من از استعاره‌هاي نخ‌نما -بازمانده

من از استعاره‌هاي نخ‌نما -بازمانده

من از استعاره‌هاي نخ‌نما -بازمانده از دوران سعدي Ùˆ انشاهاي دبستاني- خوش‌ام نمي‌آيد. Ú©Ù… معناي‌اند، گم‌راه کننده‌اند Ùˆ به طرز مبتذلي آشنا:‌ ساحل زندگي، گوي حيات، بلنداي هستي، نگاه فرشته‌گون، بال خيال، نقاب شب، ردپاي خدا، قشنگ‌ترين احساس، نسيم پرشور، حس شک‌آلود Ùˆ … [همه‌ي اين‌ها در زبان فارسي الزاما ساختار استعاره‌اي ندارند، بعضي‌ها صفت-موصوف‌اند. منظور من از استعاره هم ساختار معنايي استعاره است Ú©Ù‡ ÙŠÚ© تغيير در محور جانشيني‌ي جمله است]

زمان‌هايي Ú©Ù‡ مي‌گذرند … پارسال

زمان‌هايي Ú©Ù‡ مي‌گذرند … پارسال

زمان‌هايي Ú©Ù‡ مي‌گذرند …
پارسال اين موقع،
سال قبل‌ترش، همين حدود،
و تمام حرف‌هايي که مي‌گفتم و همه‌ي ادعاهاي‌ام و همه‌ي باورهاي‌ام: کجاييد؟!

اين خبر را از وبلاگ

اين خبر را از وبلاگ

اين خبر را از وبلاگ ياوه‌هاي عاشقانه مي‌نويسم اين‌جا. مطابق معمول اين‌ مواقع، نمي‌دانم درست هست يا نه اما يک تلفن کردن که ضرر ندارد.

البته اين خبر نه در مورد درگيريهاي اخير هست ونه در مورد اطلاعيه دفتر تحكيم وحدت Ùˆ نه حتي در مورد اين حرف پسر شاه كه از سواحل هاوايي براي مردم ايران پيغام داده كه آهاي ملت ايرن بريزيد توي خيابون كه ما داريم مي آييم �ونجا جاي بابامون بشينيم Ùˆ هفته ديگه ميدون آزادي (همونجايي كه تاكسي هاي ميدون امام حسين ايستادند! ) همديگر رو مي بينيم ،لطفا بيائيد دست بوس فقط خواستم بگم امروز كه شركت بودم يكي از مسئولان موسسه غير دولتي تلاش( همونجايي كه محل نگهداري كودكان عقب مونده ذهني است) زنگ زد Ùˆ گفت كه بچه ها نياز بسيار شديدي به مواد غذايي مثل گوشت ØŒ سويا، مرغ Ùˆ … Ùˆ مواد شوينده به خصوص شامپو Ùˆ صابون دارند Ùˆ خواست كه اگه امكان داره حتما كمك كنيم از اونجايي كه يه بار قبلا دوستان در روز 16 اسفند به اين موسسه غير دولتي كمك كرده بودند مي خواست اگه امكان داره باز هم اين كمك ها تكرار بشه Ùˆ تاكيد كرد كه به خصوص به مواد غذايي شديدا احتياج دارند
من هم قول دادم كه تا اونجايي كه بتونيم كمك ميكنيم اگر شما شيراز هستيد ميتونيد كمك هاي غير نقديتون رو مستقيم به موسسه كه در اكبر آباد واقع است تقديم كنيد Ùˆ اگر نه ØŒ ميتونيد پول به شماره حساب موسسه واريز كنيد(شماره حساب 1967 بانک صادرات شعبه پل حر – شيراز ) Ùˆ تازه اگر نمي خواهيد كمك مادي كنيد حداقل اش آن است كه اين مطلب را در وبلاگتان بنويسيد تا ديگران نيز آگاه شوند حتي اين دفعه هم ميشه مثل 16 اسفند وبلاگ نويس ها همه با هم كمك كنند البته اگر مثل اون دفعه باز دعوا نشه سر اين كه بگن آره به خاطر افزايش هيت اين بحث ها مطرح ميشه يا اينكه بگن ما اول پيشنهاد داديم ،ما دوم پيشنهاد داديم به هر حال هر كاري ميكنيد فقط سريع بجنبيد كه شديدا به كمك ما احتياج دارند.
شماره تلفن موسسه هم برای اطلاعات بيشتر اين است 2423391(0711) 711کد شيراز است.

صبح چشم‌هاي‌ام هنوز باز نشده

صبح چشم‌هاي‌ام هنوز باز نشده

صبح چشم‌هاي‌ام هنوز باز نشده بود Ú©Ù‡ دو نامه از استادم توي صندوق پستي‌ام ديدم. Ú†Ù‡ خبر شده؟ مشق‌هام را ننوشته‌ام يا اين‌که قراره امتحان به‌ام بيست بدهند؟ بازشان کردم،‌ ديدم اي بابا، استاد Ú†Ù‡ چيزهايي نوشته است … !!
آه!
خب، به هر حال کامپيوتر يک استاد (يا يکي از آشنايان‌اش) هم ممکن است ويروسي شود.

کوه برده است آب را،

کوه برده است آب را،

کوه برده است آب را، نقش زيارت زنيدش!
آب عزيز! کلي کيف داد امروز، ممنون بابت عکس‌ها و ممنون‌تر بابت حرف‌ها و وقت و فضاي کلي‌ي ماجرا! (البته هم‌راه خوب و شيطان هم موثر بود) در ضمن از تمام آدم‌هايي که دودرم کردند، متشکرم!

گاهي وقتي کامنت‌هاي شلوغ و

گاهي وقتي کامنت‌هاي شلوغ و

گاهي وقتي کامنت‌هاي شلوغ و پلوغ بقيه‌ را مي‌بينم، هوس مي‌کنم که مثل قبل يکي از اين‌ها را براي خودم دست و پا کنم، اما فورا منصرف مي‌شوم وقتي به اين اصل توجه مي‌کنم که ابتذال از رگ گردن به انسان نزديک‌ترست (از مرحوم اميد ميلاني که اگر هنوز اين‌جا را مي‌خواند، ندايي دهد) و کامنت مانند تيري‌ست از جانب شيطان براي وبلاگ. بعضي وقت‌ها مردم چرت و پرت مي‌گويند، گاهي آن‌ها خرفت بازي در مي‌آورند،‌ هر از چندي ملت فحش مي‌دهند (و البته گاهي بزدلانه و به صورت مخفي اين‌کار را مي‌کنند که از نظر بعضي دست‌گاه‌هاي اخلاقي به شدت مذموم است خانم يا آقاي بي‌تربيت!) و صد البته هر از گاهي مردم حرف‌هاي خوب مي‌زنند که کلا اتفاق نادري‌ست. خلاصه بگويم،‌ فحش خوردن و ثنا شنيدن از طريق اي-ميل هيجان‌انگيزترست: آن‌گونه با من ارتباط برقرار کنيد.

نمايش‌گاه عکس آب امروز افتتاح

نمايش‌گاه عکس آب امروز افتتاح

نمايش‌گاه عکس آب امروز افتتاح مي‌شود. برويد زيارت کنيد! اطلاعات دقيق‌تر در وبلاگ‌اش هست.

وقتي کسي تو را بغل

وقتي کسي تو را بغل

وقتي کسي تو را بغل مي‌کند، آرام مي‌شوي، همه‌ي فکرها و ناراحتي‌هاي‌ات ناگهان در عرض چند لحظه فرومي‌پاشد و ابتدا تنها به اين سير آرامش‌بخش مي‌انديشي و بعد از مدتي ديگر هيچ چيزي در فکرت وجود ندارد. اگر بعدا از تو بپرسند که در آن لحظات به چه‌ها فکر مي‌کرده‌اي، چيزي نمي‌تواني بگويي جز اين‌که آن لحظات براي‌ات ماورايي بوده است. بله! يک چنين چيزي‌ست حواس انسان گرچه وجودي ماورايي نيز در آن وجود ندارد. همه چيز به سادگي به اين باز مي‌گردد که وقتي تو را بغل کرده‌اند، تمام سنسورهاي حسي‌ات به شدت فعال شده‌اند و بقيه‌ي عامل‌هاي مغزت را تا حد ممکن خنثي و بي‌اثر کرده‌اند. درست مثل يک معماري‌ي S.S. يا شبکه‌ي عصبي‌اي که به خاطر وجود يک سيگنال قوي به وضعيت اشباع رسيده باشد و ديگر هيچ سيگنال ضعيف –ناشي از تفکرات وهم‌آلود- ديگر در آن ادراک نمي‌شود.

اين هم خوب است: انقلاب

اين هم خوب است: انقلاب

اين هم خوب است: انقلاب 82ي ايران (مايكل لدين، نشنال ري‌ويو) يک نوشته‌ي تحليلي، گيريم از طرف يک خارجي. چيزي که اين روزها کم ديده مي‌شود.

اين خانم‌ها به‌ترست به جاي

اين خانم‌ها به‌ترست به جاي

اين خانم‌ها به‌ترست به جاي اين‌که ISP راه بيندازند، بروند زمين را بيل بزنند، سيب‌زميني بکارند.
(Ú†ÙŠ شد؟! مشکل پيدا کرديد؟ خب، به جاي “خانم‌ها”،‌ “آقايون” بگذاريد،‌ مي‌شود ÙŠÚ© جمله‌ي تيپيکال Ú©Ù‡ نه به خانم‌ها بد مي‌آيد Ùˆ نه به آقايان. Ú†ÙŠ شد؟ چرا ناراحت شديد؟ من فرض کردم Ú©Ù‡ خانم‌ها همه‌ي حقوق حقه‌ي خود را دريافت کرده‌اند Ùˆ تعداد قابل توجهي از کارکنان ISP،‌ خانم‌اند. جالب است. مهشيد چند وقت پيش در دفاع از حضور زنان در همه‌ي مجامع عمومي از قول مقاله‌اي نوشته بود: If there is a piece of shit over there, we want half of it Ùˆ اين بسيار براي‌ام جالب آمد، چون به نظرم بزرگ‌ترين خطر از راه به در شدن فمينيسم هم مي‌تواند در همين باشد چون بعضي‌ها ممکن است تنها shitهاي مورد پسند را بخواهند. جمله‌ي صحيح به اعتقاد من ÙŠÚ© چنين چيزي‌ست: If there is a pice of shit over there, we must want and have half of it.)