No Free Sleep Theorem
دو سوی‌اش این است: مقاله‌های خواب‌آلود Ùˆ deadlineهای از دست Ø±ÙØªÙ‡!
دو سوی‌اش این است: مقاله‌های خواب‌آلود Ùˆ deadlineهای از دست Ø±ÙØªÙ‡!
من این نوشته را دوست دارم. خشن است، بی‌باک است، لخت Ùˆ بی‌عار است – اما قشنگ است. شاید ØØªÛŒ واقعیت هم باشد. نه واقعیت٠همه. نمی‌توانم باور کنم واقعیت برای همه همین‌گونه باشد. وگرنه دنیا خیلی تنهاتر از آن خواهد بود Ú©Ù‡ تصور می‌کردم. اما واقعیت بعضی‌ها است – گمان می‌کنم.
نیمه‌های شب است و تو در یکی دو قدمی‌ی چاه‌ای نشسته‌ای. چاه‌ای تاریک و عمیق. قیر: ماه که هیچ، ستاره‌ای هم نمی‌درخشد.
صدای زوزه‌ای نمی‌آید. ØØ±Ú©Øªâ€Œ برگ‌ای یا درختی. یا ØØªÛŒ باد، زوزه‌ی باد. هیچ. سکوت.
دست بر زمین می‌کشی تا سنگ‌ای برداری. یکی از همین سنگ‌هایی Ú©Ù‡ بر تن‌ات ÙØ±Ùˆ می‌رود Ùˆ جسم‌ات را می‌خراشد. برش می‌داری. می‌دانی چاه همین اطرا٠است. کورمال کورمال دهانه‌ی چاه را پیدا می‌کنی. سنگ را می‌بری بر دهانه‌ی ساکن چاه. خش خش دست‌های‌ات وقتی آن را روی زمین می‌کشی. سنگ را ول می‌کنی. می‌شماری: آرام؛ زیرلب. یک … دو … سه … چهار … پنج … نسیم سردی از چاه بیرون می‌زند. ØØ³â€ŒØ§Ø´ می‌کنی. گوش‌اش می‌کنی. صدایی ندارد. ساکت است. چون Ù†ÙØ³Ù سردی است، اما خشک. بدون هیچ نشانه‌ای از ØÛŒØ§Øª. اما می‌وزند به هر ØØ§Ù„. همین‌اش خوب است. سی … سی Ùˆ یک …
کنار چاه دراز می‌کشی. یک دست‌ات را دراز می‌کنی بر دهانه‌ی چاه Ùˆ سرت را روی‌اش آرام می‌گذاری. انگشتان‌ات در خالی‌ی چاه، ترسان تاب‌بازی می‌کنند. گوش‌ات اما منتظر صدای سنگ است. Ùˆ زمان هم‌چنان می‌گذرد. دویست Ùˆ پنجاه Ùˆ سه … دویست Ùˆ پنجاه Ùˆ چهار .. چشم‌های‌ات را بر هم می‌گذاری. Ù…ØØªØ§Ø·Ø§Ù†Ù‡ رنگ‌ها پدیدار می‌شوند از میان تاریکی. چشم‌های‌ات را باز می‌کنی. قیر دنیا را ÙØ±Ø§Ú¯Ø±Ùته است. چشم‌های‌ات را دوباره می‌بندی. پلک‌های‌ات را ÙØ´Ø§Ø± می‌دهی. رنگ‌ها می‌دوند میان سیاهی. شمارش را ÙØ±Ø§Ù…وش کرده‌ای. اما ثانیه‌ها هم‌چنان می‌گذرند.
چشم‌های‌ات سنگین می‌شود. صدایی هنوز نیامده است. تصمیم می‌گیری بخوابی. ÙØ±Ø¯Ø§ ØµØ¨Ø Ú©Ù‡ بیدار شدی، صدای سنگ‌ات خواهد آمد. منتظرش هستی. چشم‌های‌ات را روی هم می‌گذاری به امید ÙØ±Ø¯Ø§. منتظر صدایی – آن‌که خواهد آمد. از چاه. Ùˆ اگر بیاید، Ú†Ù‡ خوب خواهد شد. آن وقت تو می‌توانی ÙØ±Ø¯Ø§ دوباره سنگ‌ بیندازی Ùˆ Ù¾Ø³â€ŒÙØ±Ø¯Ø§ دوباره صدای‌اش را بشنوی. شاید ØØªÛŒ سنگ‌ای بیاندازد، یا سخن‌ای بگوید. کس‌ای Ú†Ù‡ می‌داند؟ امیدواری. منتظر صدایی. سنگ‌ات هنوز پایین می‌رود. این را می‌دانی. چشم‌های‌ات روی هم. همه جا تاریک. نسیم ساکت Ùˆ ملایم چاه ک٠دست‌ات را قلقلک می‌دهد. Ùˆ تو سخت در خوابی.
… EE sees itself as an engineering discipline. CS is divided among people who self-identify as mathematicians, scientists or engineers [!!!].
[quoted from Jittendra Malik, EECS dept. chair @UC-Berkeley]
گمان‌ام بدون هیچ مشکل‌ای بتوان یک visionaries هم آن ته‌اش اضاÙÙ‡ کرد.
این نوشتهی ابراهیم نبوی را خواندم. شاید به مذاق ما وبلاگ‌نویسان -Ùˆ ÙØ¹Ø§Ù„ان اینترنتی(!)- خوش نیاید، اما اگر گزاره‌های‌اش را تعدیل کنیم Ùˆ تبدیل کنیم به *بیش‌تر Ø§ÙØ±Ø§Ø¯* (Ùˆ مشابه)ØŒ به اندازه‌ی کاÙÛŒ درست است.
البته ادعای مورد نظر او درباره‌ی هر جمع دیگری نیز بیش Ùˆ Ú©Ù… صادق است: Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ بازاری، دانش‌جویان، کارمندان Ùˆ غیره. در واقع ØØ¯Ø³ من این است Ú©Ù‡ ویژگی‌ی ÙØ¹Ø§Ù„یت اینترنتی،‌ ویژگی‌ی خیلی Ù…ØªÙØ§ÙˆØªâ€ŒØ§ÛŒ نیست از ویژگی‌های دیگر چون کارمند-بودن، دانش‌جو-بودن، کتاب‌خوان-بودن Ùˆ غیره (جز این‌که نشان می‌دهد Ø³Ø·Ø Ø¯Ø±Ø¢Ù…Ø¯ این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ از متوسطی بالاتر است Ùˆ Ø§ØØªÙ…الا Ø³Ø·Ø Ø³ÙˆØ§Ø¯Ø´Ø§Ù† نیز به همان صورت. ولی به هر ØØ§Ù„ ویژگی‌ی خیلی خاص‌ای نیست).
به اعتقاد من نکته‌ی اساسی‌ی کل٠این ماجرا این است: در یک جامعه نمی‌توان انتظار داشت Ú©Ù‡ بیش‌تر Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ ÙØ±Ø§ØªØ± از توانایی‌های متوسط‌شان عمل کنند. اگر جنبش‌ای بر این اساس باشد Ú©Ù‡ بخش قابل توجه‌ای از Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ جامعه در بازه‌ی زمانی‌ی طولانی،‌ Ø±ÙØªØ§Ø±Ù‡Ø§ÛŒ غیرمعمول انجام دهند،‌ شکست خواهد خورد. نمی‌توان انتظار داشت هشتاد درصد جمعیت کشور ØØ§Ø¶Ø± باشد برای سال‌ها جان خودش را ÙØ¯Ø§ کند. شاید چنین انگیزه‌ای را بتوان برای مدت Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒ ایجاد کرد (یک Ù‡ÙØªÙ‡ ناآرامی در Ú©Ù„ کشور). شاید بتوان به دلایل خاص‌ای چنین انگیزه‌ای را ایجاد کرد (تجاوز به ناموس [ÙØ±Ø¯ÛŒ یا جمعی] Ùˆ انگیزه‌ی انتقام). اما نمی‌توان برای هر دلیل‌ای Ùˆ برای هر مدت‌ای، از همه هر کاری را خواست.
جنبش‌های اجتماعی‌ای موÙÙ‚ خواهند بود Ú©Ù‡ با برنامه‌ریزی‌ی دقیق، از توانایی‌ی متوسط‌ها در زمان مناسب، بهره‌ی مناسب را ببرند. ÙØ±Ø§Ù…وش نکنیم: اکثر Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ هر جامعه‌ای، در بیش‌تر زمان‌ها Ø±ÙØªØ§Ø±ÛŒ شبیه به متوسط Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ جامعه دارند.
ØªÙˆØ¶ÛŒØ ØªÚ©Ù…ÛŒÙ„ÛŒ: به نظرم خوب موضع‌ام را Ø´Ø±Ø Ùˆ بسط نداده بودم. نتیجه‌اش این‌که شاید خیلی‌ها ندانند Ú©Ù‡ من مواÙÙ‚ ØØ±Ù‌های نبوی هستم یا نه. شاید زمانی بیش‌تر ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ø¯Ø§Ø¯Ù…. چون چیزی Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡â€ŒØ§Ù… مهم‌تر از موقعیت ÙØ¹Ù„ÛŒ یا موضع‌گیری در برابر ØØ±Ù شخص‌ای خاص است. شاید هم این‌کار را نکردم. در واقع این همه آدم موضع‌شان را در تاریخ Ø´ÙØ§Ù کردند Ùˆ هیچ Ø§ØªÙØ§Ù‚ خاص‌ای Ù†ÛŒÙØªØ§Ø¯ – یکی کم‌تر!
BLIZZARD CONDITIONS EXPECTED TONIGHT AND INTO WEDNESDAY … WIDESPREAD SNOWFALL AMOUNTS OF NEAR 10 CENTIMETRES CAN BE EXPECTED WITH LOCAL HEAVIER AMOUNTS ESPECIALLY … INCREASING WINDS THIS EVENING WILL COMBINE WITH THE FALLING SNOW TO GENERATE BLIZZARD CONDITIONS … IN THE WAKE OF THE DISTURBANCE ON THURSDAY AN ARCTIC RIDGE WILL BUILD DOWN … BRINGING CLEAR SKIES AND VERY COLD TEMPERATURES. BRISK WINDS AND TEMPERATURES NEAR MINUS 30 WILL RESULT IN EXTREME WIND CHILLS …
خلاصه می‌ریم Ú©Ù‡ داشته باشیم(!) هوای خوب Ùˆ Ù…ÙØ±Ø Ùˆ اینا!
من این وضعیت را از چشم کسانی می‌بینم Ú©Ù‡ چشم دیدن چند روز هوای منÙÛŒ دو سه درجه‌ی خوب٠زمستانی‌مان را نداشتند Ùˆ زخم‌چشم زدند.
یازده دقیقه Ùˆ شش ثانیه‌ی پیش این سوال در ذهن‌ام جرقه زد: کدام صن٠به‌تر از بقیه Ú¯ÙÙ„ روی صورت هم‌کاران‌/رقیبان‌شان می‌کشند؟
سیاست‌مداران وقتی Ú©Ù‡ درباره‌ی Ø¬Ù†Ø§Ø Ù…Ù‚Ø§Ø¨Ù„ ØµØØ¨Øª می‌کنند؟
قصابان وقتی Ú©Ù‡ درباره‌ی Ú©Ù… بوی زهم داشتن گوشت گوسÙندی خودشان نسبت به آن٠قصاب Ù…ØÙ„Ù‡ بغلی ساتور به گوشت می‌زنند؟
راننده‌های تاکسی وقتی سر خط با هم دعوا دارند؟
یا
ÙÛŒÙ„Ø³ÙˆÙØ§Ù† وقتی پدیده‌گرایی[/منطق‌گرایی] آن دیگری را در میان تاریخ بی‌معنا[/خشک Ùˆ کوتاه قد] می‌خوانند؟
شروع کردم به تصمیم‌گیری. Ù„ØØ¸Ù‡â€ŒÛŒ قضاوت٠مرزهای باریک Ùˆ دشوار. آن‌جایی Ú©Ù‡ مو را باید از ماست کشید وگرنه دریای دوغ‌تان spoil(!) می‌شود. Ùˆ هم‌چنان اندیشه (Ùˆ مرزهای اندیشه در کجای‌اند خدایا؟) Ùˆ هم‌چنان تÙکر (غول‌های تÙکر، مردان اندیشه) Ùˆ تخیل (من نویسنده‌ام Ú©Ù‡ متن را خواب می‌بینم یا متن‌ام Ú©Ù‡ نویسنده را خواب می‌بیند؟) Ùˆ گذر زمان (من زمان‌ام Ú©Ù‡ به بالای چوب‌رختی پیچیده‌ام) آن‌گاه Ú©Ù‡ زمان به شصت Ùˆ شش ثانیه‌ی پیش رسید.
*سوال!*
وای!!!
سریع شروع کردم به تایپ کردن. نوشته‌ی زیر شصت‌ای پیش شروع به نوشتن‌شدن کرد:
نکند ادبیاتی‌ها بدتر از دیگران می‌توانند -گلاب به روی‌تان- به هم‌کارهای‌شان بشاشند؟ نکند آن‌های‌اند Ú©Ù‡ می‌توانند جوری کلمات را انتخاب کنند Ú©Ù‡ رقیب‌شان نه تنها Ù†Ø§Ø±Ø§ØØª شود، بلکه طعم [Ø§ØØªÙ…الا] نامطبوع اوره را نیز ØØ³ کنند؟ بله!‌ ادبیات‌چی‌های‌اند Ùˆ کلمات‌شان. شاید این ادبیات‌چی‌ها هستند Ú©Ù‡ باید به عنوان صن٠برتر انتخاب شوند؟ آن‌هایی Ú©Ù‡ به هنگام مسابقه …
Ùˆ Ù‡ÙØª ثانیه‌ی پیش این متن از نوشتن باز ایستاد. به این اندیشیدم Ú©Ù‡ ØØ§Ù„ این را Ú†Ù‡ کنم.
شش ثانیه‌ی پیش تصمیم Ú¯Ø±ÙØªÙ… آن را در وبلاگ‌ام قرار دهم. به بهانه‌ی چه؟ بهانه‌اش بماند. یا نه، بهانه‌اش پینگ‌ای است برای امروز Ùˆ شاید لینک‌ای برای ÙØ±Ø¯Ø§. Ú©Ù‡ می‌داند بهانه‌اش چیست؟
آدم‌ها دیگران را با نام‌ها Ùˆ ØµÙØªâ€ŒÙ‡Ø§ می‌شناسند Ùˆ خود را نیز به همین ترتیب می‌شناسانند: من این هستم، به این باور دارم، از این خوش‌ام نمی‌آید، Ùلان کاره هستم، Ùلان نویسنده مورد علاقه‌ام هست Ùˆ غیره. همه‌ی این‌ها گزاره‌هایی می‌سازند Ú©Ù‡ باور مرا نسبت به دیگری معین می‌کند.
هر چقدر تعداد این گزاره‌ها بیش‌تر باشد، شناخت ÙØ±Ø¯ نسبت به دیگری بیش‌تر خواهد بود. ÛŒØ§ÙØªÙ† این گزاره‌ها کار آسانی نیست چون
Û±) نیاز به پیش‌آمدن وضعیت‌ای برای شناخj دارد (مثلا تا وقتی Ø¨ØØ«/موقعیت نوشیدن پیش نیاید Ø§ØØªÙ…ال زیادی دارد ندانی طر٠نظرش راجع به این چیست – مگر این‌که قرینه‌های قوی‌ی دیگری وجود داشته باشد) Ùˆ
Û²) Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª میزان صدق این گزاره‌ها نیاز به تجربه Ùˆ مشاهده دارد (به صر٠این‌که طر٠می‌گوید “من آدم خوبی هستم” نمی‌توان او را خوب دانست).
نتیجه این‌که طول می‌کشد بدانی یک شخص دقیقا Ú†Ù‡ کس‌ای است (Ùˆ البته هیچ وقت نمی‌توان کامل Ùهمید – چون به نظر Ù„ÙØ¸ “کامل” در این زمینه بی‌معنا است) Ùˆ دانش‌ات نسبت به او همیشه Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ خواهد بود.
اما انسان‌ها هیچ‌وقت برای قضاوت‌کردن منتظر زمان‌ای نمی‌مانند تا دانش‌شان نسبت به چیزی -از جمله شخص مقابل- کامل شود. در اولین ÙØ±ØµØª ممکن قضاوت می‌کنند: از این شخص خوش‌ام می‌آید، از این شخص خوش‌ام نمی‌آید، این شخص اØÙ…Ù‚ است، این شخص خاله‌زنک است، Ùلانی راست‌گو است، بهمانی کج است Ùˆ غیره. این قضاوت را بر مبنای دانش ناقص‌شان انجام می‌دهند. Ø§ØªÙØ§Ù‚‌ای Ú©Ù‡ گاهی Ù…ÛŒâ€ŒØ§ÙØªØ¯ این است Ú©Ù‡ دانش ناقص‌شان گاهی بدجوری اشتباه می‌کند Ùˆ باعث قضاوت‌های بعید می‌شود. البته در این مورد کاری نمی‌توان کرد.
ØØ§Ù„ا بیایید Ø¨ØØ« را Ú©Ù…ÛŒ هیجان‌انگیز کنیم: من نوعی وقت‌ای می‌بینم طر٠می‌گوید Ú©Ù‡ آزادی‌خواه است، به دموکراسی باور دارد، عقایدش Ú†Ù¾ است، از ادبیات امریکای جنوبی خوش‌اش می‌آید، Ùمینیست است Ùˆ مواÙÙ‚ صداقت است Ùˆ از این ØØ±Ù‌ها ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ Ú©ÛŒÙ‌ام Ú©ÙˆÚ© می‌شود Ùˆ از او خوش‌ام می‌آید. اما گاهی این برداشت اولیه‌ی من سازگار نمی‌ماند. پس از مدتی متوجه می‌شوم Ú©Ù‡ …
[سولوژن وقتی این‌ها را می‌نوشت Ú©Ù‡ خورشید زودتر از ساعت ده یازده شب غروب نمی‌کرد. الان من دیگر یادم نمی‌آید Ú©Ù‡ آن موقع به Ú†Ù‡ چیزی می‌اندیشید Ùˆ Ú†Ù‡ شد Ú©Ù‡ دیگر ادامه نداد. شما می‌دانید؟ اما مگر همین هم کاÙÛŒ نیست؟]
اولین واکنش من به Ø·Ø±Ø Ø³Ø§Ù…Ø§Ù†â€ŒØ¯Ù‡ÛŒ Ùˆ مجازسازی‌ی اینترنت(!)‌ یک ÙØØ´ خیلی بد بود! نمی‌توانم برای‌تان بگویم دقیقا Ú†Ù‡ Ú¯ÙØªÙ…. دور از ادب Ùˆ نزاکت است. اگر کس‌ای خواست، برای‌ام نامه‌ی ÙØ¯Ø§ÛŒØª شوم Ø¨ÙØ±Ø³ØªØ¯ تا شاید به‌اش بگویم (اما اگر Ùکر می‌کنید ÙØØ´ مورد نظر دو کلمه بود، اشتباه می‌کنید. چهار کلمه بود Ùˆ کلمه‌ی اول‌اش هم Please بود!).
واکنش بعدی‌ام این بود Ú©Ù‡ عصبانی بشوم. واکنش بعدی‌ام تعجب بود. بعد خندیدم به ØØ¬Ù… گسترده‌ی Ù¾Ùیوزی! بعد یاد گتوهای یهودیان در ØÚ©ÙˆÙ…ت نازی‌ها Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù… Ú©Ù‡ آدم‌ها را ابتدا ØØ³Ø§Ø¨ÛŒ ثبت می‌کردند، بعد تبعید، بعد بهره‌کشی می‌کردند Ùˆ در نهایت صابون‌شان.
بعد Ø´Ú© کردم Ú©Ù‡ مشکل از Ù¾Ùیوزی‌ی عده‌ای است یا بلاهت بعضی‌های دیگر؟ هنوز پاسخ این را نمی‌دانم، اما به نظرم -با عرض تاسÙ- هر دو.
چه کار باید بکنیم؟
یا من چه کار می‌کنم؟
من سایت‌ام را ثبت نمی‌کنم. سایت من، مال من است. این گوشه‌ی ÙØ¶Ø§ÛŒ اینترنت مال من است Ùˆ هر Ú†Ù‡ بخواهم در آن می‌نویسم. من معمولا آزارم به کس‌ای نمی‌رسد. معمولا در نوشته‌های‌ام به کس‌ای به طور مستقیم توهین نمی‌کنم. در بیش‌تر مواقع کاری به سیاست ندارم. اصولا موجود خیلی خطرناکی نیستم – ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ در ظاهر. اما این‌ها به این معنا نیست Ú©Ù‡ سرم را بیاندازم پایین Ùˆ مثل گوسÙند هر Ú†Ù‡ Ú¯ÙØªÙ†Ø¯ عمل کنم. هیچ‌وقت این‌کار را نکرده‌ام. از چهار سالگی‌ام در مقابل هر گونه Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒØª سرکشی کرده‌ام تاکنون. چیز زیادی نمی‌خواستم، اما کوچک‌ترین Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒØª را هم تØÙ…Ù„ نمی‌کنم. طغیان می‌کنم، عصیان می‌کنم. گاهی آرام، گاهی پر سر Ùˆ صدا. اما گریزی از ÙØ±Ø§Ø± از Ù…ØØ¯ÙˆØ¯ÛŒØª نیست: آزاده‌گی یک انتخاب اجباری است.
من سایت‌ام را ثبت نمی‌کنم. از شما هم می‌خواهم سایت‌تان را ثبت نکنید. در ضمن، اعتراض‌ام بی‌جانانه (= Ù…Ù†ÙØ¹Ù„انه، passive!) نخواهد بود. می‌خواهم این کارشان را نقد کنم. ØØ§ØµÙ„ نقدم را در زیر می‌بینید. نقدم طنز است. در واقع نمی‌خواستم طنز بشود، اما آیین‌نامه‌ی ایشان به زور رگه‌های طنز در متن‌ام دواند. اما این از جدیت‌اش ذره‌ای نمی‌کاهد. از توی خواننده هم می‌خواهم همین‌کار را بکنی. اعتراض کنی،‌ نقد Ú©Ù†ÛŒ. بگویی Ú©Ù‡ از دست طرØâ€ŒÙ‡Ø§ÛŒ ابلهانه‌شان خسته‌شده‌ای Ùˆ این را بلند بگویی. جوری Ú©Ù‡ بشنوند. جوری Ú©Ù‡ همه بشنوند.
بله! بله! ببینیم در ÙØµÙ„ سوم این آیین‌نامه Ú†Ù‡ چیزی نوشته شده است Ùˆ معنای آن چیست. ØªÙˆØ¶ÛŒØØ§Øªâ€ŒØ§Ù… را بین دو [ ] قرار می‌دهم. پیشاپیش بابت زبان‌نگاری‌ی Ù…ÙØªØ¶Ø آیین‌نامه از شما پوزش می‌طلبم. کلمات از هم ÙˆØ§Ø±ÙØªÙ‡â€ŒÛŒ متن‌شان نیاز به اروتووربوم (Orthoverbum) ثابت دارد Ú©Ù‡ Ù…ØªØ§Ø³ÙØ§Ù†Ù‡ گویا موجود نیست.
ÙØµÙ„ سوم : ØªØ®Ù„ÙØ§Øª Ùˆ Ù†ØÙˆÙ‡ رسیدگی به آنها
ماده 7- انتشار Ùˆ نگهداری هر نوع داده اعم از متن ØŒ صدا ØŒ عکس ØŒ تصویر ØŒ کارتون ØŒ پویا نمایی ØŒ Ùیگور ØŒ کاریکاتور ØŒ Ùیلم Ùˆ غیره Ú©Ù‡ از جمله ØØ§ÙˆÛŒ مضامین زیر Ùˆ موارد موضوع بند های “ت Ùˆ Ø« ” ماده 1 این ایین نامه باشد در پایگاه اطلاع رسانی ممنوع است.
[به این می‌گویند Ù¾Ù„ÛŒâ€ŒÙØ±Ù…یسم در سانسور: اگر ØØ±Ù‌ات سانسور بردار باشد، دهن‌ات را می‌دوزند، اگر قر سانسورپذیر بدهی (یعنی مثلا برای Ø®ÙˆØ´â€ŒØØ§Ù„ÛŒ ØØ±Ú©Øªâ€ŒØ§ÛŒ جز دست‌زدن بالای سر مثل Ø´Ú©Ù„ رایج دولتی‌ی عیدهای مذهبی انجام دهی)ØŒ کمرت را با منگنه به دیوار می‌دوزند Ùˆ ØØªÛŒ اگر گوزت هم توهین‌برانگیز باشد، در باسن‌ات را با چوب‌پنبه می‌بندند.]
ال٠– مطالب Ø§Ù„ØØ§Ø¯ÛŒ Ùˆ Ù†ÙÛŒ یا تضعی٠اصول Ùˆ ارزش های اسلامی Ùˆ یا توهین به اسلام Ùˆ مقدسان آن Ùˆ اهانت به امام (ره) Ùˆ یا رهبری
[Ø§Ù„ØØ§Ø¯! می‌دانیم Ú©Ù‡ بعضی‌ها دایره‌ی دین Ùˆ اصول Ùˆ ارزش‌ها را چقدر تنگ‌نظرانه تعری٠کرده‌اند دیگر، نه؟ آن‌هایی Ú©Ù‡ باور دارند موقعیت دست‌های‌ات در هنگام پرستش پروردگار کیهان، در این‌که مومن‌ای یا Ú©Ø§ÙØ± تاثیرگذار است.]
ب – توهین به ادیان آسمانی و کتب مقدس و انبیاء و معصومین و مقدسان
[و همه می‌دانیم که دین ارزش بالاتری نسبت به چیزهای دیگر دارد. ندارد؟]
Ù¾ – ØªØØ±ÛŒÚ© Ùˆ تشویق به ارتکاب اعمال علیه امنیت ØŒ ØÛŒØ«ÛŒØª Ùˆ Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ جمهوری اسلامی ایران
[ØªØØ±ÛŒÚ© علیه Ù…Ù†Ø§ÙØ¹ ج.ا.ØŸ غلط بکنیم!]
ت – ØªØØ±ÛŒÙ مطالب امام خمینی (ره) Ùˆ مقام معظم رهبری مدظله العالی ØŒ ØªØØ±ÛŒÙ انقلاب اسلامی ملت ایران Ùˆ توهین به ارزش های آن .
[هاها! این‌اش دیگر خیلی جالب است. معنای این جمله این است Ú©Ù‡ هر Ú†Ù‡ ما می‌گوییم Ú©Ù‡ بعضی‌ها Ú¯ÙØªÙ‡â€ŒØ§Ù†Ø¯ØŒ همان درست است. یعنی گروه‌های داخلی Ùˆ متعهد Ùˆ مسلمان Ùˆ مبارز Ùˆ غیره‌ی دیگر (Ú©Ù‡ در گرماگرم Ú¯ÙØªÙ…ان عقلانی‌ی امروز هم‌چنان از صØÛŒÙه‌ی نور نقل قول می‌کنند برای اثبات ØØ±Ù‌های‌شان) هم اگر جزو طی٠*خیلی خودی* ØØ³Ø§Ø¨ نشوند، در بازی نیستند Ùˆ سایت‌شان می‌تواند سانسور شود.]
Ø« – هر گونه اقدام علیه قانون اساسی Ùˆ یا ØªÙØ±Ù‚Ù‡ اÙÚ©Ù†ÛŒ Ùˆ خدشه در ÙˆØØ¯Øª Ùˆ ÙˆÙØ§Ù‚ ملی Ùˆ استقلال Ùˆ تمامیت ارضی Ùˆ یا القاء بد بینی Ùˆ نا امیدی در مردم نسبت به مشروعیت Ùˆ کار آمدی نظام
[وای! خدای من! این یک بند خودش عالم‌ای است مجزا! معنای این گزاره‌ی مرکب -به طور خلاصه- این‌هاست:
۱) قانون اساسی را نقد نکنید.
Û²) ÙˆØØ¯Øª ÙØ¹Ù„ی‌مان خوب است، به‌تر هم دارد می‌شود. ØØ±Ù زیاد نزنید Ú©Ù‡ ØªÙØ±Ù‚ه‌اÙÚ©Ù†ÛŒ است.
Û³) ملت ما به زور هم Ú©Ù‡ شده با ما ÙˆÙØ§Ù‚ دارند. آن را خراب نکنید یا سایت‌تان را تعطیل می‌کنیم.
۴) بدبین نباشید (که بدبین است؟) که آینده از ما است.
Ûµ) مشروعیت! Ú†Ù‡ کس‌ای Ø´Ú© داشته است وقتی می‌دانیم امام زمان(ع) خودشان لیست نماینده‌های مجلس را برگزیده‌اند Ùˆ رییس جمهور از نزدیکان او است (Ú†Ù¾ Ú†Ù¾ به من نگاه نکنید: من Ú©Ù‡ این را Ù†Ú¯ÙØªÙ‡â€ŒØ§Ù…ØŒ خودشان می‌گویند Ú©Ù‡ نقشه‌ی مسیر ظهور را در اختیار دارند دیگر!).
۶) کارآمدی! بله! من همیشه قبطه می‌خوردم از کارآمدی‌ی سیستم‌های اداری‌ی ایران.]
ج – توهین به اقوام و اقلیت های مذهبی
[ØØ¬Ù… توهین‌ای Ú©Ù‡ این آیین‌نامه به ملت ایران تØÙ…یل کرد بیش از میزان توهین‌ای است Ú©Ù‡ در سه ماه به Ú©Ù„ اقوام کشور می‌شود. این نسبت، به ده سال برای اقلیت‌های مذهبی Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ می‌یابد. آخرین باری Ú©Ù‡ شما جوک‌ای درباره‌ی یک اقلیت مذهبی شنیده‌اید Ú©ÛŒ بوده؟ Ùˆ آخرین باری Ú©Ù‡ مقامات مسوول شما را گوسÙند ØØ³Ø§Ø¨ کرده‌اند چه؟]
Ú† – Ø§ÙØ´Ø§ÛŒ اسرار Ùˆ اسناد طبقه بندی شده از قبیل نظامی ØŒ امنیتی Ùˆ سیاسی دولتی Ùˆ خصوصی
[آیا Ø§Ø¹ØªØ±Ø§ÙØ§Øª شب یلدا جزو Ø§ÙØ´Ø§Ø± اسرار خصوصی ØØ³Ø§Ø¨ می‌شود؟ خجالت بکشید! همه‌تان اعترا٠کردید Ú©Ù‡ چند تا دوست‌دختر داشته‌اید Ùˆ Ú†Ù‡ کارهای‌شان کرده‌اید (می‌خواهید خودم بگویم؟!)‌ اما من Ú©Ù‡ می‌دانستم این قانون می‌آید راجع به نقشه‌ی هواپیما Ùˆ روبات ØµØØ¨Øª کردم. بلندبینی را می‌بینید؟]
Ø â€“ اشاعه منکرات Ùˆ ترویج ÙØØ´Ø§ Ùˆ مطالب مغایر با Ø¹ÙØª Ùˆ اخلاق عمومی
[دخترهای عزیز Ù„Ø·ÙØ§ شب‌ها به سایت من نیایند چون من خواب‌ام Ùˆ شما بیدار Ùˆ بیم ÙØØ´Ø§ می‌رود. در مواقع دیگر Ù„Ø·ÙØ§ ØØ¬Ø§Ø¨ اسلامی را رعایت کنید. در ضمن موقع کامنت‌گذاری هم دست‌تان را از کنار دکمه‌ی Enter بکنید توی کی‌بوردتان تا نوشته‌ها درست تایپ نشود Ùˆ غریبه (یعنی من!)‌ شهوت‌زده نشوم. دیگر Ú¯ÙØªÙ† ندارد Ú©Ù‡ موقع کامنت‌گذاشتن نباید به وبلاگ‌ام مستقیم خیره شوید. به‌تر است تنها به کیبوردتان نگاه کنید یا ØªØ±Ø¬ÛŒØØ§ چشمان‌تان را ببندید (آخر Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ است شما نسبت به دستان‌تان هم Ù…ØØ±Ù…‌اید؟). راستی ÙØ±Ø§Ù…وش نشود Ú©Ù‡ تنها وقتی خیلی ضروری است کامنت بگذارید. یک نگاه به پست آخر البته ØÙ„ال است!]
Ø® – توهین به اشخاص ØÙ‚یقی Ùˆ ØÙ‚وقی
د – اطلاعات خصوصی Ùˆ شخصی Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ بدون اخذ اجاره کتبی از آنان
ذ – انجام ÙØ¹Ø§Ù„یت های اقتصادی غیر قانونی از قبیل پولشویی ØŒ تجارت هرمی Ùˆ غیره .
[Ùˆ آن‌گاه قانون: “Ùˆ غیره!” -بدون شرØ]
ر – تبلیغ یا آموزش پایگاه های اطلاع رسانی غیر مجاز
[بچه‌ها! من ÙØ±Ø¯Ø§ می‌خوام یه پست بذارم Ùˆ Ú¯ÙˆÚ¯Ù„ یادتون بدم – Ú©Ù‡ همه می‌دانیم سایت بسیار بسیار غیرمجازی است.]
ز – آموزش Ùˆ ارائه هر نوع روش مقابله با مسدود سازی پایگاه های اطلاع رسانی غیر مجاز (Ùیلترینگ)
[سانسور‌تان می‌کنیم Ùˆ اگر بخواهید از سانسور ÙØ±Ø§Ø± کنید، سانسورتان می‌کنیم دونبش! نامعقول است؟ در زندان هم اگر یک زندانی بخواهد ÙØ±Ø§Ø± کند یا Ú©Ù…Ú© کند دیگران ÙØ±Ø§Ø± کنند، باید تشدید مجازات شود. پس خیلی هم معقول است.]
Ú˜ – نشر اکاذیب Ùˆ Ø§ÙØªØ±Ø§
[“ملکه‌ی انگلیس دست‌اش را توی دماغ‌اش می‌کند!” آیا (دوباره) سانسور می‌شوم به دلیل نشر Ø§ÙØªØ±Ø§ØŸ باور کنید یاشار یک بار به من Ú¯ÙØª خودش دیده Ú©Ù‡ روی جلد عکس یک مجله‌ای چنین عکس‌ای بوده.]
س – برقراری هر نوع پیوند Ú©Ù‡ مبلغ Ùˆ مروج پایگاه های اطلاع رسانی ØØ§ÙˆÛŒ مضامین جزء های Ùوق الذکر باشد.
[یعنی بلاگرولینگ‌های‌تان را ØØ°Ù کنید، به سایت خودتان لینک ندهید (چون طبق بندهای پیشین، سایت‌تان غیرمجاز است)ØŒ به ساماندهی[دات]آی‌آر البته شاید بتوانید لینک دهید. البته نمی‌دانم دزدی‌ی طراØÛŒâ€ŒØ´Ø§Ù† با موارد بالا تناقض‌ای دارد یا خیر. Ùکر نکنم. به هر ØØ§Ù„ شواهد بیست Ùˆ چند ساله نشان می‌دهد دزدی خیلی … Ø§Ø³ØªØºÙØ±Ø§Ù„له!
به هر ØØ§Ù„ من در اولین قدم لینک کسانی را Ú©Ù‡ برای این پست کامنت نگذارند ØØ°Ù می‌کنم!]
ش – هر نوع اقدام خلا٠شرع یا قانونی دیگر یا مخال٠ضوابط و مقررات
[من صبØâ€ŒÙ‡Ø§ Ú©Ù‡ بیدار می‌شوم پرچم ج.ا. را بالا نمی‌برم Ùˆ مراسم صبØâ€ŒÚ¯Ø§Ù‡ در وبلاگ‌ام به راه نمی‌اندازم. Ùکر می‌کنید کار غیرقانونی‌ای می‌کنم؟ (آخه توی مدرسه این جزو مقررات بود Ùˆ البته من همیشه Ú©Ù…ÛŒ دیر می‌رسیدم!). اگر هست، بگویید از این به بعد هر روز صبØâ€ŒÚ¯Ø§Ù‡ داشته باشیم.]
آبا را دوست دارم چون موسیقی‌ی بچه‌گی‌ام بوده است. چون دخترخاله‌ام با آن می‌رقصید Ùˆ لابد من هیجان‌زده می‌شده‌ام Ùˆ می‌رقصیده‌ام! آبا، مدونا، مایکل جکسون Ùˆ دو سه گروه دیگر، موسیقی‌ی بچه‌گی‌ی من Ùˆ جوانی‌ی پدر Ùˆ مادرم هستند. درود بر موسیقی‌ی دهه‌ی Ù‡ÙØªØ§Ø¯ Ùˆ هشتاد!
Half past twelve
And I’m watching the late show in my flat all alone
How I hate to spend the evening on my own
Autumn winds
Blowing outside my window as I look around the room
And it makes me so depressed to see the gloom
There’s not a soul out there
No one to hear my
prayer
Gimme gimme gimme a man after midnight
Won’t somebody help me chase the shadows away
Gimme gimme gimme a man after midnight
Take me through the darkness to the break of the day
Movie stars
Find the end of the rainbow, with a fortune to win
It’s so different from the world I’m living in
Tired of T.V.
I open the window and I gaze into the night
But there’s nothing there to see, no one in sight
There’s not a soul out there
No one to hear
my prayer
Gimme gimme gimme a man after midnight
Won’t somebody help me chase the shadows away
Gimme gimme gimme a man after midnight
Take me through the
darkness to the break of the day
Gimme gimme gimme a man after midnight…
There’s not a soul out
there
No one to hear my prayer
Gimme gimme gimme a man after midnight
Won’t somebody help me chase the
shadows away
Gimme gimme gimme a man after midnight
Take me through the darkness to the break of the day
ABBA, Gimme Gimme Gimme, 1979
Download (MP3 – 4.4MB)
سال نو مبارک! (:
خوش‌بختانه گویا کره‌ی زمین هم‌چنان به دور خورشید بی‌وقÙÙ‡ می‌چرخد – یا ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ آتش‌بازی‌های امشب نشان داد Ú©Ù‡ خیلی‌ها باور دارند Ú©Ù‡ می‌چرخد. من با این‌که سال نوی خودمان را خیلی بیش‌تر ØªØ±Ø¬ÛŒØ Ù…ÛŒâ€ŒØ¯Ù‡Ù…ØŒ اما سال نوی مسیØÛŒ هم خیلی بد نیست Ùˆ می‌توان یکی دو خط درباره‌اش نوشت. مخصوصا Ú©Ù‡ در عمل مجبوری برنامه‌های‌ات را با آن تنظیم Ú©Ù†ÛŒ: Ùوریه ددلاین Ùلان Ú©Ù†ÙØ±Ø§Ù†Ø³ است، Ø´Ú©ÙˆÙه‌ها Ù…ÛŒ در می‌آیند Ùˆ آگوست هم Ú©Ù‡ پخت Ùˆ پز داریم!
به هر ØØ§Ù„ این‌طوری‌ها! شاید به این مناسبت در این چند روز Ú©Ù…ÛŒ موسیقی بیش‌تر از گذشته بگذارم:‌ مثلا سال نو Ùˆ شادی Ùˆ این ØØ±Ù‌ها!
-آقا پسر! تعطیلات خود را چگونه می‌خواهید بگذرانید؟
+آممم … چطوری بگم، آها! کتاب Ú©ÙØ±Ú¯ÙˆÛŒØ§Ù†Ù‡ می‌خوانم!
-دختر خانم! تعطیلات خود را چگونه می‌خواهید بگذرانید؟
+من؟! به Ú©ÙØ±ÙˆØ±Ø²ÛŒ با پسرای Ú©ÙØ±Ø®ÙˆØ§Ù†!
-ØØ§Ù„ا می‌بینیم!
تولد آلبالوی من مبارک!‌ (:
بعضی وقت‌ها می‌شود Ø§ØØ³Ø§Ø³ کنم گنج‌ای در اختیار دارم Ú©Ù‡ هنوز ارزش‌اش را خوب درک نمی‌کنم. در واقع ØØ³ می‌کنم ارزش آن چقدر است، اما دقیقا نمی‌دانم چطوری باید از آن Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کنم.
بعضی وقت‌ها هم می‌شود ØØ³ می‌کنم چقدر گنج‌های مختلÙ‌ای دارم Ú©Ù‡ نمی‌دانم اول باید بروم سراغ کدام‌شان.