Archive > July 2002

صدا زدم: “تویی؟” برگشت. او

صدا زدم: “تویی؟”
برگشت. او نبود. گفتم:”معذرت می‌خوام. با یکی دیگه که چند ساله ندیدمش اشتباه گرفتم‌تون.”
پاسخ دادی:”مهم نیست. شما هم کوه میرید؟”
-بله.
-تنهایید؟
سری تکان دادم.
-منم. می‌خواید با هم بریم بالا؟
از آن پس، هفته‌ای یک بار کوه می‌رویم، دو بار شب‌ها در خیابان‌ها قدم می‌زنیم و این شده است برنامه منظم‌ این چند سال‌مان.
امروز هم با او [...]

Continue reading

ساعتی پیش شب پاره‌های اندوه

Share

Continue reading

بیا بگیر بکش راحت‌ات می‌کنه

Share

Continue reading

يك مشت گره خورد ديگري

Share

Continue reading

و مگر می‌توان زمانی دیگر

Share

Continue reading

شب اينك پنجره سياه خود

Share

Continue reading

در میان این چهاردیواری شیشه‌ای

Share

Continue reading

ای مردمان پاک‌سیرت! من پسرم،

Share

Continue reading

با من دوست نشوید: برای

Share

Continue reading

ولی بعید می‌دانم روی پیشانی

Share

Continue reading

می دانید قبل از اینکه

Share

Continue reading

بعد از مدت‌ها،‌ سایبان آرامش

Share

Continue reading

دیشب A Beautiful Mind‌ را

Share

Continue reading

آفرینش دردناک است. انرژی‌بر است.

Share

Continue reading

برزیل!

Share

Continue reading