آهاي تو!‌ نظرت درباره‌ي رنگ

آهاي تو!‌ نظرت درباره‌ي رنگ

آهاي تو!‌ نظرت درباره‌ي رنگ جديد وبلاگ چيه؟ چشم‌هاي قشنگ‌ات رو اذيت Ú©Ù‡ نمي‌کنه؟ حس زيبايي‌شناسي‌ات رو چطور؟ اطفا نظر Ùˆ عقيده Ùˆ …(!)ات رو برام بنويسي. ممنون مي‌شم.

هي! راستي کسي هست که

هي! راستي کسي هست که

هي! راستي کسي هست که بخواد کمي CPU devotion انجام بده؟ اگر کسي حاضره که بخشي از حجم محاسبات اين برنامه روي کامپيوترش انجام بشه، اون وقت خيلي خوب مي‌شه چون خيلي خوب مي‌شه ديگه! ماجرا اين‌طوري خواهد بود که من يک سري فايل براي شما خواهم فرستاد و هر کدام از شما آن برنامه را اجرا مي‌کند و خروجي‌اش را براي‌ام مي‌فرستد (خروجي‌اش مثلا يک فايل خواهد بود). برنامه‌ها به MatLab هستند و در نتيجه بايد داشته باشيدش. لطفا خبرم دهيد! هنوز تخميني از حجم محاسباتي که تقسيم مي‌شود ندارم طبيعتا ولي فکر کنم حداقل حدود 10 ساعت وقت کامپيوترتان را پشت سر هم بگيرد.

مساله‌ي Static Channel Assignment (SCA)

مساله‌ي Static Channel Assignment (SCA)

مساله‌ي Static Channel Assignment (SCA) چيه؟! اين شايد مشکل را تا حدي حل کنه:

SCAØŒ مساله‌ايست Ú©Ù‡ در مخابرات سلولي‌ پيش مي‌آيد. در مخابرات سلولي، فضاي مکاني به تعدادي زيرفضا تقسيم مي‌شود Ú©Ù‡ هر کدام از اين‌ها ÙŠÚ© سلول نام دارد. به هر کدام از اين سلول‌ها تعدادي کانال مخابراتي (در فضاي فرکانسي) اختصاص داده مي‌شود Ú©Ù‡ ارتباط از طريق آن‌ها انجام مي‌شود. اما مشکلي Ú©Ù‡ در اين ميان وجود دارد تداخل بين هر کدام از اين کانال‌هاي مخابراتي‌ست. ميزان تداخل به دو عامل بستگي دارد: ÙŠÚ© نزديکي‌ي فرکانسي‌ي دو کانال است – هرچه از نظر فرکانسي نزديک‌تر باشند،‌ احتمال تداخل بيش‌تر مي‌شود. عامل ديگر،‌ نزديکي‌ي فيزيکي‌ي دو سلولي‌ست Ú©Ù‡ فرکانس‌هاي نزديک به هم در آن‌ها استفاده مي‌شود. پس حالت مطلوب اين است Ú©Ù‡ کانال‌ها تا حد ممکن از نظر فرکانسي از هم دور باشند يا اگر چنين چيزي ممکن نيست، فرکانس‌هاي نزديک به هم از نظر مکاني در دو سلول با فاصله‌ي زياد به کار گرفته شوند. در نتيجه مساله به اين صورت مطرح مي‌شود: اختصاص تعداد از پيش تعيين شده‌اي کانال‌ مخابراتي به هر کدام از سلول‌ها به طوري Ú©Ù‡ تا حد ممکن ميزان تداخل کم‌تر باشد.

خب! بالاخره جواب داد! 35

خب! بالاخره جواب داد! 35

خب! بالاخره جواب داد! 35 ساعت محاسبه مداوم (دقيق‌تر: 35:09:28) براي گرفتن 5 تا 13! اوه! بدي‌ي اوضاع فقط 13 است Ùˆ اين به‌ترين بدي‌ايست Ú©Ù‡ براي اين مساله‌ي Static Channel Assignment (به طور خاص، سومين مساله‌ي Kunz) پيدا شده است. در همه‌ي حالات به‌ترين پاسخ را پيدا کردم Ùˆ اين کاملا خوب است. با اين‌که 5 آزمايش از نظر آماري حاشيه‌ي امنيت بالايي به‌ام نمي‌دهد اما به هر حال نشان مي‌دهد Ú©Ù‡ اوضاع مي‌بايست خوب باشد. در ضمن با توجه به اين‌که سرعت هم‌گرايي‌ام بالا بوده است (در حدود 100 تکرار به پاسخ مي‌رسد) پس مساله‌ي خيلي سختي نبايد باشد (عملا به نظرم EX2 سخت‌ترين بوده است با اين‌که خيلي مساله‌ي کوچکي‌ست) Ùˆ اين پاسخ‌ها قابل اعتناست. اوه! کامپيوتر بي‌چاره‌ام – سي Ùˆ پنج ساعت روشن بودي Ùˆ داشتي Ùˆ نفس‌ات هم بالا نمي‌آمد! اينتل براي‌ات بميره!

امشب خواب‌ام خواهد برد؟ (آه!

امشب خواب‌ام خواهد برد؟ (آه!

امشب خواب‌ام خواهد برد؟
(آه! اين‌ها يک جور تريپ روشن‌فکرانه‌ست که بايد مواظب‌شان باشيم بيش از حد معقول کنترل‌مان را بر عهده نگيرند.)
(و گزاره‌ي پيش هم تريپ متا-روشن‌فکرانه‌ست!)

کاش قرص يادگيري‌ي سريع آناليز

کاش قرص يادگيري‌ي سريع آناليز

کاش قرص يادگيري‌ي سريع آناليز غيرخطي وجود داشت و فقط هم من داشتم‌اش!

مایل مور در مراسم اسکار

مایل مور در مراسم اسکار

مایل مور در مراسم اسکار دي‌شب گفت: “We live in the time where we have fictitious election results that elect a fictitious president” جالب نيست؟ ÙŠÚ© دنياي پر از نشانه؟ چطورست؟ ما ديگر با نشانه‌هاي‌مان زندگي مي‌کنيم، نه با اجسام‌مان. بعضي وقت‌ها اين نشانه‌ها،‌ تنها نشانه‌اي از ÙŠÚ© نشانه‌ي ديگر مي‌شوند. اين وقت است Ú©Ù‡ چنين چيزي بايد گفته شود. آفرين! (نتايج اسکار دي‌شب را در اين‌جا مي‌توانيد ببيينيد.)

اين‌اش خيلي جالب بود:‌ يک

اين‌اش خيلي جالب بود:‌ يک

اين‌اش خيلي جالب بود:‌ يک موشک پاتريوت،‌ يک هواپيماي تورنادوي انگليسي را منهدم کرده است. ديوانه!
(پاتريوت‌ها سيستم دفاع ضدموشکي‌ي آمريکا هستند. ادعا شده است که تا به حال 4 اسکاد عراقي از 6 اسکاد شليک شده را منهدم کرده‌اند. تا آن‌جا که يادم مي‌آيد اين‌ها اولين بار در جنگ خليج فارس (حمله عراق به کويت) به کار رفتند ولي حسابي خراب‌کاري کردند. اين‌بار اما جز اين خطاي خنده‌دار، خيلي خوب همه چيز را نابود کرده‌اند.)

جنگ هم چيز عجيبي‌ست! حس

جنگ هم چيز عجيبي‌ست! حس

جنگ هم چيز عجيبي‌ست! حس متضادي نسبت به آن دارم. چند سالي‌ست Ú©Ù‡ روي خودم کار مي‌کنم Ú©Ù‡ از آن خوش‌ام نيايد Ùˆ نخواهم طرف‌هاي‌اش بروم … نه! از خيلي از جوانب، چيز وحشتناکي‌ست. هيجان‌اش فقط در �ک چيزست: هيجان!