نوشته‌ها را بالاتر بگذارید، بالاتر!

نوشته‌ها را بالاتر بگذارید، بالاتر!

به این می‌اندیشم که چرا گفت-و-گو همیشه باید در این پایین انجام شود؟ آن بالا چه اشکالی دارد؟

18 thoughts on “نوشته‌ها را بالاتر بگذارید، بالاتر!

  1. می دونی من هر وقت میام اینجا به چه می اندیشم؟
    اینکه چرا هیچ نظری نمی تونم بدم.

    خدا رو شکر این دفعه بالاخره یه چیزی گفتم:دی

  2. اگر ما هم بتوانیم آن بالا هم گفت‌وگو کنیم (که گویا هیچ اشکالی ندارد!) و برای آن بالا هم سامانه‌ی کامنت‌دانی (!) و از این حرف‌ها بگذاری، می‌شوی یک وب‌لاگ همه‌چیزتمام. بله.

  3. نمی دونم ولله……راستی یه سوال درباره خیانت ازتون داشتم لطف می کنید در وبلاگم جواب بدید؟

  4. دو تا دليل عمده دارد!
    يك اين‌كه آن بالا نمي‌شود زياد حرف زد! فوق‌اش يك خط، كه خوب كفاف نمي‌دهد… مي‌دهد؟!
    دوم اين‌كه آن بالا نمي‌توان با خواننده‌هاي وبلاگ ارتباط برقرار كرد و از تعداد بالاي كامنت لذت برد!

    اما خيلي از اوقات ما در سطحي بالاتر با نام وبلاگ‌مان حرف‌هاي‌مان را مي‌زنيم….

  5. ازم پرسیدید : و شما چه کردید؟؟؟؟؟؟؟؟؟ هیچی … من تو اون جمع نبودم اما اگر بودمم تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که به بقیه بگم کاری کنیم همه با هم میشد کاری کنیم اما تکی نه ……. البته بعدش از اونایی که بودنم پرسیدم چرا کاری نکردین؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتن باید به رییس گروه میگفتیم…. حالا رییس گروه خودش کیه ؟؟؟؟؟؟؟ اخراجی از چندین دانشگاه همیشه در هر ساعتی که فکرش بکنید دهنش بوی مشروب میده تمام آرزوم تو اون 4 سال این بود که کارم پیشش گیر نیفته که البته بر آورده شد……. نفر بعدی میمونه رییس دانشگاه که من فکر میکنم روی کارگرای دور میدون آزادی بیشتر میشه حساب کرد تا اون آقا…. آها تعدادی از اساتید هم هستند بعضیا که من به شخص حتی از ظاهرشون چندشم میشه بقیه هم به حرف من گوش نمیدن چون خودشون آسه میرن آسه میان که مبادا با رییس گروه چشم تو چشم بشن……..میدونید درد چیه تو یک سازمان که بیشتر از 80 درصد فاسدن سخت دنبال کسی بگردین که بشه پیشش حرف حق گفت……. مرسی

  6. آقا، چه طوره ما هم اون بالا مالا ها با خط درشت بنویسیم:
    خیانت کار:« دکتر فرزاد تاییدی »
    اگه بالاتر بنویسیم، به نظرتون جوابی خواهیم گرفت؟!
    لابد می شناسیدشون؛ نه؟ اگه می شناسید دوست دارم نظرتون رو بدونم. ما که همچنان انگشت حیرت به دهان داریم!!

  7. سلام …….. من خودم اونجا نبودم …. اما از اونایی که بودن و آدمای مطمئنی هم هستند اینو شنیدم که جوش آوردم…. اینکه چرا اینقدر بچه ها نادونی کردن نمی دونم شاید دلیلش ترس از افتادن اون درس اونم تو ترم آخر بوده ….. نمیدونم شاید ترس از اینکه تو جامعه ما اولین تهمت به خانوما زده میشه و بعد آقایون مقصر میشن ……. در مورد اسمشون هم اجازه بدید با آرام مشورت کنم حتما با در نظر گرفتن جوانب امر اگر بشه اعلام میکنم …. تشکر

  8. به پویا: هوممم … !
    به محمد: بله! همه‌جا.
    به سیما: آخه چرا؟! ولی ممنون که این‌بار کامنت گذاشتی؛ خوش‌حال شدم! راستی دلیل کامنت نگذاشتن پویان هم شبیه به دلیل تو است؟
    به Asosh: نظرت در مورد این‌که من آن بالا “گفت” کنم و شما این پایین “گو” کنید چیست؟
    به پرستو: (:
    به عابر: هممم … !
    به ماکان: چشم!
    به سان: یک وجب بالاتر!
    به لنیوم:‌ ولی عوض‌اش خیلی بلند می‌شود صحبت کرد. (; در مورد نامِ وبلاگ‌ هم کاملا موافق‌ام.
    به سیما(۲): ناراحت‌کننده است. یک توصیه‌ی آرمانی این است که در چنان جایی نباید پا گذاشت یا کمینه باید بیش‌ترین تلاش خود را کرد تا کم تر پا گذاشت.
    به آرام: نمی‌دونم! ممکن است مشکل حقوقی برای‌تان ایجاد شود. آیا می‌توانید حرف‌های‌تان را اثبات کنید؟ اگر بتوانید، حتما باید اقدام قانونی بکنید.
    به بوگی: ای بابا، تنوع فرمی پس چه می‌شود؟
    به سیما(۲): من هم جوش آوردم به این‌که به من زیاد ربطی ندارد. توضیح‌ام را به آرام نیز بخوانید.
    به عابر: نه، آن هم یک جواب بود دیگر! به هر حال خندیدن خوب است در کل.

  9. آقای دکتر تاییدی استاد قطعات نیمه هادی من تو دانشگاه بود خوش پوش و شیک و در عین حال باحال

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *