آرزوهای نوروزی سولوژن برای تو نازنین

خواننده‌ی عزیز،
دوست نازنین،
دل‌بندم،
خوش‌گل‌ام!

مطمئن‌ام که این روزها انواع آرزوها و دعاها و غیره شنیده‌ای و خوانده‌ای. بعضی از آرزوها شاید خیلی به مذاق‌ات خوش نیامده باشد و ترجیح داده باشی که آرزوی به‌تری می‌شنیدی و از طرفی مطمئن‌ام بعضی‌های‌شان را بیش‌تر دوست داشته‌ای و بنیادین‌تر یافته‌ای. مثال: «سلامتی مهمترین چیزه! بدن سالم داشته باشیم، بقیه‌ش هم خدا بزرگه!» و یا «اصل شادیه، بقیه فرعیاتن جوون!» در مقابل «حاج آقای پدرسگ گفت ایشالله زن نجیب گیرت بیاد امسال! کی زن می‌گیره این روزا؟!» و یا «مرتیکه عقب‌افتاده گفت امیدوارم سال بعد ارشدت روی توی دانش‌گاه سراسری شروع کنی! چشم ندارن اینا! من منتظر جواب پذیرش از امریکا هستم!». بقیه‌ی مثال‌ها هم به عهده‌ی خودت ای نازنین خشم‌گین!

این‌که چه چیز را می‌پسندی بدیهی است که امری‌ست شخصی و از هر سوژه‌ی شناسا به سوژه‌ی شناسای دیگر (اگر فرض کنیم بقیه زامبی نیستند و سوژه‌های شناسای دیگری نیز وجود دارد) فرق می‌کند. با در نظر گرفتن این موضوع، اجازه بده من هم آرزو خودم را برای سال ۱۳۹۲ات بگویم:

«همه‌ی آرزوها و دعاهای این چند روزه را جمع‌آوری کن. سپس آن‌ها را به ترتیب پسندت روی کاغذ خط به خط از بالا به پایین بنویس. نوع کاغذ اهمیت چندانی ندارد، اما دقت کن که پیش از شروع به نوشتن کاغذت تمیز و بی‌نوشته باشد. تبعات نوشته‌های پیشین (مثلا شعر غم‌انگیز، نام سیاست‌مداران و فهرست هزینه‌ها و یا کارهای عقب‌افتاده بر کنج بالای کاغذ) می‌تواند عظیم باشد. حال حاشیه خالی پایین کاغذ را به دقت جدا کن. هدف این است که آن‌چه باقی می‌ماند از بالا تا پایین با آرزوها پر شده باشد. اینک کاغذ را جوری بگیر که نوشته‌ها با افق هم‌راستا باشند. حال کاغذ را افقی با قیچی به دو نیم کن. نیم پایین را با نیت «زردی من از تو» در آتش بینداز. نیم بالا،‌ آرزوهای من برای توست.»

12 thoughts on “آرزوهای نوروزی سولوژن برای تو نازنین

  1. خسته نباشید!! فکر کردی ملت این همه آرزو می کنند برامون که بشینیم از بالا تا پایین لیستش کنیم؟! فوقش بگن عیدت مبارک سال خوبی داشته باشین یا دیگه خیلی هنر به خرج بدن بگن توام با موفقیت! 🙂

  2. سلام. سال نو مبارك 🙂 ممنون بابت آرزو. اما فكر كنم همون سلامتي كافي باشه 🙂

  3. به روزبه دانشور: (:
    به تبسم: من که نمی‌تونم کاسه‌ی داغ‌تر از آش بشم.
    به لئوناردو: به لطف شما، بله! شما چی؟!
    به بوگی: خیلی ممنون جناب بوگی. سلامت از مهم‌ترین‌هاست. و در چرخش‌ای اگزیستانسیالیستی حتی می‌توان گفت سلامت‌مان نمود «وجود»مان است (که اگر سلامت نباشیم، گویا اندکی از وجودمان کم شده است) و همان‌طور که آقای سارتر فرموده‌اند «وجود مقدم بر ماهیت است». (;

  4. متوجه جوابت نشدم! مگه گفتم کاسه ی داغ تر از آش شو؟

  5. به تبسم: بد نوشتم. در واقع نصفه نوشتم. این نوشته‌ام آرزوهای دیگران را می‌گیرد و خوب‌های‌اش را جدا می‌کند و به عنوان آرزوی من به شما می‌دهد. اگر بقیه آرزوهای خیلی خوبی نکنند، آرزوهای من هم خیلی به‌تر نخواهد بود. کاسه داغ‌تر از آش هم به همین برمی‌گشت.
    در واقع متوسط آرزوهای من فوق فوق‌اش دوبرابر متوسط آرزوهای دیگران خوب است (با فرض این‌که هیچ‌کدام از آرزوهای دیگران لعن و نفرین نباشد: یعنی همه‌ی آرزوها مثبت باشتد).

  6. منظورم این بود که این نوشته ات همچین هم کارایی نداره. چون دیگران همچین آرزوهای پر و پیمونی هم نمی کنند که بخوایم لیستشون کنیم از بالا تا پایین و بعد تاش کنیم و از این کارها. شما هم پس کاری به آزروهای دیگران نداشته باش و بر اساس اون ها برنامه نچین. اگه می خوای آرزو کنی یه آرزو کن و اگه نه هم که طلبکار که نیستیم! والا! (چشمک)

  7. به تبسم: در این روزگار خسته‌ی تاریک نه نوشته‌ی من کارایی دارد و نه نوشته‌ی دیگران. روزگار آرزو گذشته است. بلند باید شد. برخیز!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *