هزارتوی خدا

خداوند به هزارتو راه یافت. بخوانید جلوه‌ی حضورش را!
من نیز قرار بود چیزکی بنویسم، اما وحی آمد که بایست! دست نگه داشتم.

پیغام خصوصی به میرزا: امید را از دست مده که بزرگ‌ترین گناهان است!

6 thoughts on “هزارتوی خدا

  1. هنوز نخواندمش … یک چیز فقط ( ورود خدا به هزار تو بیش ازاینها شاید میطلبید ) منظور تعداد و تکثر نوشته هاست . من که آها را نخواندم !
    راستی خال نبوتت را در اینتر نت بگذار شاید ایمان بیاوریم !

  2. nemidoonam khodam too hess boodam ya neveshtash gerye dar bood:) benazare shoma neveshteye mirza kheili ehsasi bood?
    vali lezat bordam
    faghat in jomlash
    گفتند نسل‌ها محکومند به تنهایی خود با کاسه‌ای در دست که هرگز از تهی خالی نخواهد شد. اینان دنیایی نو برپا کردند و شاید که کلمه را به پایان رساندند.
    shayad bekhatere in ghesmatesh bood,vaghti sad sal tanhayi ro bezoor be akharesh miresoondam hamchin ehsasi dashtam,engar sad sal tanhayi keshidamo gharar bood edame peyda kone,shayadam karde han?c
    🙂
    va bebakhshid ke nazaramo inja midam chon nemikhstam dobare inhame bargardam…

    rasty sologen…hezar too chie?manzooram ine ke cehra hast,kia toosh minevisan?nevisande ha?daneshmanda? konjkavie,doost daram bedoonam chie!:)manzooramo vazeh goftam?
    :)??:D

  3. به میرزا: بازگشت؟

    به روجا: اتفاقا فکر کنم یکی از شماره‌هایی بود که نوشته‌های زیادی داشت.

    به رضوانه: من کامنت شما را کپی کردم زیر همان پستِ میرزا.

  4. والله نیامد. آگهی دادیم پیدایش کنند خانواده ای را از نگرانی برهانند.
    بابت انتقال کامنت اکیدا ممنون، کلی بامزه بود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *