۰-میگویند یکی از نشانههای ظهور این است که کلمهی روشنفکر (همان روشنفکر) فحش حساب میشود: برو بچه روشنفکر قرطی(؟) با کتابات لاس بزن! ول کن مارو بابا جون بذار بحث کنیم.
[عزیزان من! روشنفکر در دنیای مدرن فحش حساب نمیشود. اگر میبینید طرف ادعایاش میشود ولی از درک واقعیات بس دور است، اسماش هر چه باشد روشنفکر نیست.]
۱-وبلاگستان وجود دارد یا ندارد؟ نمیدانم! وبلاگستانای که من به آن سر میزنم اینروزها آلودهی بحث ادب داشتن یا نداشتن و جنسیتزدهبودن یا نبودن گفتار و کردار هودر، نیکآهنگ، سیبیلطلا، مهدی جامی، سیما شاخساری، نقطه ته خط و اینان و ایشان شده است. بس است لطفا! نود درصد مطالب رد و بدل شده چیزی بیش از صور جلیله و قبیحهی هتک حرمت نیست. کمتر کسای تا به حال از این بحثها به نتیجهای رسیده است. هر کسای در دبستان یاد گرفته است که اگر به کسای فحش بدهی، فحش میخوری. ردخور هم ندارد. حالا بگذریم از اینکه ممکن است کتک هم بخوری. فحش خوردن هم نه به سواد ربط دارد نه به مقام نه به ارزش طرف: چه سیبزمینی باشد و چه ژامبون، اگر کسی را انگولک کنی هر آن ممکن است بشویدت بگذاردت کنار.
۲-آخر سر وبلاگستان وجود دارد یا ندارد؟ [بخش قابل توجهای از] وبلاگهایی که میخوانم سخت درگیر این دعواهای بی سر و ته هستند. چند درصد کسانی که وبلاگ میخوانند شاهد اینچنین دعواهایی هستند؟ میخواهم بدانم آیا در محدودهی خیلی کوچک ولی بگویی نگویی خودبزرگبینی گیر افتادهام یا واقعا این جار و جنجالها وبلاگستان را در برگرفته است. اگر مثلا فقط پنج درصد کل وبلاگخوانان از این ماجراها باخبر باشند، آنوقت میفهمم که باید چند لینک به آن کنار اضافه کنم و این کار را نیز به صورت اتفاقی انجام دهم.
[دعای حضرت سولوژنوس اول - ظلالله]
۴-وبلاگستان وجود دارد یا ندارد؟ کاش crawlerای داشتم که میرفت به هزاران هزار وبلاگ و لینکهای آنها را به هم در میآورد و بعد گرافاش را مشخص میکرد و لاپلاسیناش را حساب میکردم. آنوقت میتوانستم اولین مقدار ویژهی non-trivial وبلاگستان را محاسبه کنم و تعداد مقادیر ویژهی صفرش را نیز در بیاورم و حد و حدودی از متصلبودگیی مجمعالجزایر وبلاگستان به دست آورم. چه بسا متوجه بشوم که میتوانم ترانهی زیر را زیرلب زمزمه کنم:
We are islands, but never too far,
We are islands
And I need your light tonight,
And I need your light tonight.
Mike Oldfield, "Islands," Islands, singer: Bonnie Tyler, 1987
Islands, from the first time we page,
We could wait for this moment, like bots on the net
We can never be closer, somehow,
For the moment that lasts, is this moment now.
When the night's on fire, will you keep the counter counting?
Hold on your greed's desire. (When the night's on fire)
When you see one blogger into the quarrel, another one's commenting,
And the two can fly much higher.
And the two can fly much higher.
[ Chorus ]
We are islands, but never too far,
We are islands
And I need your link tonight,
And I need your link tonight.
We are islands, but never too far,
We are islands
And I need your promotion tonight,
And I need your promotion tonight.
Islands, never been to before,
And we climd so high to where the hotmails soar.
There's a new ad. that we found just today,
I was lost in the bandwidth problem and you showed me the way.
When the night's on fire, will you keep the counter counting?
Hold on your greed's desire. (When the night's on fire)
When you see one blogger into the quarrel, another one's commenting,
And the two can fly much higher.
-Highly modified version of Mike Oldfield, "Islands," Islands, 1987
من بي خبرم. البته من شخص مناسبي براي پرسيدن اين سوال نيستم چون عملا زياد وبلاگ نميخوانم و اگر هم بخوانم وبلاگهاي انگليسي را بيشتر از فارسي ميخوانم.
اما از دعواي هودر و اين نيکي با خبرم. جفتشون لنگهي همن((:
Posted by: Ramin at January 14, 2006 04:07 AMAnd the two can fly much higher
اولین سلام من.
جالب بود.البته اصلا وفت دنبال کردن این بحثها رو ندارم.
یک چیز دیگر: من از کسانی که طنز را درک میکنند خوشام میآید و بهتر ارتباط برقرار میکنم. ملت هم معمولا طنز را خیلی خوب درک نمیکنند.
گفتم شاید بد نباشه اینو بخونی.
موفق...باشی؟؟
(نقد سیاسی_اجتماعی) رو پایینش لینک دادم. این پست مهمتره.
:))!
Posted by: maryamfd at January 14, 2006 01:03 PMshoma khoobin?!!!!!
Posted by: hiddensense at January 15, 2006 04:44 AMآقا سخن از زبان ما می گویی! هر وبلاگی می ری بخونی گیر دادن به همدیگه بخدا!! وبلاگ قابل خوندن با مطالب غیر گیری نمونده!!
Posted by: Alius at January 16, 2006 03:18 AMديگه حالم از اسم وبلاگ به هم مي خوره و حس مي كنم وقتم بي خودي هدر (هودر!) مي ره. گل گفتي عزيز جان
Posted by: hamid at January 16, 2006 09:12 AMSo right!I loved that Laplacian part:) It seems that we only see our local neighborhoods and judge globally.but we are trained to doing so, aren't we?
Posted by: Pedram at January 17, 2006 11:57 AMنمی دونم. به نظر من یکی دو تا جزیره بزرگ هست و یه عالم جزیره کوچیک. معمولا اگه چیز به درد بخوری پیدا شه تو اون کچیکاس. جزیره های بزرگ برای من مثل روزنامه می مونن. بهشون اهمیت نمی دم.
Posted by: untitled at January 17, 2006 01:59 PMVery good site! http://coralcalcium.4.pl/ http://topamax.4.pl/ http://synthroid1.4.pl/
http://depakote.4.pl/ http://singulair.4.pl/ http://zetia.4.pl/ http://benicar1.4.pl/ http://skelaxin.4.pl/