غلط‌نویسی هنر نیست!

* دوست‌ای فیس‌بوکی دارم که هر وقت «status»ای می‌گذارد با خیال راحت می‌توانم شرط ببندم که نوشته‌اش غلط املایی یا دستوری‌ای دارد. این دوست‌ ایرانی‌مان البته معمولا به زبان پارسی نمی‌نویسد، اما غلط غلط است چه انگلیسی باشد چه پارسی و چه اسپرانتو! به ویژه‌ این‌که تازه‌کار هم نباشی و دست‌کم چند سال باشد که روزمره از آن زبان استفاده کرده باشی.

راست‌اش را بگویم خجالت می‌کشم بگویم که ای دوست عزیز، فلان کلمه‌ات را اشتباه نوشتی – مخصوصا که آن عزیز، که به او ارادت دارم، دوست نزدیک‌ام هم نیست. اما اگر این‌جا را می‌خوانی، لطف کن و پیش از انتشار نوشته‌ها از یک غلط‌گیر استفاده کن. نوشته‌ات زیباتر می‌شود.

* ای کسان‌ای که از فرهنگ والای ایرانی سخن می‌گویید! ای آن‌هایی که شکوه ایران‌زمین برای‌تان از نان شب واجب‌تر است! ای آریایی‌های ۲۵۰۰ ساله! ای پاس‌داران بیدار خلیج همیشه پارس! ای امضاکنندگان تومارهای رنگارنگ! ای سیاست‌مداران منتقد دولت و حکومت! ای عالمان فرهنگی، ای ناقدان اجتماعی، ای منورالفکرها، ای بزرگ‌مردان! جان مادرتان penglish ra bikhial shavid!

8 thoughts on “غلط‌نویسی هنر نیست!

  1. به بوگی: کمی پیاز داغ‌اش را زیاد کرده‌ام. (; اما هم‌چنان قابل توجه است.

  2. نمی دونم چرا از هر چه بگذرم از غلط املایی نمی توانم بگذرم.(خنده) بدجوری قلقلکم می دهد که بگویم بابا جان اشتباه نوشته ای و اغلب هم می گویم. غلط املایی از نظر من یه جوری مرتبط با شخصیت فرد و گره خورده با اونه .داشتن غلط املایی متعدد از نظر من نشان از بی دقتی ، بی اهمیتی ، نداشتن حافظه ی نسبتا خوب برای یه یاد سپردن ویه سری فاکتورهای دیگه هست که به شدت فرد مقابل را از چشمم می اندازد.
    تبصره:البته ،یکی دو مورد تا نهایتا پنج مورد برای افراد بالغ و رشید و رشیده ( که به دلیل اختلاف نظر علما در تعیین سن بلوغ ،تخفیف چشم گیری قائل می شویم و سن بالای 18 سال را در نظر می گیریم )بلامانع و قابل اغماض است. (خنده)

  3. غلط های املایی و دستوری واقعا تو نسل ما بیداد می کنه. خصوصا استفاده از فعل هایی مث “می باشد”. واقعا می ره رو اعصاب آدم!

  4. من منظورتان را از جمله‌ی آخر نمی‌فهمم. منظورتان این است که نوشتن فارسی به خط لاتین را بین خودمان ممنوع کنیم؟

  5. به محسن مومنی: نه حالا «ممنوع» به معنای گناه غیرقابل بخشش و یا غیرقانونی، اما دست‌کم پارسی‌نویسی به الفبای لاتین را ناپسند بداریم و تا جای ممکن چنان نکنیم. به عبارت دیگر: اگر امکانات پارسی‌نویسی در دست‌رس باشد، چرا به پنگلیش بنویسیم؟ چه مزیت‌ای دارد؟ راحت‌تر خوانده می‌شود؟ استاندارد است؟ ادبیات‌مان به پنگلیش نوشته شده است؟ به نظرم تنها دلیل عادت سخت‌تر بودن تایپ پارسی برای آن شخص است. اما این دلیل از نظر من موجه نیست. خیلی چیزها در زندگی سخت است و فرد مجبور است یاد بگیرد. این هم روی‌اش!
    یا یک جور دیگر: گه‌گاه پارسی‌زبانی ناشناس با من تماس می‌گیرد و درباره‌ی فلان موضوع سوال می‌پرسد. اگر نامه‌اش به پنگلیش باشد (و نه به پارسی یا حتی انگلیسی) از خود می‌پرسم که چرا من باید برای این شخص ناشناسوقت بگذارم و پاسخ‌اش بدهم در حالی که او آن‌قدر به خود زحمت نداده تا نامه‌اش را با زبان/خطی موجه بنویسد؟

  6. Pingback: حدیث روز: پنگلیش‌نویسی | ضدخاطرات

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *