م. جون و آ. خان!
امروز تولد دو آدم مهم است: م. و آ.
تولدتان مبارک!
امروز تولد دو آدم مهم است: م. و آ.
تولدتان مبارک!
گمان نمی‌کنم به درد کس‌ای بخورد، اما به هر ØØ§Ù„ …
آقای مایکل کرایتون!
امیدوارم در آینده‌ی نه چندان دوری، ژن‌های‌ات را از Ø´Ú©Ù… پشه‌ای در صمغ گیر کرده -Ùˆ نه، چرا راه دور رویم؟- از نمونه‌هایی Ú©Ù‡ به هر ØØ§Ù„ در این آزمایش‌گاه Ùˆ آن آزمایش‌گاه جا گذاشته‌ای بازیابی کرده Ùˆ دوباره تولیدت کنند. بعد Ø¨ÙØ±Ø³ØªÙ†Ø¯Øª دانش‌گاه تا برای این‌که ببینی معلم ادبیات‌‌ات با تو لج است یا نه، یکی از کارهای جرج اوروÙÙ„ را به جای کار خودت قالب Ú©Ù†ÛŒ Ùˆ Ø§ØªÙØ§Ù‚ا هم نمره‌ی BمنÙÛŒ بگیری. بعد بنشینی Ùˆ از پشره‌های یاغی داستان بنویسی.
Ùقط امیدوارم تا آن زمان سرطان کاملا درمان‌پذیر شده باشد Ú©Ù‡ دوباره Ù†ÛŒØ§ÙØªÛŒ سر Û¶Û¶ سالگی بمیری Ùˆ کار دست ما دهی!
دی‌روز وقتی شنیدم Ú©Ù‡ مایکل کرایتون مرد، یخ کردم. مرگ او برای‌م معادل خالی‌شدن دنیا از علمی-تخیلی‌نویسان Ù…ØØ¨ÙˆØ¨â€ŒØ§Ù… است. دنیای علمی-تخیلی‌نویسان‌ای Ú©Ù‡ برای من آیزاک آسیمو٠بود Ùˆ روبات‌های‌اش، استانیسلاو لم بود Ùˆ Ø³ÙØ±Ù‡Ø§ÛŒ بین ستاره‌ای‌اش، آرتور سی. کلارک بود Ùˆ رامای‌مان، Ùˆ مایکل کرایتون بود Ùˆ تکنولوژی‌های یاغی‌اش. اینک با مرگ همه‌شان در سال‌های اخیر -کلارک پارسال، لم دو سه سال پیش Ùˆ آسیمو٠در کودکی‌ام- دنیای علمی-تخیلی‌نویسان‌ام خالی‌تر از تهی شده است.
با این‌که کرایتون Ù…ØØ¨ÙˆØ¨â€ŒØªØ±ÛŒÙ† علمی-تخیلی‌نویس من نبوده است، اما با Ø§ÛŒÙ†â€ŒØØ§Ù„ از خواندن داستان‌های‌اش لذت می‌بردم. دبیرستان Ú©Ù‡ بودم پارک ژوراسیک Ø´ÛŒÙØªÙ‡â€ŒØ§Ù… کرده بود. دو سه سال پیش هم کتاب دیگری، PreyØŒ از او خواندم Ùˆ باز هم دوست‌اش داشتم. داستان‌های کرایتون -تا جایی Ú©Ù‡ خوانده‌ام- راجع به تاثیر تکنولوژی Ùˆ Ù¾ÛŒØ´â€ŒØ±ÙØª علم در آینده‌ی نه خیلی دور است (Ùˆ نه البته مرده‌خواران‌اش). تاثیری Ú©Ù‡ گاه خیلی هم پیش‌بینی‌شده نیست Ùˆ یک جایی نخ‌اش از دست Ø·Ø±Ø§ØØ§Ù† تکنولوژی هم در می‌رود. داستان‌های او هیجان‌انگیزند Ùˆ از ریتم تندی برخوردارند.
به هر ØØ§Ù„ او Ø±ÙØª Ùˆ ØØ§Ù„ا باید دنبال یک علمی-تخیلی‌نویس تازه باشم Ú©Ù‡ خواندن آثارش لذت‌بخش باشد. شما علمی-تخیلی‌نویس خوب سراغ ندارید؟
Michael Crichton
یون تیخی و مکانیک کوانتوم [درباره‌ی استانیسلاو لم]
از کلارک در ضدخاطرات
شب است، کسل‌ام؛ روز بود Ùˆ کسل بودم، ØÙˆØµÙ„Ù‡ ندارم امروز، ØÙˆØµÙ„Ù‡ نداشتم دی‌روز،‌ Ùˆ نخواهم داشت ØÙˆØµÙ„ه‌ای ÙØ±Ø¯Ø§ روز. بس بی‌قرارم.
امروز از نظر سیاسی روز روشن‌ای بود.
پس از هشت سال نکبت‌ای Ú©Ù‡ جرج بوش رقم زد،‌ می‌توان امید داشت Ú©Ù‡ دنیا پس از این اندکی روشن‌تر شود. نیک می‌دانم Ú©Ù‡ هیچ تضمین‌ای نیست Ú©Ù‡ اوباما همان‌ای باشد Ú©Ù‡ می‌نماید، یا ØØªÛŒ خوش‌نیتانه‌تر بگویم،‌ هیچ تضمینی نیست Ú©Ù‡ اوباما بتواند ØØ±Ù‌های‌اش را عملی کند؛ اما در عوض می‌دانم Ú©Ù‡ اگر مک‌کین/پیلین انتخاب می‌شدند دنیا جای تاریک‌تر Ùˆ ÙˆØØ´Øªâ€ŒØ§Ù†Ú¯ÛŒØ²ØªØ±ÛŒ می‌شد.
شادی‌ی دیگر امروزم Ø§Ø³ØªÛŒØ¶Ø§Ø Ú©Ø±Ø¯Ø§Ù† بود. من مدت‌ها بود Ú©Ù‡ شاهد چنین ØØ¯ ÙˆÙ‚Ø§ØØªâ€ŒØ§ÛŒ نبودم. این هم خبر خوبی بود.
امیدوارم چند ماه آینده دست‌کم یک خبر خوب سیاسی‌ی دیگر هم در کشورمان رخ دهد. Ù…ØªØ§Ø³ÙØ§Ù†Ù‡ برای این‌که چنان خبری رخ دهد، ابتدا باید یکی قدم رنجه کند Ùˆ بیاید وسط گود Ùˆ بگوید «من هستم!». اما گویا در مملکت ما از بس مردمان سرکوب‌شده‌اند دچار Ù‚ØØ·â€ŒØ§Ù„رجال معروÙ٠مشهور شده‌ایم.
در نهایت یک نکته‌ی دیگر: وقتی اوباما انتخاب می‌شود Ùˆ کردان برکنار، باید از خود بپرسیم Ú©Ù‡ چرا چنین شد؟ آیا پروسه‌ی چنین انتخاب‌هایی دقیقا همان‌هایی هستند Ú©Ù‡ در ذهن من (یا مای Ù…ØØ¯ÙˆØ¯) اوباما را خوب Ùˆ کردان را بد می‌نماید؟
یا این‌که دلیل اصلی‌ی انتخاب اوباما، واکنش‌ای پیش‌بینی‌پذیر به سقوط اقتصادی‌ی امریکا بوده است؟ یعنی مردم اوباما را انتخاب کردند چون جمهوری‌خواهان را از Ù„ØØ§Ø¸ اقتصادی یک‌کاسه کرده بودند Ùˆ در نتیجه تنها گزینه‌ی Â«Ù…ØªÙØ§ÙˆØªÂ» -Ùˆ نه الزاما به‌تر- اوبامای دموکرات بوده است؟ آیا اگر ÙØ¬Ø§ÛŒØ¹ اقتصادی‌ی اخیر رخ نمی‌داد، اوباما این‌چنین Ø±Ø§ØØª پیروز می‌شد؟ یا این‌که خیلی‌ها ممکن بود Ù…ÙØªÙˆÙ† داستان جوی لوله‌کش شوند Ùˆ رای‌شان را به مک‌کین می‌دادند؟ یا این‌که اوباما انتخاب شد چون طرز تÙکری Ù…ØªÙØ§ÙˆØª بود، تمایل‌اش را به تغییر بیش‌تر نشان می‌داد، دیدگاه‌اش در مورد علم بازتر بود Ùˆ غیره Ùˆ غیره؟
Ùˆ همین‌طور کردان: آیا نمایندگان مجلس ناگهان به Ùکر Ù…ØµÙ„ØØª کشور Ø§ÙØªØ§Ø¯Ù†Ø¯ Ú©Ù‡ کردان را Ø§Ø³ØªÛŒØ¶Ø§Ø Ú©Ø±Ø¯Ù†Ø¯ØŸ یعنی به این نتیجه رسیدند Ú©Ù‡ دروغ‌گویی کار بدی است Ùˆ باید تنبیه شود؟ این ظهور ناگهانی‌ی عقل/اخلاق چگونه رخ داد؟ آیا نمایندگان مجلس همیشه عاقل بوده‌اند یا ناگهان عاقل شده‌اند؟ Ùˆ یا شاید هم دلیل دیگری در کار بوده است؟ مثلا چیزی از جنس گیس Ùˆ گیس‌کشی‌ی درون گروهی. Ùˆ یا شاید کردان بازی‌ای بوده است برای سرگرم‌کردن اÙکار عمومی به مسایلی Ú©Ù‡ در سیاست اهمیت درجه‌ی دو دارند (وگرنه آدم جاعل Ú©Ù‡ در ایران Ú©Ù… نیست!).
نه این‌که باراک اوباما رییس جمهور ایده‌آل من باشد (مگر سیاست‌مدار ایده‌آل هم در دنیای واقع داریم؟)ØŒ Ùˆ نه ØØªÛŒ این‌که صناعت گه‌گاه Ø±ÙØªØ§Ø± Ùˆ Ú¯ÙØªØ§Ø±Ø´ توی چشم نزند، Ùˆ نه چون درک نمی‌کنم Ú©Ù‡ با آمدن اوباما دنیا بهشت نخواهد شد، اما از طرÙÛŒ ØÙ…اقت را در ØØ±Ù‌های جان مک‌کین Ùˆ سارا پیلین Ùˆ شرارت را در چشم‌های‌اش می‌بینم (*) Ùˆ امید دارم -Ùˆ Ùقط امید Ùˆ نه بیش- Ú©Ù‡ ظاهر اوباما ØªÙØ§ÙˆØª چندان زیادی با باطن‌اش نکند.
همه‌ی این‌ها را Ú¯ÙØªÙ… تا اعلام کنم اگر می‌توانستم رای دهم بی‌هیچ تردیدی به باراک اوباما رای می‌دادم.
(*):‌ واقعیت این است Ú©Ù‡ شرارت را در چشم‌های سارا پیلین نمی‌بینم. من نمی‌Ùهمم چرا مک‌کین او را به عنوان معاون‌اش انتخاب کرد. خودکشی‌ی سیاسی؟ ØÙ…اقت خالص؟
طر٠پرسید مگر این‌جا ضدخاطرات نیست؟
Ú¯ÙØªÙ… چرا.
Ú¯ÙØª پس چرا ملت این همه هر Ú†Ù‡ را می‌نویسی «جدی» می‌گیرند؟
Ú¯ÙØªÙ… منظورت چیست؟
جواب داد خب، Ùکر می‌کنند هر Ú†Ù‡ می‌گویی رونوشت دقیق٠واقعیت‌های خارجی است.
من هم Ú†Ù‡ بگویم، Ú¯ÙØªÙ… هاوالله!
روزهایی که چون باد می‌روند
Ùˆ شب‌هایی Ú©Ù‡ تنهایی‌شان کلاÙه‌ات می‌کنند،
چاره‌ای نیست جز به انتظار Ø³ØØ± نشستن
در روزگاری که می‌خواهی زود بگذرد.
بین بیان به قصد ارتباط Ùˆ بیان به قصد دقیق Ø³Ø®Ù†â€ŒÚ¯ÙØªÙ† Ùˆ Ùهمیدن یا Ùهماندن٠چیزی ØªÙØ§ÙˆØª وجود دارد. تا به ØØ§Ù„ به این Ùکر کرده‌اید Ú©Ù‡ اگر من٠نوعی از شما سوال‌ای می‌پرسم الزاما هدÙ‌ام Ùهمیدن چیزی نیست، بلکه Ùقط به سخن در آوردن شماست؛ Ú©Ù‡ Ø®ÙˆØ´â€ŒØØ§Ù„‌کردن شماست؟
گاهی Ùکر می‌کنم اگر هدÙ‌ام «Ùهمیدن» باشد میزان Ø³Ø®Ù†â€ŒÚ¯ÙØªÙ†â€ŒØ§Ù… چند Ùˆ چند برابر کم‌تر خواهد شد. اما به نظرم نمی‌آید چنان هدÙ‌ای -Ùˆ تنها همان هدÙ- برای من در دراز-مدت قابل تØÙ…Ù„ باشد.
… Ùˆ آن‌هایی Ú©Ù‡ تکامل طبیعی را به میمون‌ای تشبیه می‌کنند Ú©Ù‡ تصادÙÛŒ بر ماشین ØªØØ±ÛŒØ±ÛŒ می‌کوبد Ùˆ بعد تعجب می‌کنند Ú©Ù‡ «مگر می‌توان آثار شکسپیر را چنین پدید آورد؟».
نویسندگی کاری شبانه‌روزی است: شب‌ها خیالاتی می‌شوی Ùˆ بی‌پروا می‌نویسی، روزها تصØÛŒØâ€ŒØ´Ø§Ù† می‌کنی.
ØØ¯Ø³ می‌زنم کارکرد مواد توهم‌زا Ùˆ هم‌چنین الکل Ú©Ù…Ú© به Ø§ÙØ²Ø§ÛŒØ´ طول شب باشد.
دارم به تدریج بر تاثیر مذهب بر باورهای اقتصادی Ø§ÙØ±Ø§Ø¯ Ù¾ÛŒ می‌برم!
تصور٠تصورناپذیر غلغلک‌ام می‌دهد!