پاراگراف

جان عمه‌تان وقتی وبلاگ می‌نویسید، آخر بعضی جمله‌ها گاهی یک enter مرحمت بفرمایید که اگر خدا خواست برویم پاراگراف بعد!

Trackback URL

9 Comments on "پاراگراف"

  1. روزبه دانشور
    01/10/2009 at 2:06 pm Permalink

    به امید خدا!

  2. رامین
    01/10/2009 at 10:33 pm Permalink

    چشم. حالا تکلیف این پاراگراف چیست اگر وبلاگ ننویسیم ای پاپ بزرگ

  3. SoloGen
    01/10/2009 at 11:12 pm Permalink

    به روزبه: (:

    به رامین: توصیه‌ی (۱):‌ وبلاگ‌تان را مرتب بنویسید! توصیه‌ی (۲): به توصیه‌ی این پست عمل کنید.

  4. اولاً که خدا از دلت بشنوه!

    ثانیاً مطلبتون لینک شد

    ثالثاً اینجا چقدر خوشگله!

  5. SoloGen
    04/10/2009 at 1:20 pm Permalink

    به الهام:
    ممنون! دست طراح‌اش درد نکند.

  6. SoloGen
    06/10/2009 at 1:33 pm Permalink

    برای ثبت در تاریخ:‌ جذابیت این نوشته برای‌ام دراین است که ملت بسیار زیادی از آن خوش‌شان آمد و در گودرشان «لایک» فرمودند. ملت زیاد می‌گویم، منظورم در حد و اندازه‌ی هفتاد هشتاد نفر است - که تا این روزی که این کامنت را می‌گذارم برای این وبلاگ معمول نبوده است. خنده‌دار این‌که این نوشته واکنش خیلی خیلی سریع من به یک نوشته‌ی چشم‌کورکن وبلاگ‌ای دیگر بود و نوشتن‌اش یکی دو دقیقه بیش‌تر طول نکشید (در حد نوشتن همین کامنت). بعد می‌گویند بیا و توضیح بده رمز و راز موفقیت چیست.

  7. این لایک زدن نشون می ده چقدر افراد زیادی هستند که از ایراد در وبلاگستان فارسی رنج می برند!

  8. بهروز
    09/10/2009 at 3:14 am Permalink

    پدسسسسگ، باشه برای بعد. پس اندازش می کنیم در صندوق ذخیره چیزی …

  9. SoloGen
    09/10/2009 at 5:25 am Permalink

    به الهام:‌ احتمالا! اما آدم‌های زیادی هم نیستند که پاراگراف‌بندی را رعایت کنند.

    به بهروز: منظورتان از « پدسسسسگ» دقیقا چه بود؟

Hi Stranger, leave a comment:

ALLOWED XHTML TAGS:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Subscribe to Comments