دوستی‌ی یک‌سویه

آیا سخن‌گفتن از دوستی‌ی یک‌سویه معقول است؟ آیا می‌توان خود را دوست کس‌ای دانست ولی طرف مقابل تو را دوست خود نشمارد؟

دوستی البته درجات دارد. بعضی دوستی‌ها عمیق‌ترست و بعضی‌ها سطحی‌تر. در نتیجه دقیق‌تر آن است که مثلا بپرسیم آیا می‌توان خود را دوست نزدیک کس‌ای دانست ولی طرف مقابل تو را دوست نزدیک خود نشمارد؟ (به جای‌اش تو را فقط دوست دور خود بداند)

پاسخ سوال شاید به این بازگردد که تعریف‌مان از دوستی چیست. مثلا اگر تعریف را آن‌قدر گسترش دهیم تا «عشق» نیز نوع‌ای از دوستی به حساب آید، پاسخ این خواهد بود که چنان وضع‌ای البته که ممکن و حتی از آن بالاتر متداول است. اصلا نیمی از ماجراهای عشقی بر همین یک‌سویه‌گی‌ی رابطه می‌چرخد. از طرف دیگر اگر تعریف دوستی را آن‌قدر محدود کنیم تا به رابطه‌ی هم‌کاری تقلیل یابد، آن‌گاه یک‌سویه‌گی‌اش جز خطای عقلانی نیست.

من اینک نمی‌خواهم دوستی را تعریف کنم و بر اساس آن نظری منطقی بدهم. می‌خواهم بدانم آیا باور عامه نسبت به رابطه‌ی دوستی چنین یک‌سویه‌گی‌ای را بر می‌تابد یا خیر. نظرتان چیست؟

14 thoughts on “دوستی‌ی یک‌سویه

  1. به نظر من نمی شه که یقه یه نفر رو بگیری تو خیابون و بگی من دوست تو هستم. دوست بودن یه کم ( هر قدر هم کم) برای هر دو طرف وظیفه ایجاد می کنه. نمی شه بیخودی وظیفه رو به کسی که نمی خواد داد.

  2. همه دوستی ها نامتقارن هستند، حتی مگر فقط اندکی، و البته بعضی ها نامتقارن تر از بقیه اند.
    حد مشخصی برای تعریف رابطه دوستی «دوطرفه» وجود ندارد. حد این تعریف برای افراد مختلف و شرایط مختلف تفاوت دارد و به نظر من در میان عامه هم پراکندگی و انحراف معیار بالایی دارد.

  3. به ندا: قبول! مثال شما اکستریم است. حالت‌های دیگر چطور؟ مثلا آیا هم‌خانه‌ی شما که دو سال با هم هستید و از نظرتان دوست‌تان محسوب می‌شود می‌تواند تصور کند که شما دوست‌اش نیستید؟

    به مهدی: بله، اما اگر فرضا مجموعه را کوانتایز کنیم چه؟ مثلا دوستی را به چهار رده تقسیم کنیم، آیا آن وقت در دو رده‌ی مختلف‌بودن مشکل‌زا است یا نه؟

  4. نه. به گمونم ساده اگر نگیریم، هیچ یک‌طرفه‌ای دوستی نیست.

  5. به نظرم باید تفاوت دیدگاه آدم‌های مختلف در مورد دوستی را هم در نظر بگیریم. به عنوان مثال آمریکایی‌ها به طور کلی‌ خیلی‌ خوش برخورد و گرم هستند ولی‌ عموماً پیوندهای محکمی در روابط‌شون ایجاد نمی‌کنند و انتظار زیادی هم از دوستی‌هاشان ندارند. در مقابل آلمانی‌ها ممکنه خیلی‌ سرد و از خود راضی‌ به نظر برسند، ولی‌ روابط‌شون رو خیلی‌ جدی می‌گیرند. شاید به همین دلیل گروه‌های دوستی کوچکتر ولی‌ مستحکم‌تری دارند. و البته هندی‌ها، چینی‌ها ، آمریکای جنوبی‌ها و غیره هم سبک و سیاق خودشان را در دوستی -و به خصوص انتظارات‌شان از یک رابطه دوستانه- دارند که وقتی‌ به هم می‌رسند میتواند منشا سو تفاهم شود. این حالا در سطح بین‌المللی بود، ولی‌ احتمالا در سطح محلی هم می‌تونه چنین تفاوت دیدگاه‌ها و انتظاراتی وجود داشته باشه.

  6. حدس من اینه که به باور فرهنگی که من در اون بزرگ شدم، دو طرفه بودن (یا دو طرفه بودن نسبی) شرط دوستیه. این رو تنها از روی حدس و بنا بر برداشت شخصی گفتم و هیچ دلیل یا نشانه ای برای اثبات صحبتم ندارم.

  7. بله دوستی یک سویه اگر از نوع عشق باشد وجود دارد . من در مورد همجنس چنینی تجربه ای را داشته ام و به اسانی میتوانم بگویم که پس از قطع رابطه از طرف طرف مقابل ، دوستی من هم در همان ناحیه ماند …. نه جلو رفت نه عقب بلکه متوقف شد و نه تمام .. اما در مورد عشق حتی میتوانم بگویم که تجربه عمیق تر شدنش را هم داشته ام .

  8. “آیا می‌توان خود را دوست نزدیک کس‌ای دانست ولی طرف مقابل تو را دوست نزدیک خود نشمارد؟ (به جای‌اش تو را فقط دوست دور خود بداند)” در پاسخ به این سوال باید بگم بله ! خب میشه و دلیل اش هم عدم درک درست از رفتارهای طرف مقابل و برداشت های نادرسته.فرد فکر میکنه دوست نزدیک طرف مقابله اما در واقع نیست!
    از طرفی هم این پیش می آد که فردی طرف مقابل رو دوست نزدیک خودش می دونه اما خودش دوست نزدیک طرف مقابل نییست و به این موضوع هم واقفه.(برداشت اشتباهی در کار نیست)
    این که باور عامه نسبت به دوستی یا عشق یک طرفه چیه؟ خب هر نوع ارتباطی اعم از دوستی یا عاطفی و عشقی باید باعث ارتقاء و آرامش روحی فرد بشه.عزت نفس فردی باید حفظ بشه.روابط یک طرفه یعنی فرد مقابل مایل به برقراری رابطه نیست و اصرار بر این موضوع به نظر من نشان دهنده ی یک نوع اختلاله.

  9. دوست عزیز ، تصور می کنم قبل از هر چیز یا پیش از هر براوردی باید فاکتور محیط و زمان را بسنجیم….دوستی پیوند مجموعه ای از مشترکات است به شکل کلی ، اما این مشترکات در زمانهای خاص و محیطهای گوناگون ممکن است تغییر ماهیت داده و رنگ ببازند ، اما آنچه که معقول می نماید ، آن است که ، دوستی قالبی دو سره را می طلبد که جز این باشد ، می شود همان زندگی انگلی مسالمت آمیز….شاد باشی .

  10. با سلام
    ما یک تیم پژوهشی دو نفره از دانشگاه های علامه طباطبایی و شاهد هستیم که در مقطع کارشناسی ارشد رواشناسی مشغول به تحصیلیم. برای پژوهش تازه مان به تعدادی از افراد نیاز داریم که وارد سایت پژوهشی ما شوند و در پژوهش ما شرکت نمایند. پژوهش ما مرتبط با بررسی برخی از ویژگی های شخصیتی با توجه به گرایش جنسی افراد است. کافی است برای شرکت در این پژوهش به آدرس سایت ما که در زیر می آید رفته و پرسشنامه ها را تکمیل کنید. قطعا جز با پاسخ گویی شما دوستان انجام این پژوهش میسر نیست و با شرکت خود لطف بزرگی به جامعه علمی و ما خواهید نمود. پیشاپیش از نگارنده وبلاگ بدلیل استفاده از این محل برای اعلان خواست پژوهشی مان بدون توجه به مطالب وبلاگ عذرخواهی می کنیم و اعلام می کنیم از آنجا که این پژوهش با بودجه شخصی انجام می شود هیچ سرمایه ای جهت تبلیغات نداشتیم. از این رو ناگزیر به این کار شدیم. در ضمن ممکن است در وبلاگی از روی فراموشی چند بار این آگهی را درج کرده باشیم. از این بابت هم عذر می خواهیم. آدرس سایت پژوهشی ما عبارتست از:
    http://www.ravan-azmoon.otaqak.ir
    در نهایت باز هم سپاسگزاریم.

  11. من با تعریف خودم از دوستی هم خونه ایم رو دوستم در نظر نمی گیرم. و صرفا رابطه رو هم خونه ای می بینم. اگر هم مثلا من اون رو دوست خودم بدونم و اون ندونه،‌ مشکل داره و یکی باید به کلاس اون یکی بپیونده.
    کلا منظورم اینه که این که هر رابطه ای وظیفه/حق برای هر دو طرفش ایجاد می کنه. و اگر این رابطه متقارن نباشه یعنی یکی انتظار بیشتری از اون یکی داره در صورتی که اون یکی هم چین حقی بهش نمی ده. وبرای همین خراب می شه 🙂

  12. دوستی های نا متقارن فاکتورهای دوستی و کم داره، اصولی مثل اعتماد تو دوستیای نا متقارن نمی تونه عمر زیادی داشته باشه.

  13. وای خدا! بنده دوستی یک طرفه را هم برتابم،این انحراف معیار و کوانتایز و توی با x و y ات را برنمی تابم.
    گاهی دلم می خواد دم دست بودی daddy تا یک فصل حسابی می زدمت.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *