ملاقات در کاÙÙ‡ معاصر
تو را ندیده، Ú©ÙØ´â€ŒÙ‡Ø§ÛŒ سÙیدش را برای‌ات شست!
تو را ندیده، Ú©ÙØ´â€ŒÙ‡Ø§ÛŒ سÙیدش را برای‌ات شست!
آیا می‌توان به آن کس Ú©Ù‡ این‌چنین استوار می‌رود ÙØ±Ù…ان ایست داد؟
و مگر کسانی که کتک می‌خورند با آن‌هایی که نمی‌خورند برابرند؟
و چگونه می‌توان کس‌ای را که نمی‌میرد، کشت؟!
یا ØØ¯Ø§Ù‚Ù„ روسری سرش کرد؟!
پاسخ:
…
شب اول نه، شب دوم بعد از دست‌گیری دسته‌جمعی‌شان، پسرک در وبلاگ‌اش نوشته بود “دخترکان عزیز در بندم! ای هواداران آزادی Ùˆ زیبایی. همه‌تان را از دور Ù…ØÚ©Ù… می‌بوسم.”
عجبا!
ترس‌ام این است Ú©Ù‡ نظام‌شان نمی‌گذارد ÙØ±Ø¯ÛŒØªâ€ŒØ§Øª در مرکز وجودت قرار بگیرد. به زور -Ú†Ù‡ با قانون Ùˆ Ú†Ù‡ با بی‌نظمی- می‌خواهد ÙØ±Ø¯ÛŒØªâ€ŒØ²Ø¯Ø§ÛŒÛŒâ€ŒØ§Øª بکند. در این نظام، آینده‌ی تو کم‌تر به تو Ùˆ بیش‌تر به Ù…ØÛŒØ·Øª بستگی دارد – بیش از هر بستگی‌ای Ú©Ù‡ همه جای دیگر Ùˆ همه زمان دگر داشت.
همین‌طوری برای یادآوری‌ی خودم این‌ها را می‌آورم. Ø§ØØªÙ…الا Ù…ØØ¶ خنده!
تشکیل اجتماعات Ùˆ راهâ€Ù¾ÛŒÙ…اییâ€Ù‡Ø§ØŒ بدون ØÙ…Ù„ Ø³Ù„Ø§ØØŒ به شرط آن Ú©Ù‡ مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.â€â€ (اصل Û²Û· قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران)
Article 9:
No one shall be subjected to arbitrary arrest, detention or exile.
Part of Article 20:
Everyone has the right to freedom of peaceful assembly and association.
ÙˆØØ´ÛŒâ€ŒÚ¯Ø±ÛŒ Ú©Ù‡ شاخ Ùˆ دم ندارد. همین چند دقیقه‌ی پیش خبر را خواندم: تعداد زیادی از ÙØ¹Ø§Ù„ان جنبش زنان در جلوی دادگاه انقلاب دست‌گیر شده‌اند. تاسÙ‌بار است. نمی‌دانم ÙØ±Ù…اندهان Ùˆ دست‌گیرکنندگان دقیقا چرا چنین کرده‌اند. Ú†Ù‡ نیازی برای چنین سرکوبی وجود دارد؟ از Ú†Ù‡ می‌ترسند؟ آیا ÙØ¹Ø§Ù„یت این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ این‌همه بر ضد موجودیت ج.ا. است Ú©Ù‡ چنین واکنش‌ای (Ùˆ واکنش‌های مشابه در یکی دو سال اخیر) را ایجاب کند؟
نمی‌دانم، اما ØØ¯Ø³ می‌زنم ÙØ¹Ø§Ù„یت چنین جنبش‌ای تاثیر کوتاه‌مدت ندارد Ùˆ از طرÙی، به نظرم سرکوب خشن Ùˆ مقطعی نمی‌تواند جلوی یک جنبش با تاثیر بلندمدت را بگیرد (سرکوب گروه سیاسی دم انتخابات (مثلا دست‌گیری‌ی رهبر گروه) می‌تواند تاثیرگذار باشد چون ÙØ¹Ø§Ù„یت گروه سیاسی بر انتخابات تاثیر کوتاه مدت دارد (در چند ماه می‌توان پیروز شد یا شکست خورد)ØŒ اما تاثیر جنبش زنان میان‌مدت Ùˆ بلندمدت است Ùˆ سرکوب‌ای Ú©Ù‡ Ùوق‌اش چند ماه آن‌ها را در لاک ÙØ±Ùˆ ببرد تنها چند ماه تاثیر نهایی را عقب می‌اندازد Ùˆ چند ماه هم Ú©Ù‡ در ده بیست سال به ØØ³Ø§Ø¨ نمی‌آید).
…
خورشید طلوع می‌کند و نورش را از پنجره‌ی شرقی‌ی اتاق به صورت‌ام می‌تاباند،
Ùˆ غروب، جای‌اش را به نوراÙÚ©Ù† ملتهب پادگان مغرب‌زمین می‌دهد
تا من
-همیشه-
در روشنایی باشم.
(آمین!]
به دلیل استقبال شدید ولی Ù†ØÛŒÙ دوستان، مشکلات ژئوپلتیک Ùˆ درگیری‌های ارضی‌ی پیش‌آمده، Ùˆ تعبیه‌نشدن سیستم یک‌پارچه‌ی بازیابی‌ی ÙØ§Ø¶Ù„اب خاطره‌های دوردست، Ø·Ø±Ø ØªØ§Ø³ÛŒØ³ نوستالژوسیتی –مطرØâ€ŒØ´Ø¯Ù‡ به تاریخ Û²Û² Ùوریه‌الاول سال Û±Û³Û¸Ûµ خورشیدی- تا اطلاع ثانویه منتÙÛŒ می‌گردد.
آن‌قدر کی٠می‌دهد آدم بعد از سال‌ها دوست‌اش را دوباره پیدا کند. مخصوصا اگر دوست‌اش از آن دوستان ویژه هم بوده باشد. Ùˆ البته تاسÙ‌بار است اگر نوع پیداشدن جوری باشد Ú©Ù‡ دیدار (ØØªÛŒ موقت) را ممکن نسازد. مثلا پیداشدن‌ای از جنس دیدن Ø§ØªÙØ§Ù‚ÛŒ در شهری دیگر، تماس تلÙنی، یا ÛŒØ§ÙØªÙ† او در اورکات.
خلاصه می‌خواهم ثبت کنم Ùˆ بگویم Ú©Ù‡ به تازگی آرش را دوباره پیدا کرده‌ام. Ùˆ خب، جوری هم پیدای‌اش نکرده‌ام Ú©Ù‡ بتوان ØØ§Ù„ا ØØ§Ù„اها هم‌دیگر را دید. همین!
در این شرایط ØØ³â€ŒØ§ÛŒ Ú©Ù‡ به شخص دست می‌دهد Ø§ØØªÙ…الا چیزی است از جنس “Ú†Ù‡ خوب می‌شد همه کنار هم بودند”. Ùˆ خب، نمی‌شود دنیا Ú©Ù‡ این‌قدر خوب باشد! (;
نتیجه‌ی نهایی چیست؟ نتیجه‌ی نهایی این‌که به این می‌اندیشی Ú©Ù‡ زمان‌هایی با هم Ú†Ù‡ کرده‌اید، چقدر خوش گذرانده‌اید Ùˆ Ú†Ù‡ کارها Ú©Ù‡ نکرده‌اید Ùˆ Ú†Ù‡ ØØ±Ù‌ها Ú©Ù‡ نزده‌اید Ùˆ کجاها Ú©Ù‡ Ù†Ø±ÙØªÙ‡â€ŒØ§ÛŒØ¯ Ùˆ آخر سر نوستالژی‌ات باد می‌کند [Ùˆ می‌ترسی Ú©Ù‡ بترکد!]. ولی Ú†Ù‡ کارش می‌شود کرد؟ نمی‌دانم، اما ØØ¯Ø³ می‌زنم هیچ‌کار‌ …
