خستگی و بی‌خاصیتی

خستگی و بی‌خاصیتی

وبلاگ‌های خسته،
بی‌خاصیت،
و خواب.

آدم‌های خسته،
بی‌خاصیت،
و خواب …
… خواب!
خواب؟
شاید …
… شاید!

[به خاطر این نوشته‌ی جادی]

13 thoughts on “خستگی و بی‌خاصیتی

  1. ياد زماني افتادم كه معلم تاريخ راهنمايي مي گفت زمان مغول ايراني ها چنان مسخ شدن كه اگر يه سرباز مغول صد نفر از اونا رو ميبرد لب رودخونه كه سر ببره و متوجه مي شد چاقوش رو با خودش نبرده و اونا رو تنها مي زاشت و برمي گشت چاقوش رو با خودش بياره حتي يكي از اون صد نفر فرار مي كرد و من مات نگاهش مي كردم و با خودم مي گفتم آخه مگه ممكنه؟

  2. اممم! من می دانم که باید حسابی خجالت بکشم! قول می دهم به زودی بچه خوبی شوم! فقط بگذار کامپیوتردار شوم!!!

  3. به همت کانون موسیقی دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، همایشی با عنوان ” موسیقی زیر زمینی ایران: با نگاه ویژه به محسن نامجو ” روز 3 شنبه 20 آذر ماه از ساعت 12 تا 17 در تالار ابن خلدون این دانشکده برگزار مي گردد.
    پانل اول: با حضور بهرنگ تنکابنی، مهرداد فلاح و روزبه امین
    بررسی کلیاتی پیرامون موسیقی زیر زمینی ایران
    پانل دوم: با حضور هوشیار انصاری فر، دکتر سارا شریعتی و امیر احمدی آریان
    بحث اختصاصی پیرامون موسیقی و شعر محسن نامجو و هم چنین تحلیل جامعه شناختی این پدیده
    برنامه ی ویژه ی همایش: ویدئو کنفرانس زنده با دکتر رضا براهنی
    نمایش نسخه ی DVD فیلم مستند ” آرامش با دیازپام 10 “، ساخته ی سامان سالور، پایان بخش برنامه می باشد.
    برای کسب اطلاعات بیشتر و مشاهده ی پوستر همایش به آدرس http://www.vulturek.blogsky.com مراجعه نمایید.

  4. می دونم که وبلاگم هم جز وبلاگ های خوابه و هم بی خاصیت! الان هم که چند وقتی می شه خوابیده!!! باید کاری کرد!! حتی کوچک ….حتی بی خاصیت….حداقل کار، اینه که خواب نبود!

  5. گاهی انقدر به در و دیوار می کوبی که خرد می شی و خسته و از خستگی بی خاصیتِ بی خاصیت و کم رنگِ کم رنگ،انگار که هیچ وقت نبودی. گاهی وقتا هم یه نیگا به دست هات میندازی،میبینی انقدر کوتاهن که به هیچ جا نمی رسن.

  6. من فکر میکنم سولوژن بابت چیز دیگه ایی این پست رو گذاشته … ولی عیب نداره با برداشت فعلی هم میشه گفت که دامن زدن و تایید به بی بو و بی خاصیت بودن عکس العمل درستی نیست !
    هر کس به اندازه خودش از بی بو و بی خاصیتی بیاد بیرون کم کم اطرافمون یه رنگ و رویی میگیره …
    قوه تخیل و امید واری ( تصور اینده آنچنان که میخواهیم – حتی اگه تصور پختن نیمرو باشه – ) وجه تمایز انسان و حیوانه !

  7. به اسپریچو: استغفرالله!

    به بوگی: عجیب است!

    به لنیوم: خجالت بکش!

    به کانون فلان: اسپم نفرستید!

    به مهسا: بیدارش کن!

    به رامین: من هم! (;

    به سان: خواب‌گردی!

    به هیوا: دقیقا! هر فردی آستانه‌ای دارد برای مبارزه؛ بعدش می‌نشیند به افسوس خوردن.

    به فلان: از Centrum: Complete from A to Zinc استفاده کنید.

    به روجا: بله. البته احتمالا باید از یک اپسیلون نه خیلی کوچکِ بی‌خاصیتی خارج شد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *