Tag Archives: توییتریات

پارادایم شیفت فردی

بعضی آدم‌ها گاهی در زندگی‌شان از یک چارچوب مهاجرت می‌کنند به چارچوب‌ای دیگر. گاهی این اتفاق با مهاجرت رخ می‌دهد، گاهی هم ربطی به تغییر مکان فیزیکی ندارد. اسم این کار را بگذاریم پارادایم شیفت فردی.

هر پارادایم ارزش‌ها، روش‌ها و آداب خودش را دارد. نمی‌شود فرد را با ارزش‌های پارادایم قبلی قضاوت کرد. نباید پرسید چرا برای پیش‌رفت کاری‌ات جوری رفتار می‌کنی که با روش ما فرق دارد. نمی‌شود پرسید چرا قبله‌ات سمت دیگری است. خطاست. یک جور تقسیم بر صفر است.

حال آدم‌ها وقتی از پارادایم‌تان خارج شدند، هر چقدر هم گوجه فرنگی پرت کنید بر نمی‌گردند. هر چقدر انگ بزنید و بی‌شرم‌شان بخوانید، هر چقدر نابخردشان بدانید، تفاوت‌ای نمی‌کند. فقط دل‌شان می‌شکند و شاید سرشان را به افسوس از کوته‌بینی‌تان تکان دهند. ول‌شان کنید!

پ.ن: اصطلاح پارادایم شیفت را از آقای تامِس کون (Thomas Kuhn) به عاریت گرفته‌ام. او درباره‌ی علم و انقلاب‌های علمی و تغییر پارادایم در آن‌ها صحبت می‌کند. کتاب The Structure of Scientific Revolutions خواندنی است و چشم و گوش بازکن. مخصوصا برای دانش‌مندان و دانش‌پیشه‌ها و علوم دقیقه‌خوانده‌ها.

ایثارگران تیم ملی

دریا، جنگل، کوه، دریا

Big Data

مخاطب ایده‌آل

تیپ‌شناسی منتقدان هنری

کنش‌گران پیشارخدادی

بوی اماکن

بخش‌ای از تاریخ هر مکان‌ای به آن‌هایی که در آن نفس کشیده‌اند باز می‌گردد. با زیارت آن اماکن، ما هم‌نفس ایشان می‌شویم. برای بعضی‌ها هم‌نفس‌ای با حسین مهم است، برای بعضی‌های دیگر هم قهوه‌نوشی در Les Deux Magots سن‌ژرمن پاریس. در نهایت ولی نه این الزاما حسین‌وار می‌زید و نه آن نویسنده و شاعر می‌شود.

حدیث روز: حبل الورید

که ترجمه‌ای است از بخش‌ای از آیه زیر(*):
«و لَقَدْ خَلَقَ مُحَرِّک البَحْث وَ یَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ جوجل أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ» – سوره گ

(*): برداشت از آیه ۱۶ سوره ق. لطفا خیلی جدی نگیرید! این آیه از قرآن نیست. بدیهی است که من قصد توهین به هیچ مذهب‌ای را ندارم. در ضمن هیچ گارانتی‌ی الهی‌ای هم وجود ندارد که توجه‌کردن به محتوای این آیه/حدیث باعث خوش‌بختی‌ی شما در این دنیا و به طور خاص آن دنیا بشود.

لبخندی که نخندید

Personal Cosmology