Browsed by
Month: March 2003

انسان چيست؟ واقعا عجيب است.

انسان چيست؟ واقعا عجيب است.

انسان چيست؟ واقعا عجيب است. پاسخ به اين خيلي چيزها لازم دارد: حل مساله‌ي حقيقت/واقعيت/طبيعت، درک آگاهي، حل مساله‌ي مادي/غيرمادي بودن سيستم Ùˆ مشخص کردن اين‌که آيا دنياي‌مان هدف‌مند بايد باشد يا نه؟ اين‌ها را از کجا مي‌شود فهميد؟ من از کجا شروع مي‌شوم؟ اگر (خود)آگاهي‌ي من ÙŠÚ© observerÙŠ باشد Ú©Ù‡ سيستم پيچيده‌تري به نام مغزم را مشاهده مي‌کند (Ùˆ مدلي از آن مي‌سازد،‌ مدلي زباني،‌ قابل بيان) Ùˆ مغزم نيز دقيقا چنين وضعي نسبت به سيستم پيچيده‌تر جهان داشته باشد،‌ آن‌وقت ارزش اين وسط در Ú†Ù‡ چيزي‌ست؟ ÙŠÚ© سيستم … ÙŠÚ© ديناميک … همين! همين!
حالا هي برو غصه بخور، دچار نوستالژي بشو،‌ ياد دوست دختر قديمي‌ات بيافت Ùˆ از فلان رفتار آدم‌ها ناراحت بشو Ùˆ فلان کار را انجام بده يا نده … Ú©Ù‡ چي؟ واقعا Ú©Ù‡ چي؟ مي‌فهمي؟ اين ÙŠÚ© “Ú©Ù‡ چه؟”ÙŠ خيلي بزرگ است! آخه چرا؟

اين‌جاست که اتصالي کرده و

اين‌جاست که اتصالي کرده و

اين‌جاست که اتصالي کرده و آپ-ديت‌ نمي‌شه،
يا اين شماييد که اتصالي کرديد و نمي‌تونيد بخونيد؟

پروژه‌‌ي قشنگ من آروم خوابيده

پروژه‌‌ي قشنگ من آروم خوابيده

پروژه‌‌ي قشنگ من آروم خوابيده
تو رخت‌خواب گل‌گلي‌ش چه ناز خوابيده
پروژه‌ي من
چشماتو باز کن
وقتي که صبح شد
اون وقت نگاه کن
پروژه‌ي قشنگ من آروم خوابيده …
[بايد اين يکي دو سطر آخر رو جيغ کشيد حتما!]

کنکوري‌ها موفق باشند! نه، براي

کنکوري‌ها موفق باشند! نه، براي

کنکوري‌ها موفق باشند!
نه، براي برقراري واريانس مطلوب، به‌ترست بگويم که فقط دوست‌هاي من کنکورشان خوب بشود! آرزو، آرزو!

آه … زندگي چقدر سخت

آه … زندگي چقدر سخت

آه … زندگي چقدر سخت شده است، چقدر پپداکردن اپتيمال کنترل Ùˆ سيب‌زميني (توام يا با هم) مشکل شده است،
آه خروس‌هاي سحرهاي نيمه‌تاريک محله‌ي جواني‌ام،‌ آه نوستالژي‌ي نم کشيده‌ام،
آي سيب‌زميني‌هاي پيشين‌ام،
آه زندگي! زندگي …
Ùˆ ديگر [چس] ناله‌هاي لازم Ùˆ ناکافي …

نه! اصلا هم اين خبرها نيست … واقعيت‌اش اين است Ú©Ù‡ کاملا بستگي دارد در Ú†Ù‡ شرايطي باشي، بعضي وقت‌ها موارد بالا کاملا صادق‌اند (Ùˆ مهم) Ùˆ لازم است بگويي‌شان Ùˆ بعضي مواقع ديگر کاملا بي‌معنايند براي‌ات.