ÙØ±Ø¶ کنید بتوانید ده‌کده‌ای بسازید شامل همه‌ی کوه‌ها Ùˆ دشت‌هایی Ú©Ù‡ همیشه عاشق‌شان بوده‌اید (پس یک طرÙ‌اش می‌شود دربند Ùˆ کولک‌چال Ùˆ شیرپلا، یک طرÙ‌اش می‌شود دریاکنار Ùˆ نور Ùˆ اینگلیش بی) Ùˆ بعد همه‌ی مکان‌های دوست‌داشتنی‌تان را در بین این کوه Ùˆ دشت جا دهید تا بشود خیابان‌ها Ùˆ Ù…ØÙ„ه‌های ده‌کده‌تان (پارک ملت Ùˆ خیابان انقلاب Ùˆ خیابان ولی‌عصر در یک Ø·Ø±ÙØŒ پارک نیاوران Ùˆ برج ایÙÙ„ Ùˆ سید خندان Ùˆ ÙØ±Ø¯ÙˆØ³ÛŒ Ùˆ Ú©ÙˆÚ†Ù‡ پس کوچه‌های نیاوران هم در طر٠دیگر). در مرØÙ„ه‌ی بعد باید رستوران‌ها را انتخاب کنید (مثلا در-ب-در Ùˆ پیتزا پنتری Ùˆ جام٠جم Ùˆ لوکس طلایی، Ùˆ هم‌چنین ساندویچی‌ی مکس Ùˆ کاÙÙ‡ شیز Ùˆ Ú©Ú¯ Ùˆ ارلز). هنوز کار دارد … ساختمان معدن دانش‌گاه تهران Ùˆ دپارتمان برق Ùˆ کامپیوتر Ùˆ دبیرستان علامه‌ØÙ„ÛŒ Ùˆ ساختمان‌ برق خواجه‌نصیر Ùˆ SUB Ùˆ Athabasca Hall Ùˆ CSC هم باید به این وسط اضاÙÙ‡ شوند. اممم … باز هم کار دارد، اما ÙØ¹Ù„ا وارد جزییات نمی‌شوم.
ØØ§Ù„ا Ú†Ù‡ Ø§ØØªÛŒØ§Ø¬ داریم؟ معلوم است،‌ مهم‌ترین بخش‌ این ده‌کده: آدم‌ها! آدم‌هایی Ú©Ù‡ دوست دارید ببینیدشان، روزگاری دوستان بسیار نزدیکی بوده‌اید، Ù„ØØ¸Ø§Øª بسیار خوش‌اش را گذرانده‌اید،‌ Ùˆ آن‌هایی Ú©Ù‡ شخصیت‌تان را Ø´Ú©Ù„ داده‌اند، تغییر داده‌اند، Ùˆ شما را آن‌چه هستید کرده‌اند (Ùˆ نه البته همه‌شان – به هر ØØ§Ù„ بعضی از این Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ جای‌شان در جهنم است دیگر، نه؟). آدم‌هایی Ú©Ù‡ دوستان گذرا نبوده‌اند، کسانی نبوده‌اند Ú©Ù‡ قربان صدقه‌تان می‌روند تا وقتی با شما کار دارند، بلکه کسانی بوده‌اند Ú©Ù‡ با شما دوست بوده‌اند چون دوست‌تان داشته‌اند. این آدم‌ها را هم باید بیاورید بگذارید در این ده‌کده‌تان. که‌ها هستند؟ بگذریم … خیلی‌ها!
ÙØ±Ø¶ کنید چنین ده‌کده‌ای می‌داشتید …
از میان صدها ØµÙØÙ‡â€ŒÛŒ اینترنتی‌ای Ú©Ù‡ در Ù‡ÙØªÙ‡ گذرم به‌شان Ù…ÛŒâ€ŒØ§ÙØªØ¯ØŒ بعضی‌های‌شان جوری‌اند Ú©Ù‡ دوست دارم با بقیه هم به اشتراک بگذارم. گاهی لینک‌اش را برای این دوست یا آن دوست Ù…ÛŒâ€ŒÙØ±Ø³ØªÙ…ØŒ خیلی وقت‌ها هم ØµÙØÙ‡ را به Ú©Ù„ ÙØ±Ø§Ù…وش می‌کنم Ùˆ بعضی وقت‌ها هم در این وبلاگ درباره‌اش می‌نویسم. در این وبلاگ هنوز لینک‌دانی‌ی پویا ندارم (Ùˆ مطمئن هم نیستم چیز خوبی باشد: لینک بدون ØªÙˆØ¶ÛŒØ Ùˆ Ùله‌ای به اعتقادم هویت‌زدایی می‌کند از Ù…ØØªÙˆØ§ÛŒ ØµÙØÙ‡â€ŒÛŒ لینک‌شده. آن را تبدیل می‌کند به لینک‌ای هم‌چون لینک‌های دیگر. همه‌ی ØµÙØÙ‡â€ŒÙ‡Ø§ هم‌ارز می‌شوند Ùˆ ØªÙØ§ÙˆØªâ€ŒØ´Ø§Ù† به Ùقط سه چهار کلمه‌ی توضیØâ€ŒØ¯Ù‡Ù†Ø¯Ù‡â€ŒÛŒ لینک تقلیل می‌یابد)ØŒ در نتیجه گاهی -شاید Ù‡ÙØªÙ‡â€ŒØ§ÛŒ یک بار- پست‌ای این‌چنین در وبلاگ خواهم گذاشت به قصد لینک‌پراکنی. لینک‌ها معمولا به هم مربوط نیستند Ùˆ ممکن است درباره‌ی هر چیزی باشد – از کمیک خنده‌دار Ú¯Ø±ÙØªÙ‡ تا سیاست تلخ. بگذریم …
…
در این پست می‌خواهم راجع به راه‌ØÙ„ درست ÙØ§Ø±Ø³ÛŒâ€ŒØ¯ÛŒØ¯Ù† ØµÙØØ§Øª وب در کامپیوترهای اپل (Apple) Ùˆ سیستم عامل Mac OS X Ùˆ Ù†Ø±Ù…â€ŒØ§ÙØ²Ø§Ø± Ø³ÙØ±ÛŒ (Safari) بنویسم.
ماجرا چیست؟ از ØØ¯ÙˆØ¯ یک سال Ùˆ نیم پیش بیش‌تر اوقات با کامپیوترهای اپل Ùˆ سیستم‌عامل Mac OS X کار می‌کنم. سیستم‌عامل‌ای Ú©Ù‡ از بین چند سیستم‌عامل‌ای Ú©Ù‡ با آن کار کرده‌ام، به‌ترین‌شان برای یک کاربر شخصی است. ÙØ¹Ù„ا قصد ندارم راجع به این سیستم‌عامل ØµØØ¨Øª کنم، بلکه می‌خواهم درباره‌ی مشکل‌ای Ú©Ù‡ با این سیستم‌عامل داشته‌ام بگویم.
مشکل این است Ú©Ù‡ مرورگر استاندارد این سیستم‌عامل، یعنی SafariØŒ در خواندن بسیاری از ØµÙØØ§Øª ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ مشکل دارد. مشکل این است Ú©Ù‡ ØØ±ÙˆÙ ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ به صورت ØØ±Ù‌های بزرگ (Ùˆ نه چسبیده) نمایش داده می‌شوند. نتیجه این‌که مجبور در این مدت من مجبور بودم وبلاگ‌خواندن‌های‌ام را با ÙØ§ÛŒØ±Ùاکس (Firefox) انجام دهم Ùˆ بقیه‌ی کارهای‌ام را Ú©Ù‡ نیازی به نمایش ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ نداشت با Safari. ÙØ§ÛŒØ±Ùاکس مرورگر خوبی است، اما دو عیب اساسی دارد: کند است Ùˆ خیلی قیاÙه‌اش خوش‌گل نیست (در مقایسه با Safari).
عجیب این‌که روی بعضی کامپیوترهای اپل دیگر Ú©Ù‡ تست می‌کردم چنین مشکل‌ای وجود نداشت Ùˆ Safari به درستی ØµÙØÙ‡â€ŒÛŒ ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ را نشان می‌داد، ولی روی کامپیوتر من نوشته‌ها درهم بود. مشکل Ú†Ù‡ بود؟
Ù…ØªØ§Ø³ÙØ§Ù†Ù‡ راه‌نمایی در این زمینه در اینترنت ندیدم. Ø§ØØªÙ…الا به این دلیل Ú©Ù‡ تعداد ÙØ§Ø±Ø³ÛŒâ€ŒØ²Ø¨Ø§Ù†Ø§Ù†â€ŒØ§ÛŒ Ú©Ù‡ با اپل کار می‌کنند Ú©Ù… است. اما پس از Ú©Ù…ÛŒ گشت Ùˆ گذار به این نتیجه رسیدم Ú©Ù‡ مشکل ناشی از این است Ú©Ù‡ Microsoft Office 2004 (Ú©Ù‡ Ù…ØªØ§Ø³ÙØ§Ù†Ù‡ مجبور به نصب‌اش شده بودم) تعدادی از Ùونت‌های استاندارد مثل Arial Ùˆ Times New Roman را بازنویسی می‌کند. جدا از این، شیوه‌ای Ú©Ù‡ سیستم‌عامل Mac OS X تشخیص می‌دهد ØØ±ÙˆÙ ÙØ§Ø±Ø³ÛŒ (یا عربی) باید به هم چسبیده باشند یا نباشند با سیستم‌عامل ویندوز ÙØ±Ù‚ دارد (نمی‌دانم ÙØ±Ù‚‌شان چیست!). نتیجه این‌که در این سیستم‌عامل Ùونت‌هایی Ú©Ù‡ در ویندوز به درستی نمایش داده می‌شوند، صØÛŒØ نمایش داده نخواهد شد.
راه ØÙ„ چیست؟
راه ØÙ„ این است Ú©Ù‡ Ùونت‌های خود سیستم عامل را دوباره بازگردانید. خوش‌بختانه چنین کاری خیلی سخت نیست. کاÙÛŒ است Ù†Ø±Ù…â€ŒØ§ÙØ²Ø§Ø± Font Book را (Ú©Ù‡ Ø§ØØªÙ…الا نصب شده است) اجرا کنید. می‌بینید Ú©Ù‡ Ùونت‌ها در چند دسته‌ی مختل٠قرار دارند: User Ùˆ Computer. کاری Ú©Ù‡ من کردم این است Ú©Ù‡ Ùونت‌های Times New Roman Ùˆ Arial مربوط به کلاس User را disable کردم (Ùˆ البته پاک نکردم!). Ø§ØØªÙ…الا این کار باعث می‌شود Ú©Ù‡ سیستم‌عامل دیگر از Ùونت‌هایی Ú©Ù‡ توسط Microsoft Office نصب شده است Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ نکند Ùˆ از Ùونت‌های ابتدایی -Ú©Ù‡ بدون مشکل کار می‌کنند- Ø§Ø³ØªÙØ§Ø¯Ù‡ کند. Ùˆ بدین‌ترتیب مشکل ØÙ„ شد.
کلمات کلیدی: مشکل Ùونت ÙØ§Ø±Ø³ÛŒØŒ SafariØŒ Mac OS XØŒ Microsoft Office
Ù¾.Ù†: خب! مرا باید ببخشایید Ú©Ù‡ این پست شباهت‌ای به نوشته‌های دیگر این وبلاگ ندارد. اما به نظرم رسید ثبت چنین تجربه‌ای ممکن است برای دیگران Ù…Ùید باشد.
نکته ØÙ‚وقی: اگر به هر دلیل‌ای زدید Ùˆ چشم کامپیوترتان را کور کردید، طبیعتا خودتان آن را کور کرده‌اید! ØØ¶Ø±Øª سولوژن هیچ مسوولیتی در هیچ زمینه‌ای کلا نمی‌پذیرد. ولی خب، نگران نباشید. Ø§ØªÙØ§Ù‚ÛŒ Ù†Ù…ÛŒâ€ŒØ§ÙØªØ¯.
پست‌های کوتاه خوب‌اند،
تکلی٠آدم از همان اول مشخص است.
می‌خواند و تمام می‌شود در یک پلک‌زدن.
نه این‌که دو خطش را بخوانی
و بعد
ØµÙØÙ‡ را ببندی
در ØØ§Ù„ÛŒ Ú©Ù‡ عذاب٠وجدان Ú¯Ø±ÙØªÙ‡â€ŒØ§ÛŒ Ú©Ù‡
آیا چیزی از دست دادم یا نداده‌ام چیزی را از دست؟
می‌بینید:
به ØØ³Ø§Ø¨ من
شما الان
در خط
سیزده
چهاردهم
این پست هستید،
و هم‌چنان دارید می‌خوانید!
خدا گناهان مرا ببخشاید!
امروز به سلمانی Ø±ÙØªÙ‡ بودم. دخترک آرایش‌گر از کارم پرسید. [چطور او بپرسد، من نپرسم؟]: من هم از کارش پرسیدم. در کالج‌ای بود Ùˆ الان دوران کارآموزی‌اش را سپری می‌کرد. پرسید بعدا می‌خواهی Ú†Ù‡ کاره شوی. پاسخ‌اش دادم، اما ØØ³ خنده‌داری به‌ام دست داد: Ú†Ù‡ کار خنده‌داری (یا آیا این هم جزو کارها ØØ³Ø§Ø¨ می‌شود؟). Ú©Ù…ÛŒ ماست‌مالی هم کردم: می‌خواهم پژوهش‌گر بشوم در موسسه‌ای یا … (این بعدش از “یا”اش مرا کشته!).
شغل آبرومند؟ بیل بزن؟ موهای مردم را کوتاه کن؟ پژوهش؟! پرق!
آخر کار دخترک Ú¯ÙØª ده سال جوان‌تر شدی. Ú¯ÙØªÙ… نه دیگر این‌قدرها! اما گویا ژل‌اش جوری است Ú©Ù‡ می‌توان موها را به هر جهت ØØ§Ù„ت داد: سیخ‌سیخی این‌ور، سیخ‌سیخی آن ور! Ø±ÙØªÙ… بعدش عکس Ú¯Ø±ÙØªÙ… Ú©Ù‡ Ø¨ÙØ±Ø³ØªÙ… برای Ø³ÙØ§Ø±Øª: با همان موهای سیخ‌سیخی!
[یادم باشد عکس را در Ùوریه Ú¯Ø±ÙØªÙ‡â€ŒØ§Ù…. خانم عکاس Ú¯ÙØª اگر دوباره نسخه‌ای از آن بخواهی، کاÙÛŒ است بدانی در Ú†Ù‡ ماه‌ای عکس Ú¯Ø±ÙØªÙ‡â€ŒØ§ÛŒØŒ بقیه‌اش با او. Ùوریه، Ùوریه!]
راستی دخترک دست‌اش را وسط کار قیچی کرد. یاد ماجرای نارنج Ùˆ یوس٠و دوستان زلیخا Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù… (یادش Ù†ÛŒØ§ÙØªÙ… Ú†Ù‡ کنم؟!). اما لامصب سن است Ú©Ù‡ بالا می‌رودها! دی‌شب با علاقه برنامه‌ای درباره‌ی بیماری‌های قلبی می‌دیدم. باید به Ùکر بود.
اما جدا چه کار خنده‌داری!
کجا دانند ØØ§Ù„ ما سبک‌باران٠ساØÙ„​ها
!
.
و نه کتاب‌ها می‌دانستند امشب دریا را چه شده است و نه دریا می‌دانست امشب آدم‌ها را چه می‌شود و نه آدم‌ها می‌دانستند که چاه کتاب‌های‌شان، جاه ته٠دریا است.