باز هم زلزلهای در ایران آمد. گویا اینبار زلزله در قم بوده و خطری تهران را تهدید نمیکند که زلزلهی تهران “مقولهای جداست”.
زلزلهی تهران یکی از چیزهایی است که من از آن سخت میترسم.
بگذریم. پیشتر دو بار راهنمای زندهماندن در زلزلهی تهران را -که کتابدار نوشته بود- در این وبلاگ معرفی کردهام. میشود دوباره لینک داد، اما به نظرم بهتر آمد یک پست کامل بهاش اختصاص دهم و نوشتهی کتابدار را دوباره اینجا کپی کنم. توجه کنید که این کپیی صرف نوشتهی کتابدار است که او کمینه چهار سال پیش نوشته است.
—
(فایل PDF)
اين نوشته خاص زلزله در تهران نوشتهشدهاست که به گفته بسياری از کارشناسان حدود بيست و دو سال تأخير داشتهاست و اين تأخير اصلاً خبر خوبی نيست، چون تاخير باعث انباشتهشدن انرژی میشود. انتظار میرود زلزله -اگر بيايد- با قدرتی بالاتر از 7 (در مقياس ريشتر) خواهدبود.
پيش از آن که زلزله اتفاق بيفتد…
• اول از همه به فکر مکانی باشيد که در آن زندگی میکنيد. بسياری از بناهای تهران خصوصاً در مرکز و جنوب شهر قديمی هستند، خانههايی بدون اسکلت فلزی. تا قبل از تصويب قانون ايمنسازی منازل در دهه شصت، بسياری از خانههايی که با اسکلت فلزی ساختهمیشدند هم اصول ايمنسازی را رعايت نمیکردند. ضمن اينکه اصولاً بساز و بفروشهای تهران افرادی هستند که اصولاً صلاحيت ساخت مسکن را ندارند و غالباً تشکيل شدهاند از افراد کمسواد و سودجو که برای سود بيشتر حاضرند با جان شما معامله کنند. اما چيزی که مسلم است خانههای قديمی حتی تاب مقاومت در برابر زلزله پنج ريشتری را ندارند. اگر در چنين مکانی زندگی میکنيد حتماً به فکر تهيه يک مکان ايمن باشيد. شايد يک روز معيار انتخاب مسکن مناسب را برايتان نوشتم، اما فعلاً دستبهنقد اگر میتوانيد نقشهای از گسلهای تهران تهيه کنيد و به شدت از تهيه مسکن روی مرز گسلها خودداری کنيد. هيچ ساختمانی با هر درجه ضريب ايمنی در مرز گسلها سالم نخواهندماند.
• شصت در صد زلزلهها در نيمهشب اتفاق افتادهاست. بعيد نيست که زلزله تهران هم جزو همين شصتدرصدیها باشد. فراموش نکنيد که بعد از اين لباس کامل را در کنار تخت و در دسترس قرار دهيد.
• همين الان که اين نوشته را تمام کرديد برويد دو تا بطری نوشابه خانواده خالی را از آب پر کنيد و داخل ماشين بگذاريد. حواستان باشد که هميشه آن را پر نگه داريد و دو بطری ديگر هم پر آب کنيد و در مکانی امن در خانه قرار دهيد. من فکر میکنم کابينتهای آشپزخانه جای بدی نباشد.
• مکانهای امن خانه را از همين الان شناسايي کنيد.
• يک ساک کوچک تهيه کنيد. سعی کنيد از نوعی باشد که دسته بلند دارند و روی دوش قرار میگيرند. يا يکی از اين کولهپشتیها که قديمها برای کوهنوردی و در حال حاضر برای مدارس استفاده میشود. چند تا کنسرو تن ماهی، کمی خشکبار، قند، يک راديوی کوچک و يک چراغ قوه داخل آن بگذاريد. برای تمام اين وسايل باطری تهيه کنيد و حواستان باشد هر دو ماه باطری را عوض کنيد. قوطیهای تن ماهی را قبل از سررسيد مهلت مصرف عوض کنيد. اگر جا شد بطریهای آب را هم داخل همين ساک قرار دهيد. پيچگوشتی، شمع، چاقو، سوت، آچار فرانسه را هم داخل همين ساک قرار دهيد. لوازم کمکهای اوليه را در اين ساک قرار بدهيد. شامل يک قيچی کوچک، باند استريل، چسب، قرص آنتیبيوتيک و استامينوفن، قرص اسهال، الکل و داروی مسکن. اگر دارويی داريد که عدم مصرفش باعث مرگتان میشود از آنها هم چند تايی در ساک قرار بدهيد. اگر از سوييچ ماشينتان دو تا داريد يکی را داخل ساک قرار دهيد. اگر نداريد برويد يکی تهيه کنيد بعد آن را داخل اين ساک قرار دهيد. يک بسته دستمال کاغذی رولی فراموش نشود. چند متر طناب، حوله کوچک، مقداری پول و طلا يک يا دو قطعه خيلی کوچک از يادگاری که خيلی برايتان ارزش دارد. (بيخود بارتون رو سنگين نکنين. شايد ناچار بشين روزها اين ساک رو حمل کنين. به نظر من اگر ازدواج کردين سیدی عروسيتون، بهترين چيزه.)
• داخل اتاق خواب را از لوستر و تابلو و اکواريوم و آينه و هر چه وسايل اينطوری است خالی کنيد. تنها يک تخت برای اتاق خواب کافی است و احياناً يک ميز آرايش بدون آينه. همين لوازم را از اتاق خواب بچه برداريد. در مورد اتاق خواب او با سخت گيری بيشتری کار کنيد.
• با خيال نسبتاً راحت بخوابيد.
اگر زلزله اتفاق افتاد…
• قبلاً برايتان گفتم تمام جاهای امن خانه را مشخص کنيد. چهارچوب درها، زير ميز نهارخوری و کنار ستونها بهترين مکانها هستند.
• اگر هنگامی که خواب بوديد ديديد که زمين میلرزد زياد به خودتان زحمت ندهيد، تا از گيجی خواب بيدار شويد زلزله تمام شدهاست. مدت زلزله بين سی ثانيه تا يک دقيقه است. اگر از شانس بدمان زلزله يک دقيقهای نصيبمان شد باز هم از جايتان تکان نخوريد در جايی که هستيد بمانيد و سرتان را حفظ کنيد. چون ساختمانی که سی ثانيه جلوی زلزله ايستادگی کردهاست سی ثانيه ديگر هم ايستادگی خواهدکرد (ايشاله). اگر دسترسی شما به يکی از اين نقاط امن فقط با يک گام امکانپذير است به طرف آن برويد. اگر قرار است چند قدم تا آن مکان برداريد شايد بهتر باشد در جای خود سنگر بگيريد. حرکت در هنگام زمينلرزه کار بسيار سختی است.
• اگر هنگامی که سرگرم شمارش گوسفندان بوديد اين اتفاق افتاد به سرعت به طرف نزديکترين مکان امن در داخل آپارتمانتان برويد. حتما به همسر و فرزندان و کسانی که با شما زندگی میکنند اين مکان را ياد بدهيد. حتی اگر فرصت کرديد چند بار اين کار را تمرين کنيد.
• اگر عادت داريد کنار تختتان پارچ آب بگذاريد حتما از اين به بعد از پارچ و ليوان پلاستيکی استفاده کنيد.
بعد از اين که زلزله اتفاق افتاد…
• بعد از زلزله بسيار دقت کنيد بيشتر آسيبها از اين زمان به بعد شروع ميشود.
• اول اينکه مراقب هر حرکت خود باشيد. به هيچ وجه از تخت خارج نشويد. احتمالاً اين نوشته را در مورد پاکسازی اتاق خواب از تابلو و آينه زياد جدی نگرفتيد، يا شب قبل پارچ آب و ليوان را کنار تخت گذاشتهايد و اينها حالا تبديل شدهاند به بلورهای زيبای شيشه. بعد از زلزله برقها قطع شدهاست و از نور و اين حرفها خبری نيست. حواستان باشد که يک حرکت اضافی میتواند باعث بريدگی بسيار بد در پايتان بشود. باز هم حواستان باشد که در اين شرايط که شهر تبديل شده به تل عظيمی از خاک، زخم بسيار راحت عفونی میشود. تا حالا اسم کزاز و قانقاريا به گوشتان خورده؟ دوا و دارو هم که ديگر خوابش را ببينيد. پس حواستان باشد به اين راحتی خودتان را زخمی نکنيد.
• اگر دمپايی روفرشیتان را پيدا نمیکنيد، يک تکه از ملافه روی دشکتان را بکنيد و دور پايتان بپيچيد. سعی کنيد قسمت کف را بسيار کلفت بپيچيد. اگر همسر داريد به او هم توصيه کنيد همين کار را بکند. بسيار سريع عمل کنيد اما هول نشويد تا حال هر چه میخواست بشود شده.
• به سرعت فرزند کوچکتان (تا ده سال) را بغل کنيد و به طرف در برويد به همسرتان ماموريت بدهيد به طرف ساک و آب برود. اگر فرزندتان بزرگتر از ده سال است اجازه بدهيد خودش راه برود.
• احتمالاً چهارچوب در خانه از شکل خارج شدهاست. شايد ناچار شديد با کمی زور آن را باز کنيد. اگر خواستيد با زور شانه آنرا باز کنيد، دقت کنيد که خيلی محکم ضربه نزنيد. هيچ کس از آن سمت در خبر ندارد.
• زياد نگران بستهنشدن در خانه نشويد. نسبت خانه نيمهويران به افراد دزد بيشتر از آن است که به خانه شما هم دستبرد بزنند.
• به هيچ وجه به اين تصور نباشيد که خانه شما که جلوی زلزله ايستادگی کرده بعد از اين هم جای امنی است. از خانه خارج شويد. حتماً حتماً با لباس گرم خارج شويد. اگر توانستيد يک پتو هم همراه برداريد، سرما هم به اندازه زلزله کشنده است. به گونهای از خانه خارج شويد که گويی بار آخر است که اين خانه را ترک میکنيد.
• شما جلو حرکت کنيد. بعد فرزندتان بعد همسرتان. اگر ناچار شديد کودکتان را در بغل بگيريد بهتر است فردی که کودک را در بغل میگيرد از عقب حرکت کند. در حين حرکت بسيار دقت کنيد حتما دستان خود را به ديوار (اگر باقی ماندهباشد) يا نرده يا به چيزی بگيريد. بسيار احتمال دارد که زير پايتان ناگهان خالی شود و اين دست گرفتن کمک میکند که پرتاب نشويد.
• اگر در طبقات بالا زندگی میکنيد به آرامی سقوط را شروع کنيد. چراغ قوه را شما در دست بگيريد و هر قدم را حسابشده برداريد و بعد نور را به عقب بيندازيد که همسر و فرزندتان بتوانند شما را تعقيب کند. به هيچ وجه ندويد.
• اگر بوی گاز شنيديد چراغ قوه را خاموش کنيد و سعی کنيد در تاريکی راهتان را پيدا کنيد. به هيچ عنوان از کبريت يا فندک استفاده نکنيد.
• اگر در طی حرکت از کنار واحدهای همسايه صدای ناله يا کمک آنها را شنيديد توجه نکنيد. دقت کنيد که در حال حاضر نجات جان خودتان و خانوادهتان در اولويت قرار دارد. يک مکث کوچک برای نجات جان آنان میتواند به قيمت جان افراد خانواده خودتان تمام شود.
• در حياط آپارتمان بسيار مراقب باشيد. دهانه تمام چاهها حالا ديگر باز شدهاست، ممکن است با کمی آجر يا سيمان پوشيدهشدهباشد و شکل کامل يک دام را برای فرو بردن شما تشکيل دادهباشد. از کنار ديوار حرکت کنيد تا به در برسيد و زياد سرعت نداشتهباشيد. اگر برايتان امکان دارد همين الان مکان چاه منزلتان را پيدا کنيد و آنرا شناسايی کنيد.
وقتی به محوطه بيرون خانه رسيديد…
• اگر فکر میکنيد که میتوانيد با دست خالی به کمک همسايه برويد حتماً اين کار را بکنيد.
• خيلی خيلی خيلی مراقب بوی گاز باشيد. اگر اين بو را حس کرديد به سرعت به طرف جهت مخالف آن فرار کنيد. هنگام حرکت سعی کنيد از وسط خيابان يا کوچه عبور کنيد (کنارهای پيادهرو معمولاً يکی از هزاران دهانه چاهی هستند که حالا ديگر سرپوش ندارند.)
زمانی که از کار نجات همسايه فارغ شديد به دقت اين اعمال را انجام دهيد.
• اگر در مرکز شهر هستيد هر چه سريعتر خود را به سمت خارج شهر برسانيد. به ذهنتان هم خطور نکند که به همراه زن و بچه برای نجات برادر يا خواهر يا پدر و مادری که دو خيابان بالاتر يا پايينتر هستند برويد. من شما را درک میکنم که دوست داريد برادر، خواهر، مادر يا پدر خود را هم نجات دهيد، اما فرزندان خود را فراموش نکنيد. شما سوپرمن نيستيد. در ضمن اگر مجرد هستيد حتماً برای نجات افراد خانواده اقدام کنيد. عموماً خطاب من در اين نوشته افراد متأهل است.
• در صورت بروز زلزله بيش از سيصد هزار علمک گاز در تهران منفجر خواهدشد. همانطور که میدانيد برای اينکه گاز در لولهها جريان پيدا کند تحت فشار به مايع تبديل میشود و شکستن لوله باعث انفجار آن خواهدشد. چون در آن زمان در تهران آبی پيدا نمیشود که آتش را مهار کند رفته رفته همه چيزهای سوختنی در تهران خواهدسوخت. حواستان باشد که حتی آسفالت خيابان هم که از مواد قيری تهيه شدهاند در حرارت خاصی شروع به سوختن ميکند. اما بهترين هيزم دم دست برای آتشسوزی وسايل خانه و اتومبيلهای پر از بنزين هستند. زمانی که آبی برای خاموشی اين آتش نباشد آتشهای کوچک با هم متحد میشوند و آتش بزرگتر تشکيل میدهند و اين روند ادامه دارد. احتمالاً کمتر از دوازده ساعت بعد از زلزله آتشسوزیهای بزرگ تمام سطح شهر را پوشانده. اگر در فرار به فضای باز تعلل کنيد احتمالاً در حلقه اين آتش گرفتار خواهيدشد. فرار از اين حلقههای آتش چندان کار راحتی نخواهدبود. دودی که از اين آتشسوزی بلند خواهدشد بهشدت مسمومکننده و کشنده است. پس اگر در حلقه آتش گرفتار شديد زياد نگران نباشيد؛ قبل از اينکه زنده زنده بسوزيد خفه خواهيدشد.
• نمیتوانيد زياد به ماشينتان اميد داشتهباشيد، اما اگر در حاشيه شهر زندگی میکنيد و به فرض محال ديديد که خيابانها باز هستند حتماً از ماشينتان استفاده کنيد و به طرف خروجیهای شهر در جنوب يا غرب شهر برويد. زياد به خروجیهای شرق تهران اميد نداشتهباشيد. احتمالاً تمام جادههای کوهستانی مسدود خواهدشد.
• حتماً حتماً حتماً همين الان با تک تک افراد خانواده که میشناسيد قرار يک فضای باز که بعد از زلزله بتوانيد همديگر را در آنجا ملاقات کنيد بگذاريد. مثل خروجی اتوبان کرج يا ورزشگاه آزادی يا پارک ملت يا … . شهردار سابق (کرباسچی) بيش از صد قطعه زمين را برای اسکان ساکنان تهران بعد از زلزله در نظر گرفتهبود که در طی اين چند سال تقريباً تمام اين زمينها تبديل به برج شدهاست. به همين جهت ناچاريد از چند پارک بزرگ و ورزشگاهها برای اينگونه قرارها استفاده کنيد. بعد از زلزله نه اتوبوسی هست که به طرف آنان برويد نه تلفنی هست که از هم خبردار شويد. اين بهترين راه برای پيدا کردن همديگر است. بهتر است قرار ملاقات را برای تنها يک يا دو روز بعد از زلزله بگذاريد، اما اگر فکر میکنيد که در محل امنی زندگی میکنيد میتوانيد قرار را برای اولين ساعات بعد از زلزله بگذاريد. اگر فضای خاصی را مشخص نکردهباشيد بعيد است به اين سادگی از زنده بودن آنان باخبر شويد.
• اگر فکر میکنيد که نياز داريد برای برداشتن پارهای وسايل به داخل ساختمان بازگرديد حتماً تا صبح صبر کنيد. روشنايی هوا بسياری از خطرهای ناپديد را آشکار خواهدکرد.
• به هيچ وجه در طی مراسم زلزله و بعد از آن برای نظافت شخصی از آب استفاده نکنيد. آب موجود را فقط برای آشاميدن استفاده کنيد.
• هر از گاهی به راديوتان يک سر بزنيد اما بعيد است برنامهای از تهران برايتان پخش شود. به فرض محال اگر ايستگاه پانزده خرداد سالم بماند مجری بايد خيلی بيرحم باشد که زن و بچهاش را ول کند و بيايد برای شما موسيقی بگذارد. اما ممکن است دو روز بعد از زلزله بتوانند جوری راديو را راه بيندازند.
• اگر آنقدر شانس داشتيد که ماشينتان سالم بود و مسير باز بود، در حرکت از تهران درنگ نکنيد. برای اينکه شک شما را به يقين تبديل کنم چند نکته را يادآوری میکنم:
از جمعيت دوازده مليونی تهران حدود هشت مليون نفر بعد از زلزله زنده خواهندماند. هر سه سد اطراف تهران ضد زلزله ني�تند و از بين خواهندرفت. حتی دسترسی به چاهها برای استفاده از آب آنها غيرممکن خواهدبود. برای تأمين آب اين جمعيت عظيم هيچ کاروان تانکری روی زمين کافی نخواهدبود. در نتيجه استفاده از آب غيربهداشتی اجتنابناپذير خواهدشد. ضمن اينکه مسئله اسکان و تغذيه اين جمعيت عظيم بعد از چند روز مشکلی غيرقابلحل خواهدشد. از طرفی استفاده از آب آلوده باعث همهگير شدن بيماریهای عفونی و اسهال و وبا خواهدشد و …
چارهای نيست. بايد اين شهر را به قصد يکی از شهرهای نزديک تهران ترک کرد. میتوانيد بعد از اينکه همراهانتان را در آنجا اسکان داديد برای کمک به عمليات نجات بازگرديد.
• در حين عمليات نجات حواستان به آتش باشد. از دست شما يکنفری کار زيادی برنمیآيد. اگر با مصالح ساختمانی سر و کار داشتهباشيد منظور من را خوب درک میکنيد. به همين جهت اگر در جايی ديديد که چند نفر سعی میکنند فردی را از خاک بيرون بکشند به کمک آنها برويد. میتوانيد بعد از آنها خواهش کنيد که برای کمک عزيزان شما بشتابند. بسياری از نجاتها در اين زمان با همکاری جمعی معنی پيدا میکند.
• اگر خواستيد برای خروج فردی که از زير آوار فرياد میکشد برويد دو نکته را فراموش نکنيد:
اگر واقعا فکر میکنيد میتوانيد اينکار را بکنيد، حتماً يک کلنگ داخل ماشينتان بگذاريد. بعد از زلزله میفهميد مخترع آن چه نعمتی را اختراع کردهاست.
اگر نيمی از بدن فردی را بيرون از آوار ديديد با کمک کلنگ و احتمالاً دو سه نفر ديگر شايد بتوانيد از زير خاک خارجش کنيد. اگر تنها از زير هزاران کيلو آوار صدايش را شنيديد بهتر است دست به هيچ اقدامی نزنيد تا شايد کمکهای خاص با وسايل ويژه برسند.
هنگام خروج همان فردی که نيمه در آوار قرار دارد بسيار حسابشده عمل کنيد. يک حرکت اشتباه میتواند باعث شود که ديوار نيمهخراب روی سرش خراب شود و برای هميشه صدايش قطع شود. میدانستيد يکی از بيماریها� روانی رايج بعد از زلزله مختص کسانی است که با همين حرکت اشتباه باعث مرگ عزيزی شدند و تا آخر عمر خود را سرزنش میکنند که چرا آن روز آن حرکت اشتباه را کردند؟
• يک نکته ديگر: همين الآن به همه دوستانی که دوستشان داريد اين نکته ها را بگوييد. به برادر، خواهر و مادر و پدر.
• اگر پدر و مادر شما هم مثل والدين من به شدت مذهبی هستند و معتقدند که امام حسين اجازه زلزله در تهران را نمیدهد، برايشان ثابت کنيد که اکثر شصت هزار نفری که در دهه گذشته در اثر زلزله در همين ايران مردند همهشان مسلمان بودند.

18/06/2007 at 1:28 pm Permalink
مرسی برای یادآوری این نکات!
18/06/2007 at 2:24 pm Permalink
خدا اون روزو نياره
18/06/2007 at 2:32 pm Permalink
مرسي. به اين ميگن واكنش مفيد.
18/06/2007 at 2:48 pm Permalink
من یه سوال خیلی جدی برام پیش اومده و اون اینه که واقعا چرا هر وقت می خواد تو این مملکت زلزله بیاد می شه دم امتحانا. جدی می گما. هم زلزله بم موقع امتحانای پایان ترم ترم اول بود، هم اون زلزله احتمالی پیش بینی شده دو سال پیش دقیقا همین موقع بود. من مشکلی با زیر آوار مردن و یا بدتر از اون بین خرابی ها زنده موندن یا منفجر شدن یا در اثر سیل خراب شدن این سدها زیر آب غرق شدن ندارم، اما نمی شه بریم از خدا خواهش کنیم بندازه یه وقت دیگه که ما اعصابمون یه کم آرومتر باشه؟؟؟
18/06/2007 at 8:09 pm Permalink
شدید بوده زلزله؟
19/06/2007 at 12:18 am Permalink
جالبه! شما اینهمه دستور العمل مفید ارائه کردید دیروز که زلزله اومد من خونه تنها بودم و فکر کردم که خب بعله! من قندم پایینه و سرم گیج می ره و به جای هر اقدام امنیتی دیگه ای رفتم واسه خودم شکلات خوردم و غذا گرم کردم و اینا تا بالاخره بعد از دو ساعت فهمیدم زلزله بوده! ولی ممنون از دستورات مفیدتون.
19/06/2007 at 3:28 am Permalink
با این توصیفات من احساس می کنم که هیچ امیدی به زنده موندن نیست. اگر از زلزله هم نمی ریم از مصایب بعد از ان صد در صد خواهیم مرد ، پس یهتر همین چند روز را لااقل در کابوس زلزله هزلب نکینیم! اما در هر حال از مطلب مفید و واقع گرایانه شما ممنونم.
19/06/2007 at 5:54 am Permalink
ay baba to ba in ghodrate kalam hanuz natunesti tu zehne maman babat nofuz koni?:)
19/06/2007 at 5:55 am Permalink
يک بسته دستمال کاغذی رولی فراموش نشود. چند متر طناب، حوله کوچک، مقداری پول و طلا يک يا دو قطعه خيلی کوچک از يادگاری که خيلی برايتان ارزش دارد. (بيخود بارتون رو سنگين نکنين. شايد ناچار بشين روزها اين ساک رو حمل کنين. به نظر من اگر ازدواج کردين سیدی عروسيتون، بهترين چيزه.)
in ye tike ro khub umadi!
makhsusan dastmale roli ro!
19/06/2007 at 7:10 am Permalink
ای وای! حالا ما که خونمون روی گسله چه کار کنیم؟
مناطق دیگر تهران هم که روی گسل نیستند هم که بعد از زلزله خود مردم همدیگر رو خفه می کنند با جمعیت انبوهشون! وای خدا اون روز رو نیاره!
چند سال پیش یکی از اساتید مسئول می گفتند که قراره اطراف تهران سوله هایی ساخته بشه برای اسکان مردم بعد از زلزله احتمالی؛ حالا خبر ندارم این در حد یه حرف بوده یا عمل!
19/06/2007 at 12:20 pm Permalink
بی ربط: میگم که توهیچ وقت با میرطاهری درس داشتی ؟!
20/06/2007 at 7:05 am Permalink
سلام
این چند روز همه جا صحبت از زلزله است اما قطعا” اونجایی که مرکز زلزله بوده باید بترسند و معمولا باید مردم اون منطقه رو اروم و دور از اضطراب نگه داشت اما تو این چند روزی که قم بیشتر از 100 بار لرزیده فقط دو یا سه بار اخبار اینها رو گفته تویه این دو سه بار هم یکبار از مردم قم خواسته نشده و گفته نشد که ارامش خودشون رو حفظ کنند و یا موقعی که زلزله رخ میده چه کار کنند در عوض جایی که فقط 3بار زلزله رخ داده منظورم تهرانه اونقدر گفتن که مردم تهران نگران نباشند این گسل هیچ ارتباطی با گسل تهران نداره یه جورایی مردم تهران نژاد برتر محسوب میشن اما قمی هایی که درگیر هستن اصلا نباید نگران باشند
به نظرتون این درسته یا انصافه کدوم یکی از ما باید بترسیم کسی که تهرانه و یا کسی که تو عمق یا بهتر ما قمی ها؟
21/06/2007 at 8:37 am Permalink
زلزله تهران ! گفته شده در این زلزله 300000 علمک گاز منفجر میشن و بعد 1 ساعت دما به حدی میرسه که آسفالت شهر شعله ور میشه … فکر میکنم نمایشی باشه از فجیع ترین جنایات بشری … تنازع بقا … باید دیدنی باشه! چطوری امیر مسعود؟
23/06/2007 at 11:47 pm Permalink
nisti chera?
24/06/2007 at 2:02 am Permalink
paida mishe vali baiad khaili gasht
ma ham ke hosele gashtan ro nadarim!
28/06/2007 at 4:40 am Permalink
خواستم یه کامنت بذارم دیدم فقط اینجا می شه کامنت گذاشت ! حالا برای این که مرتبط باشه (و خلاصه نگین چزا کامنت بی ربط گذاشتی اینجوری می نویسمش!) می گم : حتماً باید یه زلزله ای چیزی بشه تا شما یاد ما بیافتین ؟!! کجایین آخه؟!! آپ هم که نکردین ! اون پست آخر هم که خیلی مشکوکه
02/07/2007 at 11:04 am Permalink
آقای سولوژن، خوبید؟؟؟؟؟
چرا چیزی نمی نویسید؟؟؟
03/07/2007 at 12:34 am Permalink
shoma haletun be mosaed taghir naiafte hanuz ke aslan post nemizanid?
03/07/2007 at 7:13 am Permalink
اينجا با اون پست بىكامنت بالا و اين پست زلزلهايى طولانى خيلى دلگير شده، كاش يه چيزى مىنوشتى!
05/07/2007 at 1:52 am Permalink
salam , Omidvaram zire avar namoonid ya age moondid peidatoon konan ya age peidatoon nakardan khodetoon biaid biroon ya age nayoomadid …..:(