در کنار سینک

در چکاچک آب‌ها و سیل ظرف‌ها
دست‌های‌ات چه تنها می‌رقصند
من از این گوشه‌ی تاریک بی‌محبت
بر می‌خیزم
و نم‌نمک تا به زیر سایه‌ی گیسوان‌ات جاری می‌شوم
و تا تو برگردی
دست‌های‌ات را می‌گیرم
و تو را به تانگوی نگاه‌ها و بوسه‌ها دعوت می‌کنم.

10 thoughts on “در کنار سینک

  1. سلام.تازه باهات آشنا شدم.بسیار زیبا می نویسی.
    یک سوال نوستالژیک داشتم.می دونم که تو هم مثل من عشق علمی تخیلی و احتمالا عاشق مجله خاطره انگیز دانشمند قدیم (منطورم دهه 70) بودی.
    فکر می کنی چطور میشه به بعضی از اون ها اواخر سال 69 و اوایل 70 دسترسی پیدا کرد؟
    عاشق داستانی از تئودور استورجن با نام “هیچ دفاعی وجود ندارد” بودم که ناتمام موند.
    اونو میشناسی؟
    ممنون
    سال نو هم مبارک.

  2. “چه پاپ رومانتیک وهنر مندی ” خیلی قشنگ بود …
    پاپ ما جدیدا در عوض گفتن “حدیث روز” به اموردنیوی مشغولند … ولی ما بیش از اینها به پاپمان ایمان داریم …به هر حال این هم سیره پاپ ماست .

  3. با اجازه پاپ ، سال نو مبارک آرزوهاتان براورده و سینه هاتان مالال از آروزهای بزرگ …

  4. به zero: (:

    به لرد شارلون: جامع‌ الااطراف قربان! خیر. ضدخاطرات بود – رخ نداده بود.

    به ساسان: خیلی ممنون. بله، مجله‌های دانشمند آن سال‌ها را خیلی دوست داشتم. استورجن را هم می‌شناسم ولی مطمئن نیستم این داستان را خوانده‌ام یا خیر.
    نمی‌دانم ترجمه‌اش را از کجا می‌شود یافت اما شاید با جست‌وجوی theodore sturgeon there is no defence در گوگل بتوان چیزکی یافت.

    به روجا: ممنون! سال نوی شما هم مبارک.

  5. یکی از رمانتیک ترین چیزا تصویر مردیه که از پشت زنی رو بغل کرده که داره ظرف میشوره… 🙂

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *