علمی-تخیلی‌های بین‌کهکشانی

علمی-تخیلی‌های بین‌کهکشانی

بعد از مدتها غور و تفکر -که نشانه‌اش چند هفته سکوت ضدخاطرات بوده است- این سوال مهم برای‌ام مطرح شد: آیا تا به حال هیچ داستان علمی-تخیلی‌ای خوانده‌ام که نه راجع به کهکشان راه‌شیری که درباره‌ی زندگی، احوال و امور روزمره و غیره روزمره‌ی موجودات کهکشان‌های دیگر (مثلا آندرومدا/Andromeda) و ارتباطشان با دیگر کهکشان‌ها باشد؟ سری‌ی Foundation از ایزاک آسیموف که این‌طوری نیست. Hitchhiker’s Guide to Galaxy همتا جایی که خوانده‌ام- درباره‌ی کهکشان خودمان است. داستان‌های سولاریس و سفرهای یون‌تیخی (از استانیسلاو لم) هم که در دوردست نمی‌گذرد. مجموعه‌ی راما از آرتور سی. کلارک هم که به هم‌چنین. عجیب نیست؟

ناگهان به کشف و شهودی جذاب، دوست‌داشتنی و هول‌ناک نایل شدم: هم‌اینک موجودی در یکی از منظومه‌های خورشیدی‌ی کهکشهان آندرومدا پشت کامپیوترش نشسته است و در چیزی که ما به اسم وبلاگ می‌شناسیم از این سخن می‌گوید که هم‌اینک موجودی در یکی از منظومه‌های خورشیدی‌ی کهکشان راه‌شیری پشت کامپیوترش نشسته است و در چیزی که شبیه به چیزی است که ما وبلاگ می‌شناسیم از همو سخن می‌گوید!

«آهای! سلام!»

توضیح تکمیلی: اسم این موجود E.G. the Extra-Galactic است.

9 thoughts on “علمی-تخیلی‌های بین‌کهکشانی

  1. لعنت به این حافظه. من مدتها پیش دقیقن چنین داستانی خونده بودم و الان یک ساعته دارم فکر می‌کنم اسم کتاب یادم نمیاد.
    فکر کنم یه مجموعه شامل 2 یا 3 داستان کوتاه آسیموف با قطع کوچک بود که یکی از داستان‌هاش درباره موجوداتی رقیق و ابر-جامد در کهکشان دیگه ای بود که به جای تولید مثل دو جنسی تولید مثل سه جنسی می‌کردن یعنی نژادشون فقط نر و ماده نداشت سه جنس داشت و هنگام تولید مثل وقتی هر سه به هم وصل می‌شدن بدون این که خودشون بدونن تبدیل به جنس چهارمی می‌شدن که کاملن جامد بود و کل جامعه رو همین جنس چهارم مدیریت می‌کرد ولی سه جنس اول خبر نداشتن این جنس چهارم خودشونن که موقع تولید مثل به هم وصل شدن و فکر می‌کردن جنس چهارم نژاد دیگه‌ایه، جنس چهارم هم خیال نداشت به سه جنس نابالغ دیگه این موضوع رو بگه.
    این جامعه تکنولوژی‌ای داشت که برای به دست آوردن انرژی از خورشیدهای منظومه‌ها و کهکشان‌های دیگه از راه دور اون‌قدر انرژی می‌گرفت تا اون خورشید ِ دور منفجر می‌شد بعد می‌رفتن پی یه خورشید دیگه.
    داستان افکار و احساسات و احوال روزمره‌ی یکی از اعضای غیرعادی و احساساتی جنس سوم این نژاد رو بیان می‌کرد که متوجه شده بود جامعه‌ش دارن از انرژی خورشیدی دارای سیاره‌ای مسکونی (که ما باشیم) تغذیه می‌کنن و نزدیکه نژاد انسان از بین بره. برای همین یه جور افسردگی گرفته بود و مدت طولانی‌ای از نزدیکی با دو جنس دیگه‌ی خانواده‌ش خودداری می‌کرد و اونقدر رقیق شده بود که تو سنگ‌ها و دیوارها قایم می‌شد. نهایتن بعد از یه مدت طولانی خودداری با دو عضو دیگه‌ی خونوادش نزدیکی می‌کنه و تبدیل به قوی‌ترین فرمانده جنس جامد نژادشون می‌شن. همون فرمانده‌ای که داشت زمین رو از بین می‌برد و تا حالا ناپایدار بود چون سه عضو خونواده‌ش هنوز بالغ نشده بودن و فقط وقت‌هایی که با هم نزدیکی می‌کردن وجود داشت ولی حالا دیگه بعد از مدت‌ها غیبت دیگه پایدار می‌شه و می‌زنه دخل زمین رو میاره!
    تعریف کردنم مزخرفه ولی کسی که کتاب رو خونده می‌فهمه دارم از کدوم داستان حرف می‌زنم. کاش یکی اسم کتاب رو بگه. یکی از بهترین علمی-تخیلی‌هایی بود که خوندم و این پست تو بدجوری خارش مغزی درست کرد برام.

  2. کشف شهودی جالب و ریکرسیوی هست. یک کارتون با مزه ای هست که خیلی معروف نشد و داستان فضا نوردیه که تو یه سیاره ای فرود میاد که زندگی عادی داره به تصور اون همه Alien هستن ولی در واقع اون Alien هست اونجا و به این قضیه اشاره هم می شه. اسمش هست Planet 51.

  3. هاه یه چیز دیگه‌ی مهم این که اون یارو فراریه یواشکی تونسته بود با یکی از اعضای نژاد بشر ارتباط برقرار کنه. به وسیله‌ی یه لوحه‌های سنگی‌ای که روش یه چیزی می‌نوشت با یه جور استفاده معکوس از تکنولوژی کسب انرژی راه دورشون می‌فرستاد برا اون آدمه اونم بهش به همون طریق جواب می‌داد. یه چیزی تو مایه‌های همین آهای سلام وبلاگی تو که هر دوتاتون از دور از هم خبر دارین.

    «آهای منم سلام. ما رو نجات بدین»

  4. هه هه 🙂 مطلب جالبي بود. يعني واقعن از اين كه موجودات هوشمند تو كهكشان ما پيدا بشه نا اميد شدي؟ اما يه جوراي ديگه همه داري مي گي همه كهكشان ها مثل همن؟ 🙂

  5. بر همگان واجب است که کتاب “تماس – Contact” نوشته “کارل ساگان” را خوانده و احیاناً فیلمی را که با همین نام و با بازی “جودی فاستر” و کارگردانی “رابرت زمه کیس” ساخته شده هم ببینند…

    راستی من یه کتاب خونده بودم که توش از یه کهکشان دیگه یه سفیر میاد کره زمین که از زمینی ها کمک بگیره مهاجمین به منظومه شون رو دفع کنند… بعد طرف میبینه که خود زمین هم به شکل غیر رسمی اشغال شده و تحت استعماره و تنها تکنولوژی که زمینی ها مخفی نگه داشتند و برای خودشون هست ماشین زمان-مکان (یا یه همچین چیزی) هست… بعد طرف آخرش اونو میدزده و میبره و مهاجمان رو به هزاران سال قبل برمیگردونه…

    ولی شما “تماس” ندیده بری اون دنیا، ناکام محسوب میشی هااا… کارل ساگان یکی از بزرگترین دانشمندان ناسا بوده و علمی ترین کتاب علمی-تخیلی ممکن رو نوشته… جزئیات منطقیش دیوانه کننده هست

  6. به سامان: ممنون از تعریف داستان. اگر یادتان آمد -یا کس دیگری فهمید کدام داستان است- خبر دهید.

    به امیرعلی: اتفاقا این کارتون را دیده‌ام و کم و بیش هم خوب بود. داستان اما جالب‌تر می‌شد اگر زندگی‌ی موجودات آن سیاره‌ی دیگر خیلی شبیه به زندگی‌ی ما نبود. در این کارتون فقط قیافه‌ها فرق داشت. و خب، البته شاید غیر از این هم نمی‌توان از یک کارتون برای کودکان انتظار داشت.

    به روزبه دانشور: (:

    به بوگی: نه، ناامید که نشده‌ام. در واقع دلیل‌ای نمی‌بینم که در یک کهکشان موجود هوش‌مند وجود داشته باشد و در کهکشان دیگر وجود نداشته باشد. و حتی از آن هم بالاتر (به قول دوپونت!)، دلیل‌ای هم نمی‌بینم که در کره‌ی زمین موجود هوش‌مند وجود داشته باشد (گرچه در این مورد شک است!) و در خیلی منظومه‌های خورشیدی‌ی دیگر نباشد. اما با این همه ارتباط بیناکهکشانی هم هیجان خودش را دارد. (:

    به مسعود: من فیلم‌اش را دیده‌ام و توصیه می‌کنم. به نظرم یکی از به‌ترین فیلم‌های راجع به ETI بود که تاکنون دیده‌ام. و البته به آقای Sagan هم ارادت داریم. ممنون از یادآوری.

  7. فکر کنم توی یکی از سفر های یون تیخی یک چیزایی خوندم . اونجایی که دنبال استاد اوه میگرده و اون یک فیلم بهش میده …..

  8. بابا ول کنین این علمی تخیلی ها رو …. غیر علمی- واقعی هاش پدر مونو سوزونده !!!!!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *