SoloGen’s Anti Memoirs

SoloGen’s thoughts and rants about the imaginary world he is living in!

ابراهیم نبوی و قضیه‌ی متوسط‌ها

January11

این نوشتهی ابراهیم نبوی را خواندم. شاید به مذاق ما وبلاگ‌نویسان -و فعالان اینترنتی(!)- خوش نیاید، اما اگر گزاره‌های‌اش را تعدیل کنیم و تبدیل کنیم به *بیش‌تر افراد* (و مشابه)، به اندازه‌ی کافی درست است.
البته ادعای مورد نظر او درباره‌ی هر جمع دیگری نیز بیش و کم صادق است: افراد بازاری، دانش‌جویان، کارمندان و غیره. در واقع حدس من این است که ویژگی‌ی فعالیت اینترنتی،‌ ویژگی‌ی خیلی متفاوت‌ای نیست از ویژگی‌های دیگر چون کارمند-بودن، دانش‌جو-بودن، کتاب‌خوان-بودن و غیره (جز این‌که نشان می‌دهد سطح درآمد این افراد از متوسطی بالاتر است و احتمالا سطح سوادشان نیز به همان صورت. ولی به هر حال ویژگی‌ی خیلی خاص‌ای نیست).

به اعتقاد من نکته‌ی اساسی‌ی کلِ این ماجرا این است: در یک جامعه نمی‌توان انتظار داشت که بیش‌تر افراد فراتر از توانایی‌های متوسط‌شان عمل کنند. اگر جنبش‌ای بر این اساس باشد که بخش قابل توجه‌ای از افراد جامعه در بازه‌ی زمانی‌ی طولانی،‌ رفتارهای غیرمعمول انجام دهند،‌ شکست خواهد خورد. نمی‌توان انتظار داشت هشتاد درصد جمعیت کشور حاضر باشد برای سال‌ها جان خودش را فدا کند. شاید چنین انگیزه‌ای را بتوان برای مدت محدودی ایجاد کرد (یک هفته ناآرامی در کل کشور). شاید بتوان به دلایل خاص‌ای چنین انگیزه‌ای را ایجاد کرد (تجاوز به ناموس [فردی یا جمعی] و انگیزه‌ی انتقام). اما نمی‌توان برای هر دلیل‌ای و برای هر مدت‌ای، از همه هر کاری را خواست.
جنبش‌های اجتماعی‌ای موفق خواهند بود که با برنامه‌ریزی‌ی دقیق، از توانایی‌ی متوسط‌ها در زمان مناسب، بهره‌ی مناسب را ببرند. فراموش نکنیم: اکثر افراد هر جامعه‌ای، در بیش‌تر زمان‌ها رفتاری شبیه به متوسط افراد جامعه دارند.

توضیح تکمیلی: به نظرم خوب موضع‌ام را شرح و بسط نداده بودم. نتیجه‌اش این‌که شاید خیلی‌ها ندانند که من موافق حرف‌های نبوی هستم یا نه. شاید زمانی بیش‌تر توضیح دادم. چون چیزی که گفته‌ام مهم‌تر از موقعیت فعلی یا موضع‌گیری در برابر حرف شخص‌ای خاص است. شاید هم این‌کار را نکردم. در واقع این همه آدم موضع‌شان را در تاریخ شفاف کردند و هیچ اتفاق خاص‌ای نیفتاد - یکی کم‌تر!

posted under فلسفه
7 Comments to

“ابراهیم نبوی و قضیه‌ی متوسط‌ها”

  1. On January 11th, 2007 at 7:39 pm یاسین Says:

    حالا چه ربطی به bandit problems داشت؟!

  2. On January 12th, 2007 at 2:31 pm امضا Says:

    به علت فیلترینگ مفرط، نتونستم بخونم نبوی چی گفته. اما هر چی گفته فقط و فقط برای خودش محترمه.

  3. On January 12th, 2007 at 4:58 pm سولوژن Says:

    به یاسین: ربط که کم و بیش دارد، اما من که از bandit سخن‌ای نگفته‌ام. گفته‌ام؟
    به امضا: نخونده؟!

  4. On January 13th, 2007 at 2:34 pm امضا Says:

    جسارتا بله، نخونده. بهر حال ابراهیم نبوی درسته همولایتی منه، اما دلیل نمیشه که هر چی میگه درست باشه. در ضمن از متن نوشته ات حس کردم که با حرفاش مخالفیم و ازشون خوشت نیومده.
    ببخشید که نخونده نظرم رو گفتم. بعضی وقتها برای اینکه بتونی بیطرفانه قضاوت کنی بهتره که هیچی ندونی!

  5. On January 13th, 2007 at 4:12 pm حسام Says:

    امیر جان کاش حالا راجع به این آدم نوشتی راجع به افاضاتش در مورد اینکه صدام آخرین دیکتاتور خاورمیانه بود هم می نوشتی.

  6. On January 13th, 2007 at 4:18 pm سولوژن Says:

    به امضا: هممم … من با بخش‌هایی از حرف‌های‌اش موافق نیستم. بعضی وبلاگ‌نویس‌ها بیش‌تر،‌ من کم‌تر. با بخش‌هایی از حرف‌های‌اش هم موافق‌ام. (:

  7. On June 17th, 2009 at 5:31 pm تلان Says:

    به عقیده من باهوش ترین انسان ها کسانی هستند که بتوانند آینده را پیش بینی کنند. موافقم.یک جامعه مدنی زمانی روند رو به رشد دارد / که متوسط جامعه قدمی فراتر از متوسط توانایی خود بردارد.

Email will not be published

Website example

Your Comment:

 
 Subscribe to Anti Memoirs

به آدرس زیر نامه بفرستید: