شعله، باد، تنهایی

می‌آیم
می‌روی
نگاه‌ات می‌کنم
روی بر می‌تابی
صدای‌ات می‌کنم
نمی‌شنوی
باد می‌آید
می‌روی
باد نمی‌وزد
نمی‌مانی
من تو را سخت دوست می‌دارم
و تو مرا سخت نکوهش می‌کنی از دوست‌داشتن‌ام
شعله می‌شوم که مگر من سنگ‌ام؟
سپهرم؟
عالم‌ام؟
که بتابم ناله‌های سرگردان تو را
و دوباره سرکشیده از این آبشار اندوه تا دورترین تاریکی‌های جنگل افسردگی
وز این هرم آتش‌فشان رابطه‌مان تا بدان سردسیرترین قلب عالم که تو باشی
می‌وزم
می‌رانی‌ام
می‌خواهم
می‌بینی‌ام
شرح می‌دهم
شرم می‌کنی
ستاره باران‌ات می‌کنم
چتر باز می‌کنی
مرا دریاب
– دریافته‌ام‌ات من
مرا بپوش
– دوشیده‌ام‌ات من
آغوش بده
– دست می‌دهم
راه نشان بده
– بن‌بست راه ندارد
تو را چه کنم؟
– مرا به همه‌ی عالم قسم‌ات در این گوشه‌ی خود تنها بگذار
تنها؟
– آری، آری، تنها!

تنهای‌ات می‌گذارم
چشم بر می‌کشی
لبخند می‌زنم
لبخند می‌زنی
می‌روم
می‌مانی
و قطره‌ای بر گونه‌ات می‌چکد
و قطره‌هایی دیگر
و تو در باتلاق تنهایی خویش به تاریخ می‌روی.

[نسخه ابتدایی نوشته شده در تاریخ ۱۶ فوریه ۲۰۱۲.]

 

 

4 thoughts on “شعله، باد، تنهایی

  1. قشنگ بود اما دو چیز توجه‌امو جلب کرد.
    در جواب مرا بپوش، “دوشیده‌ام‌ات من” یعنی چی؟!
    “مرا به همه‌ی عالم قسم‌ات در این گوشه‌ی خود تنها بگذار” در این گوشه ی خود تنها بگذار که خب معلومه..مرا هم که خب معلومه برای مرا تنها نگذاره. اما به همه ی عالم قسم‌ات منظورت از “ات” چیه؟ البته می‌دونم منظورت تو را هست اما به نظر من یه کم نامانوسه اون وسط. اگه حذف هم بشه مشکلی به وجود نمیآد و همون معنی رو می‌ده. مرا یه همه ی عالم قسم، در این گوشه‌ی خود تنها بگذار.

  2. به تبسم: ممنون که خواندی!

    درباره‌ی نکته‌ی دوم: به نظرم منظور از «قسم‌ات»، «قسم‌ات می‌دهم» است به معنای «از تو سوگند خواستن». یعنی «به همه‌ی عالم قسم‌ات می‌دهم [به حق همه عالم سوگند یاد کن] که من را در این گوشه‌ی خود تنها بگذار». من شنیده‌ام چنین استفاده‌ای را. کجای‌اش را نمی‌دانم. لابد وقتی قسم می‌دادند. (;

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *