Browsed by
Year: 2009

هم‌همه‌ی رسانه‌ای در این روزهای آشوب‌ناک

هم‌همه‌ی رسانه‌ای در این روزهای آشوب‌ناک

 

میل‌باکس‌ها و اکانت فیس‌بوک و توییتر من پر شده است از اطلاع‌رسانی راجع به انتخابات و حواشی‌ی داغ بعد از آن. مطمئن‌ام اکانت‌های شما نیز وضع متفاوت‌ای ندارد. جو ملتهب فضای آن‌لاین ایرانیان به خوبی حس می‌شود. جو‌ی که سعی می‌کند واکنش‌ای درخور به دغل‌بازی‌ی اخیر حکومت نشان دهد و امیدوار است در وضعیت فعلی تغییری -ولو حداقل‌ای- رخ دهد.

اما متاسفانه گزارش‌ها و حرف‌های رسیده نگویم ضد و نقیض اما دست‌کم آشفته و بی‌حساب است. نمی‌دانم کجا را بخوانم تا بدانم واقعا در ایران چه می‌گذرد. مثلا آیا فلان راه‌پیمایی تایید شده است یا خیر. یا آیا فلانی دست‌گیر شده یا همه‌اش شایعه است.

و حتی مهم‌تر این‌که معلوم نیست هر کس‌ای چه باید بکند تا این جریان تغییرخواهِ نیک‌نفس از شلپ شولوپی در حوض‌ای گل‌آلود به رود زلال و شفاف‌ای در کل جامعه تبدیل شود.

 

از دید من این مشکل دست‌کم دو بعد دارد:

۱) حرکت‌های فعلی رهبری‌نشده است. حرکت‌های مردم -تا جایی که من برداشت کرده‌ام- تاکنون از سوی موسوی یا کروبی هدایت نشده. بدتر این‌که به نظر می‌آید گاه‌ای توسط کسانی هدایت می‌شود که نیت‌شان خیر نیست.

۲) مشکل اطلاع‌رسانی بدجوری یخه‌ی ما را گرفته است. بیش‌تر منابع موثق نیستند و آن‌هایی هم که هستند اطلاع‌رسانی‌ی محدودی می‌کنند و مثلا خبری از دست‌گیری‌ها نمی‌دهند.

علاوه بر این دو مورد کلی، اصلا من مطمئن نیستم فعالیت آن‌لاین بتواند فایده‌ی چندانی برای حرکت اعتراض‌آمیز مردم ایران داشته باشد. مثلا برای‌ام سوال است که فعالیت‌های توییتری و اطلاع‌رسانی‌های فیس‌بوکی چقدر می‌تواند مفید فایده باشد. آیا حرکت کسان‌ای که در نهایت به خیابان‌ها می‌روند یا مثلا شب‌ها قرار است «الله‌ اکبر» بگویند به کمک این تکنولوژی‌ها منظم‌تر و پربازده‌تر می‌شود؟

به هر حال خوب است که با خودمان رو-راست باشیم: بعید است من و امثال من‌ای که در ایران زندگی نمی‌کنیم نقش چندان زیادی در این حرکت بازی کنیم. این‌که من بدانم قرار است چه اتفاق‌ای بیافتد البته خوب است، اما به هر حال کس‌ای که به خیابان‌ها می‌رود و فریاد می‌کشد بیش‌تر جان‌اش را به خطر می‌اندازد و هم‌چنین به احتمال زیاد تاثیرگذارتر هم هست. 

البته این بدان معنا نیست که ما «خارج‌نشینان» (و چقدر از این لغت بدم می‌آید) کاملا بی‌فایده‌ایم. شاید فایده‌مان بتواند این باشد که صدا ایرانیان را کمی بین‌المللی‌تر کنیم. بین‌المللی‌تر-کردن البته خوب است ولی فراموش نکنیم که کافی نیست.

شما چه فکر می‌کنید؟ چگونه می‌توان این حرکت‌ها را منظم‌تر و پرفایده‌تر کرد؟

در پیش‌گاه ملت

در پیش‌گاه ملت

بنده از بابت خوش‌بینی‌ی کم‌دلیلِ خود از خودم و شما و ملت ایران عذرخواهی می‌کنم!

شود کین شب تاریک به سر آید؟ (انتخابات ریاست جمهوری Ùˆ سولوژن – Û´)

شود کین شب تاریک به سر آید؟ (انتخابات ریاست جمهوری Ùˆ سولوژن – Û´)

روز رای‌گیری است! نظریه‌پردازی نمی‌کنم که همه‌ی حرف‌ها را دیگران گفته‌اند. خلاصه می‌گویم نظرم در مورد انتخابات چیست:

۱) رای بدهید، رای بدهید، رای بدهید!

۲) یا به کروبی رای بدهید یا به موسوی. به همان‌ای رای بدهید که فکر می‌کنید به‌تر است. انتخاب رییس جمهور تقریبا به همان اندازه‌ی انتخاب تز دکترا و هم‌سر سخت است. نگذارید هجمه‌ی جمع بر تفکر شما پیروز شود.

۳) من نمی‌توانم رای بدهم، اما اگر می‌توانستم به کروبی رای می‌دادم. نه این‌که از او خوش‌ام بیاید، اما دست‌کم در مقام حرف به ایده‌های اصلاح‌طلبی‌ی من نزدیک‌تر است.

۴) اگر هیچ فرق‌ای بین‌شان احساس نمی‌کنید، به موسوی رای بدهید.

۵) هر کاری می‌کنید،‌ تنها نگذارید این ژاژگوی کوته‌فکر دزدِ دغل دوباره ریاست جمهوری‌ی ایران را به دست بگیرد. بروید و رای بدهید!

۶) خوش‌بختانه نتایج نظرسنجی نشان می‌دهد میزان تحریمی‌ها خیلی کم‌تر از دوره‌ی پیش است. من به آینده امیدوارم.

۷) رای بدهید، رای بدهید، رای بدهید!

آن‌چه تاکنون در نظرسنجی گذشته است (انتخابات ریاست جمهوری Ùˆ سولوژن – Û³)

آن‌چه تاکنون در نظرسنجی گذشته است (انتخابات ریاست جمهوری Ùˆ سولوژن – Û³)

تاکنون اندکی بیش از ۲۰۰ نفر در نظرسنجی‌ی انتخاباتی‌ی ضدخاطرات شرکت کرده‌اند. از همه‌ی کسان‌ای که یا نظرشان را ثبت کرده‌اند یا این‌که خبررسانی کرده‌اند متشکرم.

(۱) در مورد رای‌ها، تا این لحظه ۲۰۶ رای داده شده است. در حال حاضر موسوی جلوتر از همه است (۷۵ درصد) و بعد از او با فاصله‌ی قابل توجه‌ای کروبی است (۱۶ درصد) و در نهایت احمدی‌نژاد (۶ درصد). بقیه‌ی کاندیداها رای معناداری ندارند.

چنین ترتیب‌ای -دست‌کم اول‌نبودن احمدی‌نژاد- به خاطر نوع مخاطب وبلاگستان عجیب نیست.

گمان کنم فرض این‌که کروبی نسبت به موسوی بیش‌تر قشر متوسط جامعه (یعنی مثلا وبلاگ‌خوان‌ها) را هدف قرار داده است چندان دور از واقع نباشد. به همین خاطر به نظرم می‌شود گفت که تفاوت کروبی با موسوی واقعا معنادار است. حدس می‌زنم شیخ برای برنده‌شده نیاز به معجزه دارد.

نکته‌ی جالب دیگر برای من، کم‌بودن چشم‌گیری تحریمی‌ها نسبت به دوره‌ی پیش است (Û² درصد در مقابل با Û²Ûµ درصد – البته هنوز اعداد چندان معنادار نیستند). مخصوصا اگر فرض کنیم Ú©Ù‡ تحریمی‌ها بیش‌تر از قشر متوسط جامعه هستند/بودند، چنین تغییری معنادارتر هم می‌شود. اسم‌اش را بگذاریم فشارهای زندگی در دولت احمدی‌نژاد یا گفتگوی عقلانی‌ی ضدتحریم -هر کدام Ú©Ù‡ باشد- قشر متوسط جامعه را گویا نسبت به بازی‌ی دموکراسی واقع‌بین‌تر کرده است.

(۲) پیش‌بینی‌ی این‌که چه کس‌ای در دور اول رای می‌آورد نیز تاکنون ۱۶۶ نظر داشته است که ۷۰ درصد آن به نفع موسوی بوده است و ۲۶ درصد به نفع احمدی‌نژاد. 

به نظرم بیش‌تر خواننده‌ها رای اقوام و آشنایان و دیگر افرادی که در روز با آن‌ها رو-در-رو شده‌اند را وارد نکرده‌اند چون تاکنون تعداد نظرهای واردشده کم‌تر از تعداد رای‌های نظرسنجی‌ی اول است (در حالی که باید برعکس باشد). پس لطفا همین الان سر کارتان یا هر جایی که هستید از نزدیک‌ترین فرد بپرسید که پیش‌بینی‌اش از نتیجه‌ی انتخابات در دور اول چه خواهد بود و اطلاعات را وارد کنید.

(۳) برای نظرسنجی‌ی سوم (همان که از رای‌تان در دور پیش می‌پرسد) نیاز به نظر بیش‌تری داریم. از میان ۱۴۵ رای فعلی۷ تاکنون تنها ۱۱ نفر (معادل ۸ درصد افراد) او را برگزیده‌اند. چون ۱۱ عدد کوچک‌ای است، تخمین این‌که چند درصد جامعه‌ی وبلاگ‌خوان واقعا به او رای داده بودند دارای خطای زیادی خواهد بود. و چون ۸ درصد نیز عدد کوچک‌ای است،‌ خطای اندک در چنان تخمین‌ای، باعث خطای زیاد در پیش‌بینی‌ی نهایی می‌شود (دقیق‌تر بگویم: برای حذف بایاس نمونه‌برداری، این عدد ۸ در مخرج معادله‌ای ظاهر خواهد شد. پس حتی خطای مثلا ۴ درصدی، ممکن است تا ۵۰ درصد در پیش‌بینی تفاوت ایجاد کند. در حالی که مثلا اگر این عدد ۴۰ درصد بود، خطا بسیار کم‌تر می‌بود. پس باید خطای آن تخمین ۸ درصد را تا حد ممکن کم کنیم که این با رای بیش‌تر انجام‌پذیر است.)

پس به طور خلاصه:

(۱) نظر دیگران را در نظرسنجی‌ی دوم وارد کنید.

(۲) به دیگران توصیه کنید که در نظرسنجی‌ی ضدخاطرات شرکت کنند!

نظرسنجی (انتخابات ریاست جمهوری Ùˆ سولوژن – Û²)

نظرسنجی (انتخابات ریاست جمهوری Ùˆ سولوژن – Û²)

در این پست سه نظرسنجی خواهیم داشت که امیدوارم با کمک شما دید تازه‌تری نسبت به انتخابات در پیش رو فراهم کند.

خیلی خلاصه بگویم که یکی از نظرسنجی‌ها از رای شما می‌پرسد و دیگری می‌خواهد «حدس» بزنید که نفر اول دور اول انتخابات چه کس‌ای خواهد شد و در نهایت سومی از رای شما در دور اولِ انتخابات ریاست جمهوری‌ی پیشین می‌پرسد.

نظرسنجی‌ی اول برای همه‌ی کسان‌ای است که «می‌توانند» رای بدهند (یعنی یا در زمان انتخابات در ایران خواهند بود یا در کشور دیگری هستند ولی به صندوق رای دست‌رسی دارند) و دومی تنها و تنها برای کسان‌ای است که در ایران زندگی می‌کنند. علاوه بر این، در نظرسنجی‌ی دوم از شما می‌خواهم بیش از یک بار «نظر» دهید! در نظرسنجی‌ی سوم، رای شما را در دور پیش خواهم پرسید.

