اینو کی معرفی کرد به من؟

با همکارتان در ساحل اقیانوس سرب در سیاره‌ای دوردست ایستاده‌اید و در سکوت به شکوه امواج می‌نگرید که او ناگهان شروع می‌کند به کندن لباس محافظش. فریادی می‌کشید و با چشمان از حدقه درآمده می‌نگریدش که به اقیانوس می‌زند. لحظه‌ای بعد که شادمانه در میان امواج بالا و پایین می‌رود و برای‌تان دست تکان می‌دهد، با وحشت آرام آرام به عقب قدم بر می‌دارید و سعی می‌کنید به خاطر بیاورید که اولین بار چطور با او آشنا شدید.

3 thoughts on “اینو کی معرفی کرد به من؟

  1. البته اين داستان خيلي هم تخيلي نيست. در جامعه هر روزه با اون مواجه هستيم 🙂

  2. نظر من به عنوان خواننده ی آماتور این ه که در پرداخت تنبلی شده. این که می گی ساحل اقیانوس سرب در سیاره‌ای دوردست رو باید توصیف کنی یا مهم تر از اون همکار کذایی رو. این که اون روز چه لباسی پوشیده یا چه حرکاتی می کنه چه شوخی می کنه و غیره …

  3. به امین: هدف‌ام مینیمال‌نویسی بود و این‌که داستان‌ای کامل بگویم با کم‌ترین تعداد کلمه برای هر المان (توصیف مکان و فضا، شوک داستانی، احساس و غیره). نتیجه کم‌تر از ۸۰ کلمه شده است در مقایسه با چند هزار کلمه معمول برای داستان کوتاه.
    اما با این حال می‌دانیم که استادان زبان پارسی توانسته بودند با همین تعداد کلمه فضاهای کامل‌تر و داستان‌های گیراتری ایجاد کنند. رسیدن به ایشان هدف ماست!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *