Archive > October 2008

در چیستی‌ی ضدخاطرات

طرف پرسید مگر این‌جا ضدخاطرات نیست؟
گفتم چرا.
گفت پس چرا ملت این همه هر چه را می‌نویسی «جدی» می‌گیرند؟
گفتم منظورت چیست؟
جواب داد خب، فکر می‌کنند هر چه می‌گویی رونوشت دقیقِ واقعیت‌های خارجی است.
من هم چه بگویم، گفتم هاوالله!
Share

Continue reading

اندکی صبر

Share

Continue reading

من که می‌پرسم

Share

Continue reading

و تکامل چه نیست

Share

Continue reading

نویسندگی شغل‌ای شبانه‌روزی

Share

Continue reading

مذهب و اقتصاد

Share

Continue reading

تصورناپذیر

Share

Continue reading

خاطرات من از تجربه‌ی TAبودگی

Share

Continue reading

Meet a Fanatic Dumb-ass

Share

Continue reading

خشم و هیاهو در دنیای آکادمیک - یا چگونه با تحلیل بیزی آب‌ای بر آتش بریزیم

Share

Continue reading

روزگار ماضی‌شده‌ی گذشته‌های همیشه مضارع

Share

Continue reading

سوال‌های ساده‌ی من

Share

Continue reading

درباره‌ی نظرسنجی‌ی پیشین - بیایید سکه بیاندازیم

Share

Continue reading

داستان ما

Share

Continue reading

خداوند مهر و غضب

Share

Continue reading

جان نمی‌دهم تا تو ناسزا بگویی: خطابه‌ای به همه‌ی دختران بی‌ادب و پسران دهن‌لق

Share

Continue reading

رای‌گیری - روز آغاز

Share

Continue reading

آخرین تیر ترکش

Share

Continue reading

از هوش، زبان و دیگر قضایا

Share

Continue reading

عجیب ولی واقعی

Share

Continue reading

من و ژاک پره‌وِر در دو سوی لیوان

Share

Continue reading