بیم موج
… گله‌گله آدم‌ها از درون قایق به گرداب کتاب‌ها …
… گله‌گله آدم‌ها از درون قایق به گرداب کتاب‌ها …
قایق از ساØÙ„ دور می‌شد Ùˆ کتاب‌ها زیر نور ماه موج‌سواری …
ساعت چهار و نیم بامداد!
تازه بیل‌های‌مان را گذاشته‌ایم کنار؛ بیل می‌زدیم خیر سرمان از ظهر دی‌روز تا اینک Ø³ØØ± – بی‌وقÙÙ‡!
یا من باید دنبال‌اش بدوم، یا او باید دنبال من بدود. بازی‌ای است برای خودش – Ùˆ البته هیچ‌کدام در بدجنسی (گیریم خیلی ملایم) کوتاهی نمی‌کنیم!
خشم‌گینی. چیزی می‌نویسی Ùˆ می‌خواهی خشم‌ات را با بقیه تقسیم Ú©Ù†ÛŒ. اما درنگ: نگران هستی Ú©Ù‡ خشم‌ات باعث از بین Ø±ÙØªÙ† انصاÙ‌ات شود. ولی آیا جایی هم برای انصا٠مانده است؟ مگر او انصا٠داشت Ú©Ù‡ زبان‌بسته را این‌گونه کرد؟ Ùˆ یادت می‌آید Ú©Ù‡ همیشه از ظلم Ù…ØªÙ†ÙØ± بوده‌ای.
آرزو می‌کنی Ú©Ù‡ با ظلم مبارزه Ú©Ù†ÛŒ. همین …
*دنبال سیستم ضدÙیـلتر (پاد-پالایش‌گر؟!!) می‌گردید؟ یک نگاه‌ای به این پست ØØ³ÛŒÙ† درباره‌ی ویدالیا بیندازید. ممکن است راه نجات‌تان باشد.
*داستان دخترک Ùˆ مرگ را Ú©Ù‡ خوانده‌اید؟ ØØ§Ù„ داستان دخترک Ùˆ اعتیاد را نیز بخوانید.
…
وهم است یا واقعیت؟ دنیا را خیلی داغ می‌بینم.
و از این شرایط نگرانم.
وقتی به دم‌دمای تکینگی‌ی اساسی زندگی برسی، همه‌ی چیزهای ممکن -همه چیز- جلوی چشم‌ات ظاهر می‌شود؛ جز شاید یک چیز. اجازه می‌دهی اسم‌اش را بگذارم امید؟
بیش‌تر بخوانید:قضیه‌ی گندهه‌ی پیکارد
بله! غلط می‌کند با بقیه‌ی اØÙ…ق‌های مشابه جامع الاجمعین!
نکات تکمیلی:
-چرا این ØØ±Ù را زدم؟ واقعا باید ØØªÙ…ا یک لینک ارایه بدهم Ùˆ مثلا بگویم بوش این کار را کرده؟ بدون لینک مشخص نیست؟
-می‌پرسند بقیه‌ی اØÙ…ق‌های چون بوش Ú†Ù‡ کسانی هستند؟ Ú¯ÙØªÙ† دارد؟ بوش مشت نمونه‌ی خروار است.
-می‌پرسند آیا ØµÙØª درست ØÙ…اقت است یا Ú©Ù‡ چه؟ باید اذعان کنم Ú©Ù‡ پاسخ منÙÛŒ است. ØµÙØª مناسب چیزهای مختلÙ‌ای است از جمله ØÙ…اقت به علاوه‌ی Ù¾Ùیوزی Ùˆ عوضی‌بودن Ùˆ این Ùˆ آن!
-تذکر می‌دهند Ú©Ù‡ در معنای “جامع الاجمعین” Ø´Ú© وجود دارد. به شک‌شان Ø§ØØªØ±Ø§Ù… می‌گذارم!
-اصرار می‌کنند بر لینک‌دادن و مرجع مشخص‌نمودن. بیایید،‌ این هم لینک!
به این می‌اندیشم Ú©Ù‡ آیا Ù…Ùهوم مدرن٠دولت آن‌قدر چندین Ùˆ چندباره برای شهروندان Ùˆ خود٠دولت تکرار نشده است Ú©Ù‡ به هویت‌ای مستقل Ùˆ به خودی‌ی خود با ارزش تبدیل شود؟
دولت‌ای Ú©Ù‡ هدÙ‌اش Ú©Ù…Ú© به انسان‌ها برای زندگی‌ی Ø±Ø§ØØªâ€ŒØªØ± Ùˆ بی‌دغدغه‌تر بوده است (با ØÙظ امنیت، Ú©Ù…Ú© به برقراری‌ی Ù¾ÛŒØ´â€ŒØ±ÙØª اقتصادی Ùˆ چند مورد دیگر) اینک به موجودی زیینده Ùˆ دارای ØÙ‚ تبدیل می‌شود Ú©Ù‡ اجازه دارد برای ØÙظ ارگانیسم‌های زنده‌سان خودش از همان مردم قربانی بگیرد.
…
داشتم از گالن چهار لیتری شیر سر پر٠تازه بازشده شیر می‌ریختم در یک لیوان پیزوری‌ی Ú©ÙˆÚ†Ú© Ú©Ù‡ شیر سرریز کرد Ùˆ ریخت روی کابینت. یادم Ø§ÙØªØ§Ø¯ آن شیرهای شیشه‌ای گذشته‌های نه چندان دور را Ú©Ù‡ آن اول باید سرشیرشان را ناخنک می‌زدی تا چیزی از بطری بیرون بیاید (نظی٠بودی با قاشق چای‌خوری، نبودی هم Ú©Ù‡ شیوه معلوم است) Ùˆ بعد به نظرم آمد این تکنولوژی‌ی دست-Ùˆ-گیر هموژنیزه‌کردن همه چیز (از جمله آب پرتقال، برنزه‌گی‌ی مصنوعی Ùˆ نظرهای مردم در ÙØ±Ø¢ÛŒÙ†Ø¯ رای‌گیری‌ی دموکراتیک) خیلی وقت است نعمت دست‌یازی به سرشیر خامه‌ای (Ùˆ تنوع نظرها!) را از من Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ است.
ØØªÛŒ این روزها دیگر مطمئن نیستم شیری Ú©Ù‡ می‌خورم از گاوی واقعی با چهارپای تمام است یا از اندام‌ای پـسـتان Ø´Ú©Ù„ Ú©Ù‡ از یک طر٠لاکتوز Ùˆ دو درصد چربی (یا یک درصد – اگر مشتری رژیم داشته باشد) Ùˆ پنج شش تا چیز دیگر Ø¯Ø±ÛŒØ§ÙØª می‌کند Ùˆ آن طرÙ‌اش هم شیر دوشیده می‌شود. دنیای لامروت مدرن!
استغنا بر Ù‡ÙØ¯Ù‡ اقلیم است Ùˆ هر اقلیم بر صد Ùˆ بیست Ùˆ Ù‡ÙØª آسمان.
هر آسمان را Ú©Ù‡ بالا روی، یک سوم به آسمان‌های پیش روی‌ات اضاÙÙ‡ می‌شود Ùˆ هر اقلیم را Ú©Ù‡ بکاوی، پانصد Ùˆ Ù‡ÙØªØ§Ø¯ Ùˆ Ù‡ÙØª هزارم بر اقلیم‌های نجوییده‌ات Ø§ÙØ²ÙˆÙ† می‌گردد.
استغنا بر مراتب است Ùˆ مراØÙ„Ø› Ùˆ مراØÙ„‌اش را نمی‌Ùهمی تا درک‌اش بر تو نازل شود. Ùˆ درک‌اش Ú†Ù‡ کند Ùˆ Ø¬Ø§Ù†â€ŒÙØ±Ø³Ø§ ØØ§ØµÙ„ می‌شود.
باشد Ú©Ù‡ خداوند همه‌ی ما را از موهب مستغنی‌شدگی نمایی مستÙیض نماید.
-پاپ سولوژنیوس اول
می‌گوید:
“It seems that you are too busy, which is unusual during PhD studies abroad. Take a look at being too busy as a symptom and try to find the cause :-)”
به Ùکر ÙØ±Ùˆ می‌روم. مشکل دقیقا چیست؟ این؟ آن؟ این Ùˆ آن؟ آیا واقعا مشکل‌ای هست؟
Ú¯ÙØªÙ‡â€ŒÙ‡Ø§ÛŒ بعضی‌ها را قبول دارم – ØØªÛŒ اگر خیلی زود متوجه نشوم Ú©Ù‡ باید قبول داشته باشم.
—
داشتم درباره‌ی ارتباط متاÙیزیک با سیاست این دنیایی Ùکر می‌کردم Ú©Ù‡ عوارض ناخوش‌آیند این دنیای مادی بر من نازل شد. Ú©Ù…ÛŒ سعی کردم تلقین کنم Ú©Ù‡ من در مرکز دنیای آیده‌الیست‌ی سولیپسیستیک‌ای هستم Ùˆ این وقایع ماهیت‌ای خارج از ذهن من ندارد. خیلی موثر نبود. بعد Ùکر کردم شاید همین شاهد بدی نیست برای این‌که قبول کنیم چنین نوع ÙلسÙه‌های ایده‌آلیستی‌ای نگوییم غیرمنطقی ولی باورناپذیرند. در همین ØÛŒÙ† یاد ابوعلی سینا (Ø§ØØªÙ…الا!) Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù… Ùˆ مثال این‌که Ù…ØÚ©Ù… طر٠را زد تا جبر Ùˆ اختیار را به او ØØ§Ù„ÛŒ کند (Ø´Ú© دارم ابوعلی سینا بوده باشد. اما ÙØ±Ø¶ می‌کنیم او بوده!). Ùˆ البته باز به این Ùکر کردم Ú©Ù‡ شاید برای همین است Ú©Ù‡ آدمیان می‌روند دنبال شغل‌هایی Ú©Ù‡ دنیا را برای‌شان بخرد. Ùˆ باز …
—
گاهی وقایع ناخوش‌آیند کم‌تر از تاثیر غیرمستقیم‌شان ناخوش‌آیندند. یا جوری دیگر: Ú†Ù‡ بسیار اوقات‌ای Ú©Ù‡ شرور قلیل به تالم کبیر منجر می‌شود در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ شرور کبیر به تالم کثیر خاتمه نمی‌یابند (بگذریم از این‌که آیا Ù…Ùهوم شر معنادار هست یا نه).
بعضی وقت‌ها Ùکر می‌کنی چرا گاهی اوقات ÙØ±Ø¹ بر اصل (آن‌گونه Ú©Ù‡ خود تعریÙ‌اش می‌کنی) غلبه می‌کند. تÙکر عقل‌گرا گاهی پاسخ‌ای برای این سوال دارد، اما Ú©Ù‡ Ú¯ÙØªÙ‡ است انسان‌ها از چنان نوع تÙکری Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ می‌کنند؟
—
گویا بایسته است به این وبلاگ، به کوله‌ام، به کتاب‌های‌ام Ùˆ به هر چیز مربوط دیگری خرمهره آویزان کنم! می‌توانید از این پس خرمهره‌های Ùیروزه‌ای برای‌ام -به انضمام بقیه‌ی چیزها- هدیه Ø¨ÙØ±Ø³ØªÛŒØ¯.
دو سوی‌اش این است: مقاله‌های خواب‌آلود Ùˆ deadlineهای از دست Ø±ÙØªÙ‡!