[فیلم] Social Network

[فیلم] Social Network

فیلم Social Network را امشب دیدم. داستان فیلم راجع به چگونگی‌ی شکل‌گیری فیس‌بوک (سایت) و پدیدآورندگان آن، یعنی مارک زوکنبرگ (Mark Zuckenberg) و ادواردو ساورین (Eduardo Saverin)، و اختلاف‌های حقوقی‌ی ایشان با هم و با برادران  (1, 2Winkelvoss است. کارگردان فیلم هم دیوید فینچر (David Fincher) شهره به فیلم‌هایی چون Se7en، Fight Club و The Curious Case of Benjamin Button است (trailer فیلم را ببینید).

فیلم بدون شک خوش‌ساخت است و بازی‌ها خوب. فیلم در دو زمان مختلف می‌گذرد. زمان «حال» به درگیری‌ی حقوقی‌ی شخصیت‌های مربوط به فیس‌بوک اختصاص دارد و «گذشته» نیز به زمان تاسیس فیس‌بوک و چگونگی‌ی گسترش آن. و این دو زمان با فلش‌بک‌هایی به هم متصل می‌شوند. گذشته هیجان فیلم را تامین می‌کند،‌ حال داستان را پیش می‌برد.

ضرب‌آهنگ فیلم به اندازه‌ی کافی سریع بود که حوصله‌ی من در بیش‌تر جاها سر نرود. از طرف دیگر کارگردان با تزریق هر از چند گاهِ دختران ترگل ورگل به فیلم مطمئن می‌شد که مخاطب همیشه حواس‌اش به فیلم باشد و انتظار صحنه‌ی بعد را بکشد. البته کارگردان مراقب است که همه‌ی صحنه‌های سکسی‌ی فیلم «ضمنی» باشند تا نکند PG-13اش را از دست بدهد. حدس می‌زنم یک کارگردان اروپایی می‌توانست فیلم را به خاطر پنج شش صحنه‌ی مختلف R کند!

این‌ها از جنبه‌های مثبت فیلم. مشکل اصلی‌ی من با فیلم با شخصیت‌های آن بود. بیش‌تر شخصیت‌های اصلی‌ی مرد فیلم همه‌گی یا عوضی بودند، یا حریص، یا موذی، و یا بی‌عرضه‌ی اجتماعی (و «یا»ی به کار رفته «یای انحصاری» نیست). به عنوان مثال شخصیت مارک زوکنبرگ چون نابغه‌ای نمایش داده شده بود که بسیار حاضر جواب است، فقط یک دوست در دنیا دارد، از خودراضی و خودمحور است و از پشت به کس‌ای خنجرزدن هم ابایی ندارد. در واقع شخصیت او آن‌قدر ناپسند است که اگر هم‌اینک بخش قابل توجه‌ای از شبکه‌ی اجتماعی‌ام به فیس‌بوک بند نبود حاضر نمی‌شدم عضو سرویس‌ای شوم که او در آن نقش‌ای داشته است.

مشکل دیگر فیلم، نقش زنان در داستان بود. جدا از دوست‌دختر اسبق مارک زوکنبرگ که تاثیری کلیدی در بنیان‌گذاری‌ی فیس‌بوک داشت، بیش‌تر زنان جوان فیلم نقش‌ای «ادویه‌ای» داشتند. البته شاید در دنیای واقع صنعت IT نیز وضعیت چندان به‌تر نباشد، اما به هر حال این موضوع بدجوری توی چشم می‌زند. از این لحاظ فیلم خواسته یا ناخواسته جامعه‌ای سکسیستی را به نمایش می‌گذارد.

به طور خلاصه Social Network فیلم‌ای خوش‌ساخت درباره‌ی آدم‌هایی دوست‌نداشتنی بود.

برای ثبت در تاریخ: فیلم را با میثم، سیامک، محمد، ندا و محمد دیدم.

20 thoughts on “[فیلم] Social Network

  1. I’ve always liked your thought process and how you put them into words, very simple, no complications. I just thought to add my very first comment here!

  2. I agree with you completely on everything except for the final opinion about the film. For some reason, the things that make you not like the film make me like it even more.

    But seeing how the director also made Fight Club, I find the common theme with The Social Network interesting. In both movies, a few socially “challenged” guys start something small in their basements/dorms and then it grows exponentially into a huge viral phenomenon.

  3. به Adamac: منظورت «فیلم‌ای خوش‌ساخت درباره‌ی آدم‌هایی دوست‌نداشتنی بود» است؟
    قبول دارم حرف‌ات را راجع به مقایسه این فیلم با Fight Club. اما این دومی را من خیلی بیش‌تر دوست داشتم. شاید چون شخصیت‌ فیلم Fight Club به تدریج عوض می‌شد. اما شخصیت‌های این فیلم تقریبا ثابت بودند فقط جنبه‌های جدید -ولی نه غیرقابل تصوری از خود- را نشان می‌دادند.

  4. No, I was referring to the last two paragraphs of your post.

    “این‌ها از جنبه‌های مثبت فیلم. مشکل اصلی‌ی من با فیلم با شخصیت‌های آن بود …”
    and
    “مشکل دیگر فیلم، نقش زنان در داستان بود. …”

    I don’t necessarily expect the main characters of a movie to be likable for me to enjoy the movie. Even though I think those guys are in fact jerks, I do find some of their negative traits to be … amusing. Specially Zuckerberg’s quick come backs. I felt like jumping up and giving high-fives everything he came back with a clever response to people’s arrogant and dumb remarks.

    BTW, “در واقع شخصیت او آن‌قدر ناپسند است که اگر هم‌اینک بخش قابل توجه‌ای از شبکه‌ی اجتماعی‌ام به فیس‌بوک بند نبود حاضر نمی‌شدم عضو سرویس‌ای شوم که او در آن نقش‌ای داشته است.”

    You can drop it too if you want … just takes some will power. 😉 .Again, I feel good for not being involved with FB

  5. سلام

    کلی به من خوش گذشت! 🙂
    بعد هم من کامنت اول رو second می کنم. من هم از شیوه فکری و نحوه بیان ت خوشم می آد. تحلیل نکته سنجانه ای بود. من هم قبول ش دارم.

  6. اين اصطلاح ‘خوش‌ساخت’ برای من خوش خنده می‌آورد 😉
    حتی نمی‌توانم بگويم مانند نوازنده‌ای است که مکانيکی ولی بدون اشتباه می‌زند. جدن فيلم خوش‌ساخت و بی‌محتوا مثل چه می‌ماند؟ زنبور بی‌عسل؟‌ 😛 فکر نکنم
    در ضمن من اين فيلم را نديده‌ام و بی‌محتوا را به‌اش نسبت نداده‌ام.

  7. به blikebright: من هم همین‌طور! (:
    به روزبه: این اصطلاح خوش‌ساخت مربوط به جوایز کارگردانی، گریم و طراحی‌ی صحنه و از این قبیل است و فیلم‌نامه را مستثنا می‌کند. (;

  8. من كه اين فيلم رو نديدم. فكر هم نمي كنم حوصله ديدنش رو داشته باشم. ولي از فيس بوك با اين كه حسابي بخشي از اينترنت گرديم رو تشكيل مي ده زيادي راضي نيستم و خوشم نمي آد.
    اما يه چيز ديگه كه بعد اين همه مدت توجه رو جلب مي كرد فاصله زماني نوشتن اين پست بود (تقريبن يك ماه پيش). از سولوژن بعيد بود. هر چند همونطور كه در يكي از پستهاي قبلي هم نوشتي فضاي وبلاگي كمي كم كار شده. اما به نظر من اگه قرار باشه اين وبلاگ هم تعطيل بشه بهتره آخرين وبلاگ باشه كه تعطيل مي شه.

  9. به بوگی: ممنون که سر زدید و کامنت نوشتید. خوش‌حال شدم.
    نه، فعلا که قصد تعطیلی‌ی این‌جا را ندارم. این مدت هم سرم شلوغ بوده است (مثل همه؛ مثل همیشه!) و هم چندان حوصله‌ی نوشتن نداشته‌ام.
    اما این ایده‌ی «آخرین وبلاگ» هم عجب چیز جالب‌ای‌ست. فرض کنید روزی بیاید که آخرین وبلاگ، آخرین پست‌اش را بنویسد و تعطیل کند. و بعد قیامت شود و ُTCP از IP جدا گذشته، هر h و tهای http هر کدام به سویی پرتاب شوند و کابل‌های اینترنت برق ولتاژ بالا-دار شده همه‌ی کامپیوترها را ناکار کنند. هممم … !

  10. من كه بعيد مي دانم. حتا اگه قيامت هم بشه فكر كنم يه فكري به حال اينترنت بشه. مگه قيامت بدون اينترنت هم ميتونه معني داشته باشه؟ 🙂

  11. خدا هم سيستم و ليست آدم‌ها و اعمال‌شون رو کامپيوتری کرده. دارن بحث می‌کنن با ملائکه و پيغمبرها که دست‌رسی به‌اش رو آزادانه در اختيار همه قرار بدن يا نه. موسی نظرش اينه که بايد بفروشن‌اش. عيسی ولی اصرار می‌کنه که منبع بازش کنن که هر کسی بتونه تغيير بده. احتمالن نسخه‌های مختلف انجيل رو خوش‌ش اومده. محمد هم گفته که اگه وضعيت مسلمون‌ها بدتر از بقيه باشه، سرورها رو منفجر می‌کنن.

  12. در واقع, ما الان طبق حساب کتابای دینی تو قیامتیم، فقط داغیم حواسمون نیست!
    این وبلاگا هم نامهٔ اعمالمونه که آخر کار زیپ می‌کنن میذارن رو دستمون.‌ البته تو ایران چون ما از بقیهٔ دنیا جلو تریم، به اعمالمون هم زودتر از همهٔ دنیا رسیدگی می‌شه، ولی‌ در خارج که ملت عقب مونده‌ان حالا حالاها به نامهٔ عمل ملت کاری ندارن!

    یک برادر دینی دقیق و با مرام

  13. به بوگی: توییت‌کردن از جهنم: «امروز قیر نبود. hell#»
    به روزبه: لابد برادران مورمون هم جزو popup spammerها هستند!
    به Mana: حال می‌کنید چقدر مزیت داره در ایران به دنیا آمدن؟!

  14. می‌گم گپ این‌طوری به‌تر نیست از گپ آن‌طوری؟! منظور این‌ه که چه کاری‌ه من این‌جا بیام و بنویسم وقتی می‌شه این‌طوری بحث‌های مفرح کرد؟

  15. اگه شانس ماست كه اين دنيا زندگي ايراني داشتيم. اون دنيا جهنم ژاپني گيرمون مي آد 🙂

  16. البته اين بحث ها هم براي اينه كه شما دوباره حوصله پيدا كنيد و مطلب جديدي بنويسيد 🙂

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *