در چند وقت اخیر، دو خبر مهم قابل بیان رخ داد.
پس از گذشت حدود یک ماه در ۱۳ نوامبر نتایج آزمایش منتشر شد و نتیجه این بود که ماه آب دارد (طبق گزارشای، حدود صد کیلوگرم آب مشاهده شده است، اما من نتوانستم منبع آن را تایید کنم). به نظرم این واقعه بسیار هیجانانگیز است. با اینکه وجود آب در بیشتر کیهان بدیهی است، اما کشف آب در این نزدیکی -که میتواند پایگاه خوبای برای کندوکاوهای فضایی باشد- بسیار مهم و حیاتی است.
تصاویر و ویدئوهایی از برخورد را میتوانید از اینجا دریافت کنید.
در این لحظهی مقدس بیایید دست به دعا برداریم و آرزو کنیم آدمهای نادان و جاهل دست از جنگ و خونریزی و دگرآزاری و خودآزاری بردارند و به جایاش کمی پول خرج کارهای «انسانی» -شامل سیرکردن شکمها و پژوهش علمی- بکنند.
دومین خبر هم بماند برای پست بعدی!
تکمیلی: تیتر این پست به خواست خوانندگان و من به ترتیب زمانی اینها بوده است: ماه آبدار، ماه آبکی، ماه آبدار، ماه آبکیی آبدار.

19/11/2009 at 5:56 pm Permalink
اول این که با خرج پول برای کارهای پژوهشی خیلی موافقم. بلکه یک پولی هم به دست ما رسید، بشینیم سر زندگیمون تحقیقمون رو بکنیم. این قدر هم آوارهی این ور و اون ور نباشیم.
دوم این که ماه آبکی نیست، ماه آبداره!
19/11/2009 at 9:05 pm Permalink
به روزبه: ابتدا ماه آبدار بود، اما به دلایل ضدخاطراتی تبدیل شد به ماه آبکی! گیریم حقیقت چیز دیگری باشد، که را چه باک؟!
20/11/2009 at 1:47 am Permalink
اگه ترکیبات یا مشتقات الکل رو پیدا می کردنن، به شخصه خوشحال تر و امیدوارتر می شدم.
20/11/2009 at 2:21 am Permalink
به «یه آدم معمولی»: حالا اینجا نشد، یک جای دیگر. حالا اتانول نشد، متانول!
http://www.universetoday.com/2006/04/04/deep-space-alcohol
به روزبه: نظرم دوباره عوض شد!
20/11/2009 at 11:03 am Permalink
به کامنت بالایی: اگه یه لیکور خوشمزه بود عالی بود اما متانول؟ نهههههههههههه
من همیشه برام سواله که چرا با وجود اینهمه آدم گرسنه آمریکا هرسال یه عالمه گندم میریزه تو دریا…
(البته علتشو میدونم، هضمش سخته برام)
20/11/2009 at 12:09 pm Permalink
به نرگس: شما هم از دنیا چه توقعاتای داریدها! اگر همه چیز بر وفق مراد بود که اسماش این دنیای کوفتی نمیشد.
در مورد گندم و امریکا: من علتاش را نمیدانم، اما مطمئنام هضماش نه تنها برای من که برای هر کس دیگری سخت است.
20/11/2009 at 2:26 pm Permalink
منم با “يه آدم معمولي” موافقم. حالا عرق نشد اشكال نداره، به آبجو هم راضي هستيم
در ضمن با اين اوصاف فكر كنم همون “ماه آبكي” بيشتر بهش مياد.
21/11/2009 at 5:05 pm Permalink
بنا به توافق عمومی، عنوان مطلب تغییر داده شد!
22/11/2009 at 4:40 am Permalink
“در این لحظهی مقدس بیایید دست به دعا برداریم و آرزو کنیم آدمهای نادان و جاهل دست از جنگ و خونریزی و دگرآزاری و خودآزاری بردارند و به جایاش …”
همینجور که این رو میخوندم، فکر کردم که میخوای بگی که بجاش بیاییم به طرف ماه تیراندازی کنیم و ماه رو نابود کنیم. ولی خوب “کارهای انسانی” گرچه به باحالیی ترکوندن ماه نیستن، ولی خوب اونم قبوله.
22/11/2009 at 11:34 am Permalink
:)) خواهرم همیشه به خاطر همین تفکرات ژرف(!) بهم میگه تو انگار تازه به دنیا امدی.:دی
23/11/2009 at 1:43 am Permalink
به آدمک: من میترسم اگر ماه را نابود کنیم، بلایی سر ونکوور بیاید و من آرزو به دل بمانم!
به نرگس: تبریک دارد چنین تفکراتای.