 

توضیح بیش‌تر:

نظرسنجی‌ی اول تنها برای کسان‌ای است که می‌توانند رای بدهند. این شامل همه‌ی کسان‌ای می‌شود که در زمان انتخابات در ایران هستند و یا کسان‌ای که خارج کشور هستند اما به صندوق رای دست‌رسی‌ی آسان‌ای دارند (مثلا خود من شامل این افراد نمی‌شود چون نزدیک‌ترین صندوق رای، ۳۰۰۰ کیلومتر فاصله دارد).

در این نظرسنجی می‌خواهم بدانم که رفتار انتخاباتی‌ی شما چه خواهد بود. آیا با وجودی که می‌توانید رای بدهید، انتخابات را تحریم می‌کنید یا این‌که مثلا به موسوی یا کروبی و یا دیگر کاندیداها رای خواهید داد.

در این نظرسنجی، تنها رفتار انتخاباتی‌ی خود را وارد کنید و نه دیگری را!

 

n

{democracy:4}

 

نظرسنجی‌ی دوم اندکی پیچیده‌تر است. توضیح می‌دهم:

در این‌جا نمی‌خواهم بگویید به چه کس‌ای رای می‌دهید، بلکه از شما می‌خواهم حدس بزنید چه کس‌ای در دور اول انتخابات نفر اول خواهد شد. مثلا اگر می‌خواهید به کروبی رای دهید اما گمان می‌برید برنده‌ی دور اول، احمدی‌نژاد خواهد بود، همان احمدی‌نژاد را انتخاب کنید.

در ضمن توجه کنید که این نظرسنجی تنها برای نتیجه‌ی دور اول است و نه کل انتخابات (در صورتی که دو مرحله‌ای بشود).

و حالا پیچیدگی‌ی نظرسنجی که نیاز به کمک دوچندان شما دارد: در این نظرسنجی تنها نظر خود را وارد نکنید، بلکه نظر هر کس دیگری را که در طول شبانه‌روز با او برخورد داشته‌اید نیز وارد کنید. این شامل خانواده، دوستان، راننده و مسافران تاکسی‌هایی که در طول روز سوارشان شده‌اید و گفته‌اند «ای آقا!‌ معلومه فلانی برنده می‌شه!» و هر کس دیگری می‌شود. به همین خاطر در این نظرسنجی می‌توانید بیش از یک بار رای دهید: یک رای برای هر کس‌ای که در طول روز پیش‌بینی‌ی انتخاباتی کرده است.

تنها شرط نظرسنجی این است که همه‌ی افراد در ایران زندگی کنند. در نتیجه اگر شما در خارج هستید ولی تلفنی با خانواده یا دوستان‌تان تماس گرفتید و نظرشان را می‌دانید، می‌توانید به جای آن‌ها انتخاب کنید ولی خودتان نظر ندهید چون در ایران زندگی نمی‌کنید (نگران نباشید!‌ شانس این‌که نظر تکراری وارد شود خیلی زیاد نیست!).

 

n

{democracy:6}

 

نظرسنجی‌ی سوم از رای شما در دور اول دوره‌ی ریاست جمهوری‌ی پیشین -همان‌ای که هاشمی رفسنجانی و احمدی‌نژاد به دور بعد رفتند- می‌پرسد. اگر در آن زمان یا رای دادید یا این‌که می‌توانستید رای بدهید ولی تصمیم گرفتید تا رای ندهید (تحریمی بودید) در این نظرسنجی شرکت کنید. پس اگر در آن زمان در شهری زندگی می‌کردید که نمی‌توانستید رای بدهید، نظر خود را وارد نکنید. توجه کنید که این نظرسنجی فقط برای دور اول است.

 

n

{democracy:7}

 

 

توضیح اضافه:

* این نظرسنجی خیلی نمی‌تواند بیان‌گر متوسط مردم ایران باشد. استفاده‌کنندگان از اینترنت به طور عام و خوانندگان ضدخاطرات به طور خاص جزو قشر محدودی از جامعه هستند که متاسفانه تفاوت قابل توجه‌ای با بیش‌تر ایرانیان دارند. در انتخابات دور پیش، توافق عمومی‌ی وبلاگستان بر سر معین بود در حالی که نتیجه‌ی نهایی تفاوت‌های چشم‌گیری داشت.

* با این‌حال راه‌هایی وجود دارد که از جامعه‌ای متفاوت نمونه‌برداری کنی ولی بعد با وزن‌دهی‌ی مناسب نظر غالب کل جامعه را به دست آوری. چنین چیزی نیاز به اطلاعاتی از دو جامعه دارد که من در اختیار ندارم. سعی می‌کنم تا حدی با نظرسنجی‌ی سوم و مقایسه‌ی نتیجه‌اش با آن‌چه در انتخابات پیش رخ داد، نرمال‌سازی را انجام دهم. صحت چنان نرمال‌سازی‌ای نیازمند چنین فرض‌ای است: بگو به که رای می‌دهی تا بگویم از چه طبقه‌ی اجتماعی‌ای هستی (فرض طبیعی‌تر از نظرم این است:‌ بگو از کدام طبقه‌ی اجتماعی هستی تا بگویم به که رای می‌دهی. و دلیل طبیعی‌تر بودن هم این است که طبقه‌ی اجتماعی شامل اطلاعات بیش‌تری است تا رای نهایی. در واقع رای کلی اطلاعات را دور می‌ریزد).

* می‌شد با پرسیدن سوال‌های بیش‌تر راجع به طبقه‌ی اجتماعی‌ی نظردهندگان، نظرسنجی را دقیق‌تر کرد، اما به نظرم وقت لازم برای پیاده‌کردن چنان کاری بیش از یک نوشته‌ی وبلاگی می‌شود و از طرف دیگر سرگرم‌کنندگی‌اش نیز برای خوانندگان‌ام کم‌تر خواهد بود. و البته چنان کاری وقتی معنادار می‌شود که اطلاعات بیش‌تری از توزیع طبقه‌ی اجتماعی‌ی ایرانیان می‌داشتم.

* هدف نظرسنجی‌ی دوم این است که تا حدی به درون جامعه نفوذ کند و نظر آن‌ها را بسنجد.

* طبقه‌ی اجتماعی را نادقیق به کار برده‌ام. منظورم متوسط حقوق، سن، تحصیلات و از این قبیل اطلاعات جمعیتی است.

* جز نظرسنجی‌ی دوم، لطفا تنها یک بار رای دهید.

آغاز (انتخابات ریاست جمهوری Ùˆ سولوژن – Û±)

آغاز (انتخابات ریاست جمهوری Ùˆ سولوژن – Û±)

 

قصد دارم در این زمان باقی‌مانده به انتخاباتِ ریاست جمهوری، چند نظرسنجی و پست انتخاباتی در ضدخاطرات بگذارم. بعضی از نوشته‌های‌ام به طور خیلی مستقیم به انتخابات در پیش رو باز نمی‌گردد، اما بعضی مستقیم‌تر خواهد بود.

حقیقت‌اش را بگویم، دورنمای انتخابات در پیش‌رو برای‌ام چندان واضح نیست. یعنی نه مطمئن‌ام که چه تصمیم‌گیری‌ای بهینه خواهد بود و نه می‌توانم پیش‌بینی کنم که نتیجه‌ی انتخابات چه خواهد شد.

پاسخ سوال دوم را خیلی زود خواهیم فهمید (اما پیش‌تر از آن سعی می‌کنم با بازی‌ای به همراهی‌ی شما حدس‌اش بزنم)، اما در مورد تصمیم‌گیری‌ی بهینه احتمالا هیچ‌وقت مطمئن نخواهم شد.

به هر حال اولین نظرسنجی‌ی انتخاباتی‌ی سولوژن خیلی زود به هوا خواهد رفت. به ضدخاطرات سر بزنید و در نظرسنجی‌های‌اش شرکت کنید. بعضی از نظرسنجی‌ها نیاز به مشارکت جدی‌ی شما دارند!

زندگی‌ی

زندگی‌ی

ناخوش‌آیند وقتی است که دیگران انتظار داشته باشند کردار/گفتارت با ذکر همه‌ی انگیزه‌های پنهان و ناپنهان با جزییات کامل توضیح داده شود و در نهایت هم بابت‌شان عذرخواهی بکنی.

غم‌انگیز وقتی است که نگران حرف/نظر دیگران راجع به خودت باشی و خواسته/ناخواسته خفقان بگیری.

دردناک وقتی است که محیطت نگذارد آن‌گونه بیاندیشی/بگویی/رفتار کنی که دوست داری.

قالب تازه

قالب تازه

 

چند روز پیش نابخردی به وبلاگ ضدخاطرات حمله کرد و صفحه‌ی اول‌اش را با نوشته‌ی نژادپرستانه‌/کورمذهبانه‌ای تغییر داد.

به نظر می‌آید آن نابخرد از قدیمی‌بودن نرم‌افزار مدیریت وبلاگ‌ام سود جسته بود تا نیت شوم خود را عملی کند. به همین خاطر تصمیم گرفتم تا نرم‌افزار مدیریت وبلاگ را به روز کنم و برای تنوع هم که شده قالب آن را عوض کنم. امیدوارم از آن خوش‌تان بیاید. در ضمن تا یادم نرفته بگویم اگر در کارکردن با آن مشکل‌ای دارید، به‌ام بگویید (اگر ایرادی می‌بینید، می‌توانید لطف کنید و بگویید از چه مرورگری استفاده می‌کنید؟).

با تشکر از رامین عزیز برای راه‌نمایی‌های‌اش و لرد شارلون بزرگ‌وار برای اعلام آمادگی برای جهاد!

یک پست همین‌طورکی

یک پست همین‌طورکی

هدف این پست فقط سلام و احوال‌پرسی است و هیچ کاربرد دیگری برای آن از پیش در نظر گرفته نشده است.

پ.ن.۱: دارم کتاب Status Anxiety از Alain de Botton را می‌خوانم. کتاب کمی کش‌دار است، اما خواندن‌اش دوست‌داشتنی است.
پ.ن.۲: خبرهای این روزها کم نیستند، حس مرتب‌کردن‌شان نیست.
پ.ن.۳: الان ژاپن هستم. شهر «کوبه» (Kobe).

گروه‌های پشت‌گرمی

گروه‌های پشت‌گرمی

آدم‌ها به انواع گروه‌های پشت‌گرمی نیاز دارند: چه در حال ترک اعتیاد به الکل باشند یا نوشتن تز دکترای‌شان، چه حامله باشند و چه عاصی از بی‌کاری، چه جزو جماعت عاشق‌های خمارِ به معشوقه نارسیده باشند و چه در تکاپو برای نجات از چنگال سرطان، یا که هر بالا بلندی‌ی دیگر زندگی که پیش‌روی فرزند آدم قد علم می‌کند، وجود گروه‌ای از هم‌دردان،‌ صحبت برای‌شان و شنیدن از ایشان راه را نه الزاما هم‌وار اما دست‌کم از تُهییَت دردآور و مضطرب‌کننده‌ی هستی می‌رهاند.
افسوس که اما این گروه‌های پشت‌گرمی بس کم‌یاب‌اند.

بگو چگونه نان می‌خوری تا بگویم چگونه رشد کرده‌ای!

بگو چگونه نان می‌خوری تا بگویم چگونه رشد کرده‌ای!

آیا مهم است که هر کس‌ای از کدام قسمت بدن‌اش نان می‌خورد؟
آیا فرقی دارد که تمپورال لوب کورتکس‌اش بیش‌تر فعال است یا موتور-کورتکس‌اش یا پری‌فرانتال کورتکس‌اش؟ یا تفاوت‌ای دارد که عضله‌ی قوی‌ی بازوی‌اش تامین‌گر نان اوست یا پستان‌های برجسته‌اش؟
این بخش‌های مختلف چه تفاوت‌ای با هم دارند؟
آیا کرامت انسانی به میزان فعالیت الکتروشیمیایی‌ی اعضای مختلف بدن و یا به مسیرِ چگونگی‌ی فرآیند رشد و تکوین اعضای بدن بستگی دارد؟

با میخ‌های بر هوا کوفته نی‌توان کاخ رویاها ساخت

با میخ‌های بر هوا کوفته نی‌توان کاخ رویاها ساخت

با آجرهای مجازی نیز هم‌چنین!

دعای نیمه‌شب به وقت آلبرتا (پاپ سولوژنیوس اول)

دعای نیمه‌شب به وقت آلبرتا (پاپ سولوژنیوس اول)

بعضی آدم‌ها انگار خودِ دردسر هستند – دردِ سَر!
نه این‌که بد باشندها، نه!، اصلا دردسربودن ایشان ربطی به خوبی یا بدی‌شان ندارد، مستقل و علی‌حده است. اما انگار در دنیای‌اند تا با شیوه‌های نرم یا سخت، پنبه‌ای یا ساطوری، از دور یا نزدیک، شب و روز روح‌ات را عذاب دهند.
اینان خبره‌ی ایجاد پیچیدگی‌ و «کمپلمان»اند. گفتگوی ساده با ایشان بی‌معناست. در مواجهه با ایشان زبان به ناگهان نقش ارتباطی‌ی خود را از دست داده،‌ به ابزاری برای تولید و بازتولید سوءتفاهم تبدیل می‌شود.
حتی خوانش ایشان از سکوت‌ات نیز متفاوت خواهد بود و تنها به تکثیر پیچیدگی‌ها و تنیدگی‌ی بیش از پیش بی‌ربطترین‌ِ موضوعات می‌انجامد.
دهشت رویارویی و سر و کله‌زدن با این افراد وادارت می‌کند تا هیچ احدالناس‌ای را دیگر نبینی، با کس‌ای صحبت نکنی، چشم در چشم هیچ بنی‌بشری نیاندازی و کلا اگر دست دهد برای مدت نامحدود در غاری تاریک و جمع و جور پنهان شوی. اینان دلیل اصلی‌ی عارف و سالک‌شدن جوانان در قرن بیست و یکم‌اند.
این افراد روح‌ات را شش طرفه در معذوریت قرار می‌دهند. خنده‌دار هم این‌که معمولا خودشان نه قصد آزارت را دارند Ùˆ نه حتی شست‌شان باخبر است از آزاری Ú©Ù‡ می‌دهند – از بس Ú©Ù‡ پرتند! اصلا گاهی همین پرت‌بودن‌شان است Ú©Ù‡ روح‌ات را خراش می‌دهد Ùˆ سرت را به درد!
از دست‌شان آدم می‌خواهد سر به بیابان بزند.
و اینک معجزه رخ می‌دهد و ایشان جبرئیل‌گون می‌شوند: به هر سوی آسمان که نظر کنی، ایشان پرنهیب و متوقع، خشم‌گینانه به تو می‌نگرند.
چنین که می‌شود، چاره‌ای برای‌ات نمی‌ماند مگر بر زانو افتی و این‌گونه دعا کنی:

پروردگارا،
جانورهای زیادی را در دنیا خلق کرده‌ای،
ما را گیر این دسته‌ی اخیر نیانداز!
[و حالا که انداختی، مِهرم حلال‌اش، جون و فکرم آزاد!]

– پاپ سولوژنیوس اول

پ.ن: در این روزگار اخیر کلی اتفاق افتاده، اما هیچ‌کدام‌شان به این یک فقره موضوع ربط ندارد. اما آدم که نباید خدای‌اش را تنها در شرایط سختی فراخواند: هم شکر نعمت لازم است و هم پیش‌گیری به‌تر از درمان. کس‌ای نگران نشود خلاصه.