وضعیت پرس‌کننده‌ی این روزگار

وضعیت پِرِس‌کننده‌ایست این روزگار،
نه دوست عزیز،
نه به آن خاطر؛
بله دوست عزیز،
به همان خاطر؛
نه دوست عزیز،
پرس شده‌ایم، نمی‌شود گفت،
و نه! نه! نه به آن خاطر!

Trackback URL

5 Comments on "وضعیت پرس‌کننده‌ی این روزگار"

  1. zero
    12/01/2010 at 3:47 am Permalink

    چرا آقا؟ گل و بلبله که

  2. b like bright
    12/01/2010 at 8:03 am Permalink

    این پست شبیه یه موقعیته , یه موقعیت که دوست ندارم توش قرار بگیرم
    حس بدی به من می ده ,
    دلمم نمی خواد کسی بخاطر حرف یا نظر من این حس بد بهش دست بده
    اما !! , این اتفاق می افته , هم برای من و هم برای دیگری
    فعلا کاریش نمی تونم بکنم , (درباره اینکه چرا این موقعیت بوجود می یاد هم فعلا نمی خوام صحبت بکنم) , صبر می کنم … شاید دیگه اتفاق نیفته

  3. رامین
    12/01/2010 at 11:02 pm Permalink

    از اون لحاظ

  4. نرگس
    14/01/2010 at 1:37 pm Permalink

    پرس. دپرس. هرچی هست شت واقعیه.

  5. سین
    14/01/2010 at 2:09 pm Permalink

    چه جوری می خوای فشار قبر رو تحمل کنی پس؟

Hi Stranger, leave a comment:

ALLOWED XHTML TAGS:

<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

Subscribe to Comments