سوال‌هایی درباره‌ی هیپوکراسی‌ی عقیدتی

سوال‌هایی درباره‌ی هیپوکراسی‌ی عقیدتی

[پیش از خواندن این پست مطمئن باشید که تحمل مذهبی/نامذهبی‌تان به اندازه‌ی کافی است. مطمئن باشید هدف این پست توهین به هیچ عقیده یا مسلک‌ای نیست. تنها می‌خواهم به یک سری سوال فکر کنید و نظر دهید.]

یک سوال‌ای از دوستان غیرمذهبی دارم. منظورم به طور خاص کسان‌ای‌ست که در جامعه‌ی ایران بزرگ شده‌اند و احتمالا پدر و مادر مسلمان‌ای دارند، اما اینک ایمان‌شان آن‌قدر قوی نیست که خود را مذهبی بدانند. شاید هم اصلا کمی ضدمذهب هم باشند و انگولک‌کردنِ مذهب خوش‌خوشان‌شان کند (استغفرالله!).

سوال اول این است: حتما تا به حال کاریکاتورهای عیسی و موسی یا آدم و حوا [و یا موضوع‌های مربوط به مذهب‌های غیر اسلام و مذهبیان غیرمسلمان] را بسیار دیده‌اید. درست است؟ نظرتان راجع به آن‌ها چیست؟ بامزه بوده‌اند؟ خندیده‌اید؟ یا این‌که بدتان آمده؟ یا که شاید از نظرتان خیلی لوس بوده‌اند؟ هر چه باشد، پاسخ‌تان را به یاد بسپارید.

سوال دوم این است: آیا تا به حال کاریکاتورهای پیامبر اسلام یا یکی از نزدیکان‌اش [و یا موضوع‌های مربوط به مذهب اسلام و مسلمانان] را دیده‌اید؟ نظرتان راجع به آن‌ها چیست؟ بامزه بوده‌اند؟ خندیده‌اید؟ یا این‌که توهین‌آمیز بوده‌اند و بدتان آمده است؟

سوال آخر و اصلی این است: آیا تفاوت‌ای بین پاسخ‌های‌تان به این دو سوال وجود دارد؟ اگر ندارد که شما را به خیر و ما را به سلامت. اما اگر دارد، به نظرتان دلیل تفاوت‌اش چیست؟ به‌تر بگویم: چرا شمایی که به مذهب‌ای اعتقاد ندارید به احتمال زیاد حسابی به کاریکاتورهای عیسی و موسی خندیده‌اید ولی کاریکاتورهای مربوط به اسلام برای‌تان گران آمده است؟ آیا شما هیپوکرات‌اید؟!

(راستی اگر مذهبی هستید و تا این‌جای نوشته را هم خوانده‌اید،‌ لطف کنید و به همین سوال‌ها فکر کنید. اگر پاسخ‌تان به سوال اول با خنده هم‌راه بوده است و پاسخ‌تان به سوال دوم با عصبانیت و خشم، بگویید چرا مسخره‌کردن پیامبر دین‌های دیگر برای‌تان نه تنها بد که نیست، بلکه بامزه هم هست. آیا شما هیپوکرات‌اید؟!)

[بدیهیات: البته همه مثل هم نیستند! حتی ممکن است کس‌ای باشد که کاریکاتور موسی قلب‌اش را جریحه‌دار کند ولی کاریکاتورهای اسلامی اتفاقا شنگول‌اش کند.]

[ادعا-پران: هدف این پست تایید هیچ چیزی نیست! جان عمه‌تان گیر ندهید! اصلا ما ارادتمند برادران مسلمان هستیم و خواهران مسلمان را هم به چشم خواهری دوست داریم.]

پست مرتبط: آزادی اندیشه با کاریکاتور نمی‌شه (فوریه ۲۰۰۶ – در میانهی قائله کاریکاتورهای دانمارکی)

توضیح: منظور اولیه‌ی من الزاما تصویر خود پیامبران نبوده است. موضوع‌های مربوط به مذهب و مذهبیون نیز مورد نظرم است. [این توضیح را بعدتر اضافه کردم.]

30 thoughts on “سوال‌هایی درباره‌ی هیپوکراسی‌ی عقیدتی

  1. برای من شخصا هر دو کاریکاتورها مسخره هستن و برای من هیجانی ایجاد نمی‌کنن. اگه به من باشه، به کاریکاتورهای phdcomics بیش‌تر از هردوشون می‌خندم. یعنی از طرف خودم، پیشنهاد می‌کنم هرکس هر کاری خواست بکنه و اگر هم کسی از چیزی خوشش نیومد، خیلی آروم رد بشه و بهش نگاه نکنه.

    از طرف دیگه از اون‌جایی که عمر کوتاهه و قراره به همه خوش بگذره، به همه‌ی خواهران و برادران پیشنهاد می‌کنم همدیگه رو ناراحت نکنن. اگر کاریکاتوریست چاره‌ای به جز کشیدن کاریکاتور پیامبرها نداره، خوب بکشه. اما اگه می‌تونه به جاش چیز دیگه‌ای بکشه و همه خوشحال باشن، خب چرا که نه؟ منظور کلی‌ام اینه که سعی کنیم همدیگه رو اذیت یا ناراحت نکنیم، اما در عین حال سعی کنیم از هرچیزی ناراحت و اذیت هم نشیم.

    معادل همین رو می‌شه به سوزوندن پرچم یا فرم‌های دیگه‌ی توهین هم تعمیم داد.

  2. منم به نظرم هیچ کدوم خنده‌دار نیست ولی اگه یه مقدار بعضی وقتا از جریان کاریکاتور مسلمونا رو کشیدن ناراحت می‌شم اونم برای اینه که تو این جامعه‌های اینجا تو سر مسلمون‌ها زدن تو سر مظلوم زدنه. اگه تو تو جایی مثل ایران امکانش بود و یکی کاریکاتور از اعتقادات مسلمون‌ها می‌کشید شاید حتی من خوشم هم میومد.

  3. مثل اين که من در دسته‌ی ‘من را به خير و شما را به سلامت هستم!’
    در جواب هر دو سوال اول و دوم، اگر کاريکاتور خوب بوده خنديده‌ام. و فکر می‌کنم اين نکته‌ی مهم‌ای است. توضيح می‌دهم:
    عموم کاريکاتورهايی که من از محمد ديده‌ام، به جنبه‌ی خشونت‌گرايی اسلام و مسلمانان پرداخته بودند. و اکثرشان هم خيلی خوب کار نشده بودند. دليل‌اش هم به نظرم به خاطر ضعف اطلاعات کاريکاتوريست‌ها در مورد اسلام به نسبت مسيحيت و يهوديت است که نتيجه می‌شود از آن دو تا مضامين به‌تر و نغزتری به مغز کاريکاتوريست برسد، ولی در مورد محمد نه.
    قاعدتن يک کاريکاتوريست بزرگ‌ شده در کشوری اسلامی کاريکاتور محمد را با مضامين هوش‌مندانه‌تری می‌کشد که اثر به‌تری خواهد بود و باعث خنده(ی بيش‌تر) هم می‌شود.
    برای مثال کاريکاتورهای مانا نيستانی از وقايع جاری در ايران خيلی موشکافانه‌تر از يک کارتونيست خارجی خواهد بود که فقط به مسأله‌ی هسته‌ای آگاه است و لذا موضوع چندانی برای پرداختن ندارد. حال اگر تکنيک کارتونيست خارجی بد هم باشد که متأسفانه در مورد بسياری از کارتونيست‌های محمد اين طور بود، اثر چندان در خوری به وجود نيامده که مبنای مقايسه‌ی منصفانه‌ای برای جواب سوال سوم تو به دست بدهد.

  4. من به هردوتاشون به اندازه کافی می‌خندم.
    اصولن نمی‌فهمم چرا یک شخص غیر مذهبی مثل من ممکنه از دیدن کاریکاتور مذهبی بامزه در باره مذاهبی غیر از اسلام بخنده ولی درباره کاریکاتور بامزه درباره اسلام و پیامبرش نخنده؟
    این نوشته مستقیمن آدمهای غیرمذهبی رو خطاب قرار داده. مگه قراره کسی که به مذهبی اعتقاد نداره به بعضی‌هاش کمی داشته باشه؟
    معنی این نوشته رو نمی‌فهمم.

  5. سلام
    من خودم را آدمی مذهبی می دانم و به کاریکاتورهای مذهبی با شخصیتهای غیراسلامی خندیده ام . کارتونهای شخصیتهای مسلمان هم برایم خنده دار است اما کاریکاتور حضرت محمد و ائمه را خوش ندارم شاید چون در مذاهب دیگر تصویر کردن صورت پیامبران رایج است و در اسلام نیست. برایم این شخصیتها بی تصویرند و وقتی کسی در قاب تصویر زندانیشان می کند بی معنی می شوند. انگار دیگر آنی نیستند که مقدس می دانمشان و یکی دیگر را دارند به زور قالبم می کنند. باید بگویم جواب روزبه شارلون هم خیلی درست است. تا به حال کاریکاتوری که به یک شخصیت اسلامی واقعا خنده دار و درست و درمان پرداخته باشد ندیده ام.

  6. من کارتون عیسی مسیح ندیدم اما کارتون محمد اذیتم میکنه. اما دلیلش مذهبی نیست. دلیلش اینه که احساس میکنم این روزها یکی کارتون محمد میکشه قصدش شوخی و طنز نیست. به این قصد میکشه که یه عده یه جا عصبانی بشند, بریزند خیابون, یه کار احمقانه بکنند و بعد اونا برگردند بگن “دیدین تروریستند؟”. از کاریکاتور مذهبی استفاده سیاسی میشه برای برچسب زنی به مسلمونها با تحریکشون و من اذیت میشم.

    اما یه چیز دیگه در جواب سئوال تو بگم: دیدن آدم مذهبی و شرایط اعتقاد مذهبی در همه فرمها منو اذیت میکنه و بدم میاد. من توی معبد هندو بدم میاد, وقتی دختر جوون که راهبه شده میبینم بدم میاد, کلیسا میبینم زده میشم, نماز جماعت هم میبینم زده میشم.

  7. پست بسیار جالی بود جناب سولوژن !
    در مورد خود ِ من که همان ما را به خیر شما را به سلامت است / چه بسا که یک کاریکاتور خوب از محمد بسیار بیشتر مرا سر ذوق اورده باشد تا از عیسی و موسی اش ! در کل به هر چیزی که به شکل مفرط جنبه تقدس داده شود و به شکل مفرط تری احتیاط شود که اصول و احترامش خدشه دار نشود کاریکاتور کردنش و کاریکاتور دیدنش بیشتر به دل آدم می چسبد و خنده اش بیشتر و قهقهه اش بلند تر خواهد بود گویا !
    بنده از همین جا حمایت خودم را از تمامی کاریکاتورست ها و کاریکاتورهای ضد دین (حالا از هر نوعش )اعلام می کنم ! فکر کنم خودم هم دچار اندکی افراط گرایی شدم !!!!!!!!!!

  8. کاریکاتورش اگر با مزه باشه فرقی نداره عیسی یا موسی یا محمد یا خود خدا.
    کاریکاتور یک نقده یک طنز و باید همینطور تفسیر بشه

  9. به روزبه دانشور: این‌که هر شخص از چه کاریکاتوری خوش‌اش می‌آید مساله‌ای کم و بیش شخصی‌ست. در نتیجه برای‌ام عجیب نیست که از کاریکاتورهای مذهبی خوش‌ات نمی‌آید.
    اما زیاد با پیش‌نهاد آرام ردشدن از کنار هر چیزی که خوش‌مان نمی‌آید موافق نیستم.
    اجازه بده مثال‌ای بزنم: ماجراهای رفتارهای وحشیانه‌ی کشیشان با بچه‌ها و آزار جـنـسی‌ی ایشان به تازگی گندش در آمده. کلی هم کاریکاتور طنز در این وسط کشیده شده است. حدس می‌زنم بخش قابل توجه‌ای از آگاهی‌ی عمومی راجع به این موضوع هم توسط این کاریکاتورها به وجود آمده.
    اگر بخواهیم با سیاست آرام ردشدن رفتار کنیم، خیلی چیزها روز به روز بدتر و بدتر می‌شوند چون هیچ‌کس‌ای به هیچ‌جای‌اش نمی‌گیرد که بخواهد نقدی کند در نهایت به تغییری منجر شود.
    جور دیگر بگویم: ایده‌ی پلورالیسم عقیدتی/اخلاقی وقتی به حالت شدیدش تفسیر می‌شود راجع به این دنیا حرف نمی‌زند.

    به رویا: ممنون از نظرتان. آیا می‌دانید چرا کاریکاتورهای مذهبی برای‌تان خنده‌دار نیست؟ آیا قداست‌ای برای مذهب قایل‌اید یا این‌که صرفا فکر می‌کنید تا به حال هیچ کاریکاتوریست‌ای نتوانسته است کاریکاتوری به اندازه‌ی کافی بامزه بکشد؟

  10. به روزبه شارلون: ممنون! به نکته‌ی خیلی جالب‌ای اشاره کردی. طنزنویس یا کاریکاتوریست باید حسابی با آن موضوع و فرهنگ اطراف‌اش آشنا باشد. کاریکاتوریست‌های خارجی احتمالا دانش‌شان راجع به اسلام محدود است به خشونت مسلمانان و حوریان بهشتی – که خب، موضوعات محدودکننده‌ای‌ست.

    به سامان: ممنون از پاسخ‌تان. معنای این نوشته روشن است: همه‌ی آدم‌ها حتی اگر بگویند که به یک باور خاص عقیده دارند، در عمل یک‌سان دنیا را دریافت نمی‌کنند و در نتیجه یک‌سان هم رفتار نخواهند کرد. و به نظرم با نگاه‌ای به کامنت‌های همین نوشته می‌توانید این موضوع را به راحتی ببینید.

  11. به ساناز: ممنون از پاسخ. با این‌که نمی‌فهمم چه الزام‌ای دارد که یک شخصیت واقعی بدون تصویر باشد و بماند، اما درک می‌کنم که خیلی از افراد چنین باوری دارند.
    در ضمن این موضوع محدود به مسلمانان هم نمی‌شود. به نظرم در یهودیت هم مساله‌ای مشابه داریم.
    راستی سوال‌ای دارم:
    نقاشی‌ای از کودک‌ای وجود دارد که می‌گویند تصویری از پیامبر اسلام است. چنین نقاشی‌ای را بارها و بارها دیده‌ام. نمی‌دانم شما آن را دیده‌اید یا نه. اما اگر دیده‌اید، نظرتان راجع به آن چیست؟
    سوال دیگر: حالا پیامبر اسلام نه، اما نظرتان راجع به کاریکاتورهای مربوط به مسلمانان چیست؟ آن‌ها را هم توهین‌برانگیز می‌دانید؟

  12. به انار، رها و شین: ممنون از نظرتان. چند ساعت دیگر می‌آیم و پاسخ می‌دهم.

  13. سلام جناب سولوژن
    راستش من آن تصویر و سایر تصویرها را باور نکردم. گمان کنم این بی تصویری هم خودش سیاستی بوده است که همچنین حالت ناباوری را در معتقدان پدید بیاورد و حالت تقدس را ذهنی تر کند. یهودیت هم از تصویر کردن خداوند منع کرده است اما فکر نکنم از تصویرکردن شخصیتهای دینی منع کرده باشد یا لااقل رفتار یهودیهای امروز که این را نشان نمی دهد. البته می دانم باید گفت کدام دسته از یهودیان.
    راجع به کاریکاتور مسلمانان هم هیچ مشکلی ندارم. به کاریکاتور خوب حسابی می خندم و معتقدم نه تنها خوب که کاملا ضروری است. آدمها باید خودشان را در نگاه دیگران ببینند و ضعفهایشان را درک کنند و به خودشان بخندند.

  14. من البته کلا خیلی چیزا کم خنده‌دار به نظرم میایند و در کل از سیستم هجو در هیچ موردی خوشم نمی‌آد. از اونایی خوشم میاد که یه رفتار یا نکته ظریف رو گفته باشه و شاید در مورد شخصیت‌های مذهبی (منظورم پیامبران و ایناست) هم‌چین چیزی کم وجود داره چون معمولا این شخصیت‌ها یه سری استریوتایپ هستند و فقط همونا هم مسخره می‌شوند برام جالب نیستند. ولی از کاریکاتورها یا جوک‌هایی که راجع به بعضی رفتارهای ظریف آدم‌های معتقد به مذهب هست اتفاقا خوشم میاد.

  15. به انار: نمی‌دانم آیا قصد همه‌ی کارتونیست‌ها همین است یا نه. به هر حال یکی از حربه‌های طنزپردازان، تاکید بر نقاط ضعف موضوع و برجسته‌کردن آن است – و این کار الزاما با هدف سیاسی انجام نمی‌شود.
    و یکی از نقاط ضعف مسلمانان هم باور به تصویرناپذیری‌ی پیامبر است. و یکی از نقاط ضعف دیگر این است که واکنش‌های‌شان شدید و خشن است. الان بسیاری از کاریکارتورهایی که می‌بینم به این دو موضوع می‌پردازند (+ حوری‌های بهشتی‌ی وعده‌داده‌شده).
    حالا اگر بخواهیم بگوییم هدف چنین کاری صرفا سیاسی‌ست به نظرم کمی اغراق است.

    رها: انشالله تعالی، قربانِ شما بروند کارتونیست‌های غربی و شرقی! (:

    به شین: ممنون از نظرتان. قصدم از این نوشته این نیست که کاریکاتور چطور «باید» تفسیر شود، این است که بپرسم چطوری تفسیر می‌شود. از همین چند نظر هم می‌بینید که نظرها کم و بیش فرق دارد.

  16. به ساناز: ممنون از پاسخ مجدد. به نظرم با حرف‌تان موافق‌ام. یکی از روش‌های مقدس‌کردن چیزی، مخفی‌کردن‌اش است. همین خانم «لورا» (؟) در کارتون جزیره‌ی اسرارآمیز مثلا!
    جدا از این، اگر خواستید (هر کس‌ای خواست) بگوید تا چند کاریکاتور مربوط به اسلام که پیامبر را هم نمایش نمی‌دهد برای‌اش بفرستم و بعد بخواهم بگویید آیا به نظرتان بامزه بوده است یا خیر.
    البته هیچ اصراری ندارم چون درک می‌کنم ممکن است خیلی هم خوش‌آیند نباشند.

    به رویا: ممنون از پاسخ‌تان. به هر حال مانور روی استریوتایپ‌ها یکی از شیوه‌های طنزپردازی است. اما خب، همه از طنز به یک صورت خوش‌شان نمی‌آید.

  17. I probably do not like the second as much, I do -NOT- know why

    The reason is probably close to the following observation:

    Since I was kid I was told not to mention the name of “God” in toilet, I did not do it then, I do it sometimes now but I do not “like” doing it, even though I am not practicing religion now

    If I was anti-religion I would probably work to change this habit, but I am indifferent to religion now

  18. Today I was thinking why when in family guy they show a funny God who does funny things with Jesus and Moses makes me laugh but still I cannot even smile at Mohammad’s cartoons?!! I really don’t know why I am like that, maybe you will find the answer. Please let me know

  19. سولوژن جان چرا میزنی حالا. من منظورم از اون ” باید” اون چیزیه که تو محاوره میگیم.
    ضمنا داشتم فکر میکردم با اینکه خیلی از ماها با کاریکاتور مشکل داریم ولی جوک برای امامها کم ساخته نشده
    البته من جوک برای علی یادم نمیاد اصلا و از محمد تنها یک جوک شنیدم. شاید کاریکاتور روش خوبی برای ارتباط برقرار کردن نیست

  20. به dead: ممنون از پاسخ‌تان. بله، آدم‌ها شرطی می‌شوند.

    به Saman: دلیل‌اش به این مربوط نیست که بین این همه مذهب مختلف، یکی‌شان را به دیگری ترجیح می‌دهی؟! و آن وقت شخصیت‌ها و مقدسات آن مذهب هم برای‌ات مهم‌تر می‌شود؟

    به شین: قصد گستاخی نداشتم (راستی «باید» محاوره معنای‌اش چیست؟) این نکته‌ی وجود جوک ولی عدم وجود کاریکاتور برای‌ام جالب بود. ممنون که اشاره کردید.

  21. من نسبت به كاريكاتورهاي مذهبي (ازهرديني) بي تفاوتم چون احساس مي كنم تصويرگر قصد عصباني كردن پيروان اون مذهب رو داشته. در مورد اسلام هم چون تمام مفاهيم برام ذهنيه وهيچ تصوري از خدا نداشتم همون طور هم هيچ تصوري از پيامبرش نداشتم يعني هميشه يك آدم خيلي معمولي برام بوده , پس تصورات ذهنيه اون تصويرگر برام بي معنيه. همونطوري كه مجسمه هاي حضرت مريم و حضرت عيسي چشم آبي وبلوند برام بي معناست.

    مطمئن نيستم ولي فكركنم تو يكي از كتابهاي آقاي محمد تقي جعفري خوندم كه كشيدن كاريكاتور , چه مسلمان چه غير مسلمان, درست نيست (بگذريم كه الان همه كارها درسته وهيچ كاري تو دسته كارهاي غير اخلاقي قرار نمي گيره!)

  22. به آزاده: ممنون از این‌که گفتید چگونه می‌اندیشیدید. در مورد قصد تصویرگر، این سوال به ذهن‌ام می‌رسد: هدف یک کاریکاتوریست -چه اجتماعی، چه سیاسی، چه مذهبی و چه هر سبک دیگری- دقیقا چیست؟ آیا عصبانی‌کردن طرف‌داران یک عقیده‌ی خاص است؟ بعید می‌دانم قصد الزاما آن باشد.

  23. من با نظر شما كه هدف كاريكاتوريست الزاما عصباني كردن افراد نيست موافقم. يكي از مشخصات كاريكاتور, بزرگ كردن عيب است. چيزي كه از نظر تصويرگر (چه عقيدتي, چه قيافه,…) عيب محسوب مي شود و سعي مي كند با حالت تمسخر در تصويري كه مي كشد, ديگران را هم بيشتر به اين عيب آگاه كند.

    در مورد مذهب هر انساني حق انتخاب دارد ( چه اينكه انتخابش به نظر من و شما و اون كاريكاتوريست غلط باشد) . پس برجسته كردن و تمسخر چيزي كه يك انسان ( چه درست , چه غلط , چون همه درستي ها هم نسبيه و تو مذهب مثل رياضي چيزي قابل اثبات نيست ) باهاش به آرامش رسيده, بنظر من درست نيست.

  24. البته باز هم بنظر من هركس مي تونه هر عقيده اي كه دوست دارد را داشته باشد تا وقتي كه به من نوعي ضرر نرساند!

  25. به آزاده: به نظرم نکته‌ی مهم همین است که شما گفتید: هر کس‌ای می‌تواند هر عقیده‌ای را که دوست دارد تا وقتی که به من (و بقیه‌ی انسان‌ها) ضرر نرساند اختیار کند.

    موضوع این است که دامنه‌ی بسیاری از عقاید، مخصوصا عقاید مذهبی، محدود به خودِ شخص نمی‌شود، بلکه گستره‌اش از خانواده‌ی او شروع شده تا کل جامعه و حتی کشورهای دیگر را هم می‌پوشاند.
    نگاه‌ای به تاریخ مذاهب بیندازید: هر سه مذهب اصلی‌ی ابراهیمی، گستره‌ی اجتماعی نیز دارند. به همین خاطر ما شاهد انواع فشارها بر مردم، جنگ‌ها و غیره بوده‌ایم.
    به همین علت هم که شده، نقد چنین عقایدی واجب است.

  26. ba naghd movafegham vali karikator haii ke shoma madde nazaretoon bood serfan ba tamaskhor ( baz ham migam chizi ke be nazare tasvirgar eib va ghosran hast) nemitoone goroohi ke ba hamoon aghide ehsase aramesh mikonan ro hedayat kone va bishtar be hamoon jang haii ke shoma behesh eshare kardin daaman mizane.

    naghde mosbat ke ba dalil va mantegh bashe kheili behtar az karikatori ke faghat poozkhand be labe movafeghan va asabaniate mokhalefan mianjamad, moassere.
    merci bekhatere postetoon va nokati ke tahala behesh fekr nakarde boodam
    🙂

  27. از بحث با شما لذت بردم. باز هم این طرف‌ها بیایید. (:

  28. پست جالبی بود برای محک زدن خودمان. خودم را مذهبی نمیدانم از دیدن همه جور کاریکاتور مذهبی ای خندیده ام بجز یک مورد. فقط زمانی که اسلام یا محمد را با تروریسم یکی میکنند ناراحت میشوم. میدانم بسیاری از تروریست ها مسلمانند اما، بیشتر از آن، بسیاری از مسلمانان هم تروریست نیستند. به نظرم شوخی کردن با قوانین احمقانه ادیان مثل چند همسری در اسلام یا شوخی کردن با معجزاتی که به پیامبران نسبت میدهند باعث روشنگری میشود اما این نوع وصل کردن یک دین به تروریسم به نظرم بیشتر تبلیغاتی است تا روشنگرانه. شاید هم چون رفتار خشن و بی ادبانه غربی ها با مسلمانان یا شهروندان کشورهای مسلمان نشین را (به بهانه تروریسم) دیده ام چنین نظری دارم.

  29. این پست را قبلا خوانده بودم فکر کنم . البته به عنوان مرور وگرنه حتما کامنت میگذاشتم
    الان هم دارم مرور میکنم – میدانید آدم کتاب های مقدس را هرز چند گاهی باید بخواند به خصوص که پیامبرانش اوالعزم باشند – در هر حال الان که میخواهم کامنت بذارم هیچ مذهبی ندارم اما عاشق پیامبرانم .
    فرقی هم برایم نمیکند -عیسی – خذر- ابراهیم – یا محمد –
    اما بی رودرواسی از کاریکاتور محمحد ناراحت میشم اما شاید از کاریکاتور عیسی نه .
    دلیلش هم سادس . من اگر تنها لامذهب جامعه ایران باشم 30 سال در کنار قریب به 70 میلیون ایرانی زندگی کردم که دست کم مثلا 30 میلیونشون مذهبی متوسط ضعیف یا متصب بودن .
    و خوب هموطنم بودن .
    ظاهرا دوستان مشابه من از این ناراحت میشن که به هموطناشون توهین شده . این یک جور توهین ملیه نه مذهبی …. بگذریم که خنده دارش اینجاست که من اصلا ملی گرا هم نیستم . اما با طبیعت کاری نمیشه کرد .
    من با اون دوستم موافقم که میگفت مثل آتیش زدن پرچمه .

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *