[فیسبوک، داخلی، دیوار دختر مردم]
دختر خسته و نالان به زحمت بلند میشود و روی دیوارش به انگلیسی مینویسد حالاش خوب نیست.
پسر همدردی میکند و به فارسی میپرسد چه شده است.
دختر به آلمانی جواب میدهم سرمای شدید خوردهام.
همدردیی بعدی به فرانسه است.

06/12/2009 at 1:12 am Permalink
az akharin bari ke inja boodam kheieeeeeeli migzare… dar o divare inja kheili ghashan shode, khosh rang o khosh la’ab, eine khode kharej! Ca va?!:D
07/12/2009 at 3:19 am Permalink
من که یکی دو بار رو دیوارم نوشتم حالم خوب نیس، افاقه نکرد. بعدش فیس بوک کلاً فیلتر شد.
07/12/2009 at 11:56 am Permalink
این بدان معناست که اینان به چندین زبان مسلط بوده اند
ولاغیر
ولی چه زیبا تقابل زبان ها و فرهنگهایشان را به تصویر کشیدی..
مخصوصا اینکه با فرانسه هم ادامه یافت… به دلمان نشست…
دلم برای اینجا تنگیده بود…گفتیم سراغتان را بگیریم…
شاد باشید.
بدرود
08/12/2009 at 3:04 am Permalink
Je vous aime, monsieur Sologen.
من می خواهم به شما ، آقا .Sologen
我喜歡你,先生Sologen。
I like you, sir Sologen.
08/12/2009 at 7:20 pm Permalink
به بتسی: خوشحالام که پس از مدتها دوباره اینجا میبینمات. اوضاع تقابل شرق و غربات به کجا رسید؟
به نرگس: گاهی پیش میآید، گاهی نمیآید. به دوستان آدم هم بستگی دارد.
به خانمی به نام ایکس: ممنون که سر زدید.
به آدمک: بنده هم برادرانه شما را دوست دارم!
10/12/2009 at 4:04 pm Permalink
اوضاع خوبه، فکر کنم کم کم داره از اینجا خوشم میاد یه جورایی! منم خوشحالم که اومدم اینجا دوباره! قبلا میشد از خوندن اینجا فهمید که در چه حال و احوالی اما الان نه!
15/12/2009 at 9:30 pm Permalink
به بتسی: الان مخفیتر شده؟!
خوشحالام که یواش یواش داره خوشات میآید. یک زمان باید چتای کنیم ببینم دنیا دست کیست.