه.نقض اين قانون همه‌رو تهديد مي‌كنه. شايد تو فرانسه لازم نباشه اين حكم وجود داشته باشه، اما من به چشم خودم در اين مملكت ديدم كه وقتي سفت و سخت مي‌گيرن و واقعا مجازاتي وجود داره، مثال gold quest‌ بد نيست، خيلي نرخ رشدش عوض مي‌شه. نه،‌من هنوز اعتقاد دارم كه براي كسي كه جان انساني رو به هر علتي،‌ به‌خاطر عقايد سياسي‌اش، به خاطر عكس‌برداري از ديوار يك زندان، به خاطر شركت در يك محقل، به خاطر مقاله نوشتن در روزنامه، به خاطر اينكه از مدل بالاي ماشينش خوشش نمياد،‌به خاطر اينكه حدس مي‌زنه زنش با يكي ديگه رابطه داره… به هزار دليل ديگه مي‌گيره، بايد مجازاتي درخوروجود داشته باشه.چون مجرمه و اين جرم با تنها دزدي يه فرق كوچك داره. گيريم همه‌َ اجرا نمي‌شه،‌گيريم خيلياش نشده،‌اما اگه تو ايران حكم اعدام برداشته بشه، فاجعه در انتظار مردم به ندرت آرام خواهد بود. متاسفانه من اينطور فكر مي‌كنم. و چون دلايل به نظرم كافي نيستن، ترجيح مي‌دم قضاوتم رو به همين امضا نكردن محدود كنم. كاملا ممكنه من كاملا در اشتباه باشم 😉

  29. من خیلی متاسفم که یک طرف قضییه حقوق بشررا کومله ها وتلویزیون کانال جدید گرفته اند ودم از انسان دوستی می زنند آنهایی که روی تاتار ومغول را سفید کردهاند ملت ایران همواره شاهد سر بریدنهای انسانهای بیگناه توسط کومله های دیو صفت بوده اند آنها میگویند میخواهیم حکومتی مثل حکومت سوییس در ایران بیاوریم آیا به نظر شما این دیو صفتان اگر به روی کار بیایند جوی خون راه نمی اندازند چندین هزار سرباز 18 ساله بیگناه را زنده زنده سر بریدنند به دور از انصاف است که ما که عزیزی را در قتل از دست نداده ایم بیاییم وبگوییم مجازات اعدام باید لغو شود آیا اگر این قضییه برای خانم دانشفرویا احدی اتفاق میافتاد همین حرف را میزنند مجزات اعدام در کشورهای که فرهنگ درست زندگی کردن را دارند لغو است نه برای ملت عصیانگر ایران

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *