بوی اماکن

بوی اماکن

بخش‌ای از تاریخ هر مکان‌ای به آن‌هایی که در آن نفس کشیده‌اند باز می‌گردد. با زیارت آن اماکن، ما هم‌نفس ایشان می‌شویم. برای بعضی‌ها هم‌نفس‌ای با حسین مهم است، برای بعضی‌های دیگر هم قهوه‌نوشی در Les Deux Magots سن‌ژرمن پاریس. در نهایت ولی نه این الزاما حسین‌وار می‌زید و نه آن نویسنده و شاعر می‌شود.

9 thoughts on “بوی اماکن

  1. نكته ديگه اي كه وجود داره اينه كه هر حادثه اي وابسته به فضا و زمان خاصيه. اين موضوع از طرف ديگه باعث مي شه كه اين فضا و زمان در اون حادثه خاص هم به هم وابسته بشن. مثلن مدرسه فضاييه كه در طول زمان ممكنه دچار تغييرات فيزيكي زياد يا كمي بشه. اما هر دانش آموز در دوران مدرسه اون فضا رو در اون دوران خودش به شكلي متفاوت و خاص تجربه مي كنه. از اون به بعد اون مدرسه ديگه هيچ وقت اون مدرسه اون زمان خاص نيست. از طرفي اين احساس در همه اون دانش آموزاي مدرسه به يه شكل منحصر به فرده. به نظر مي آد در اين مورد هم نظريه نسبيت حاكم باشه 🙂

  2. در مورد موضوعاتي مثل كربلا يا اون كافه نمي دونم چي چي پاريس هم دقيقن همين طوره. كربلا رو هر كسي يه جوري تجربه مي كنه حسين يه جور سينه زناي حسين هم يه جور ديگه

  3. به بوگی: به نکته‌ی مهم‌ای اشاره کردید. تجربه‌ی هر شخص از هر واقعه/مکان/زمان‌ای منحصر به فرد است. بخش‌ای از تجربه‌ی فردی به واقعیت خارجی برمی‌گردد (فضای فیزیکی‌ی مدرسه، دوم خرداد هفتاد و شش و …)، بخش‌ای هم با توجه به تجربه‌های پیشین فرد تفسیر می‌شود (اولین برخورد با نظام آموزشی، امیدم به برد خاتمی است یا شکست‌اش و غیره).
    آن‌چه گویا این نوشته به آن اشاره دارد (و من دارم باز-تفسیرش می‌کنم) این است که بخش‌ای از این تجربه به انتظار فرد از تجربه‌ی پیشینیان‌ای که آن محیط فیزیک را اشغال کرده بودند نیز بر می‌گردد. یعنی این‌که مثلا شما پیش‌تر در این کافه قهوه خورده بودید و از آن لذت برده بودید، به آن مکان جذابیت خاص‌ای می‌دهد. مثلا مریض‌ای که به حرم امام رضا می‌رود، بخش‌ای از انتظارش با توجه به شفای پیشینیان در آن مکان مشخص می‌شود.

  4. اونوقت ماجرا وقتی جالب می شه که همین ذهنیات وخاطرات وتجربه های شخصی افراد نقش پر رنگی در شناسوندن حوادث و اماکن تاریخی بازی کنند!

    در ضمن:
    باز شروع کرد! این دفعه بیان دیگه من هیچ کاری نمی کنما! تازه اینا بدتر از اون یکی ها هستن چون یهو شور حسینی هم می گیرتشون!

  5. به zero فک کنم خیلی نا آگاهانه میاد – بوش – در مورد من البته بیشتر بو ها اماکن رو به یاد میارن – بگذریم داشتم میگفتم که خیلی نااگاهانه و خوب است .از ان دسته نااگاهانه ها یی ست که واقعیست نه اینکه در غشای گول زنک مغر باشد .

  6. بلح. آدم که آگاهانه خودش را گول نمی‌زند. اصلاً آدم نا‌آگاه گول می‌خورد. ولی دیگر آدم گولِ خودش را بخورد خیلی است D :
    هر چند خیلی‌ها در کارند که فضا گول زننده شود. کارشان است خب.

  7. ghabool daram adam khodash ra gool nemizanad
    adam haee ham hastand ke kari mikonanad adam khodash ra gool bezanad
    vali adam agar adam bashad goole in- adam khod gool malanande ha -ra nemikhorad
    . vali ye vaghtaee goole khodesho momkene nagahane bokhore
    in kheili bishtar pish miad ta morede aval
    morede aval kehili safihane jelve mikone
    – gool malha dar barabe gool khor ha :

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *