خوش‌گل‌ها خر مي‌شوند
“… دختري Ú©Ù‡ به سختي مي توان انتظار داشت علائق سياسي داشته باشد سرش را بيرون مي آورد وبا دادن تراکتي همراه با ÙŠÚ© شکلات آناتا مي گويد: اگر مي خواهيد دو سال ديگر دوست دختري مثل من داشته باشيد، به قاليبا٠راي دهيد. …”
Ùˆ يا “… چند سال پيش Ùرمانده براي مهار مشکل زنان به Ø§ØµØ·Ù„Ø§Ø Ø®ÙŠØ§Ø¨Ø§Ù†ÙŠ دختران وزنان بسياري را در Ø³Ø·Ø Ø´Ù‡Ø± به صورت اتÙاقي جمع آوري کرد تا در مراسم سنگسار ÙŠÚ© زن، به آنها يادآوري کند Ú©Ù‡ Ú†Ù‡ سرنوشتي مي تواند در انتظارشان باشد. امروز Ùرمانده ودوستانش ازهمان دختران وزنان با اهداي شاخه اي Ú¯Ù„ وشکلات مي خواهند به Ù†Ùعشان راي بدهند.” [همان]
بدون Ø´Ú© همه‌ي اين‌ها از رياکاري‌ي صاØبان قدرت Ùˆ نامزدها ناشي مي‌شود، اما مبلغان جديد چه؟ اØمق‌اند يا رياکار؟