یک غروبِ تاریکِ تاریک

یک غروبِ تاریکِ تاریک

دوپامین‌هایی که بالا می‌رود و پایین،
و سروتنین‌هایی که ته می‌کشد،
تــه می‌کشد،
تَــــ …

3 thoughts on “یک غروبِ تاریکِ تاریک

  1. sun راست میگه دوستات همه سیکل دارن فوقش یه کلاس بالای سیکل
    البته sun جون این وب لاگ ضد خاطراته باید هم همینطور باشه
    امید وارم هیچ کودوم از دوستان حضرات ..آلزایمر ..پارکینسون…رو ملاقات نکنن ولی با فشاری که به مغزم اوردم و دانستم که اون هرمونهایی که گفتی ربطی به این دو تا حضرت داره تازه بعد از یه تلاش مجدد بسیار سخت دیگه متوجه شدم که در چند ماه گذشته بلکه سال -البته با واحد یک نه چند – این الکلنگ سواری در مغز بنده هم رخ داده و هنوز نه تنها روبه بهبودی نرفته بلکه هرزچند گاهی به طور عمیق جلوه نمایی میکنه به طوری که هوش از سر اطرافیان و دوستان میپره .

  2. به sun: شما که زیر دیپلم نیستی!
    به روجا: به هر حال ضدخاطرات قرار نیست مثل خاطرات باشد دیگر! این‌ها هم neuromodulatorهایی هستند که در ارتباط بین نورونی‌ تاثیرگذارند. نتیجه‌اش کم و زیاد شدن خوشی، آرامش و غیره است. 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *