۱۳ به در -۳

۱۳ به در -۳

يک روز خيلي خوب و فوق‌العاده بدون هيچ درگيري‌ي فلسفي‌ي خاصي!
نه! مسايل ساده هم بعضي وقت‌ها خيلي جالب‌اند، اين‌که چطوري هفت خبيث بازي کني و جان سالم به در ببري از خباثت‌هاي بقيه‌ي بازيکن‌ها که به صرف خنده تو را جريمه مي‌کنند و يا اين‌که چقدر يک بلوف کيف مي‌دهد وقتي داري پوکر بازي مي‌کني و برنده‌ي کل دوره‌ي بازي مي‌شوي با فقط يک دست بردن و يا چگونه بايد توپ بيليارد را اصلا زد و خلاصه يک چنين چيزهايي. نه، هر جوري که فکرش را مي‌کني خيلي خوب بود!

۱۳ به در

۱۳ به در

نمي‌دوني چقدر کيف داره وسط مهموني،‌ وقتي دوستات منتظرن تا يک چيزي براشون بياري، بري و وبلاگ بنويسي! P:

بهــــــــاره! تــــولدت مبــــــــارک!

بهــــــــاره! تــــولدت مبــــــــارک!

بهــــــــاره!
تــــولدت مبــــــــارک!

ادیسون

ادیسون

خدا اديسون رو بيامرزه!
(و البته ترجيحا مهندس‌هاي برق رو و هم‌چنين مهندس‌هاي کامپيوتر رو و بقيه‌ي دوست‌هام!)
(به پرانتز قبلي مي‌گن سوء‌ استفاده از موقعيت)

سنگيني‌ي تحمل‌ناپذير يادآوري‌ي سبکي‌هاي تکرارنشدني‌ي

سنگيني‌ي تحمل‌ناپذير يادآوري‌ي سبکي‌هاي تکرارنشدني‌ي

سنگيني‌ي تحمل‌ناپذير يادآوري‌ي سبکي‌هاي تکرارنشدني‌ي زندگي!

-فکر مي‌کردم سن‌ات کم‌تر باشه.

-فکر مي‌کردم سن‌ات کم‌تر باشه.

-فکر مي‌کردم سن‌ات کم‌تر باشه.
-نه، متاسفانه توي سال‌هاي اخير به شکل غيرقابل کنترلي داره زياد مي‌شه!

ناگهان حس کردم خيلي چيزها

ناگهان حس کردم خيلي چيزها

ناگهان حس کردم خيلي چيزها را فهميدم. ÙŠÚ© مساله‌ي مشابه ديگر پيدا کردم: ÙŠÚ© مساله‌ي اخلاقي. مسايل اخلاقي cloningØŒ مسايل اخلاقي‌ي ساختن موجودات قوي‌تر Ùˆ به‌تر با استفاده ابزارهايي Ú©Ù‡ تکنولوژي در اختيارمان قرار مي‌دهد (cyborgها منظورم است) Ùˆ مساله‌ي حق داشتن يا نداشتن حمله کردن کشوري ابرقدرت به کشورهاي ديگر (درست مثل مورد فعلي، حمله‌ي آمريکا به عراق) از ÙŠÚ© نوع است: از قدرت‌مان چقدر مي‌بايست استفاده کنيم. آيا اگر از نظر نظامي قوي‌تريم،‌ مي‌توانيم به عده‌اي ديگر –مثلا کشوري ديگر- حمله کنيم ولو اين‌که کارمان به حق (طبق ÙŠÚ© معيار توافق شده‌ي جهاني يا کره‌ي زميني) باشد؟ ساختن cyborg هم شبيه به همين است: کسي Ú©Ù‡ پول بيش‌تري دارد (يا هر ابزار قدرت ديگري)ØŒ مي‌تواند پول‌اش را (يا همان ابزار قدرت‌اش را) به فرم ديگري از ابزار قدرت در بياورد. يعني قدرت جسمي به دست آورد: باهوش‌تر شود، قوي‌تر شود، بيش‌تر عمر کند يا … . ÙŠÚ© نوع تبديل قدرت در اين‌جا صورت مي‌گيرد Ùˆ حتي به نظر مي‌آيد Ú©Ù‡ چنين چيزي تبديل به عامل درجه‌ي اول قدرت مي‌شود. ÙŠÚ© زمان قدرت بدني بود، زماني بعد گاو بود، ÙŠÚ© زمان زمين بود، زماني ارتش بود، زماني ديگر پول Ùˆ اين‌کنون اطلاعات. شايد بعدا دوباره تبديل شود به همان ويژگي‌هاي فردي‌تر Ùˆ دوباره اين چرخه با بن‌مايه‌اي متفاوت شروع شود. آيا ÙŠÚ© انسان حق دارد به چنين قدرت برتري برسد؟ کسي Ú©Ù‡ پول بيش‌تري دارد، مي‌تواند تراشه‌اي در مغزش بگذارد Ùˆ حافظه‌اش از من به‌تر شود، دانشمند به‌تري شود Ùˆ الي آخر. آيا او چنين حقي دارد؟ مساله‌ي cloning هم تقريبا همين است. گرچه بايد تفکيک کرد Ú©Ù‡ چنان چيزي (Ú©Ù‡ از اين پس به آن نه شبيه‌سازي Ú©Ù‡ تکثير مي‌گويم) Ú†Ù‡ حالت‌هايي مي‌تواند داشته باشد. من دو حالت را متصورم: تکثير انسان کامل Ùˆ تکثير بخشي از انسان. مورد اول مشکلات اخلاقي‌ي خاص خودش را دارد Ú©Ù‡ مي‌توان به انواع مشکلات رواني‌ي شخصي (بچه‌ي فوت شده‌اش را همين‌طور کپي مي‌کند Ùˆ هر بار Ú©Ù‡ مي‌بيندش ياد قبلي مي‌افتد) Ùˆ هم‌چنين سوء استفاده از نيروي برتر انساني (من نابغه‌هاي‌ام را تکثير مي‌کنم،‌ هميشه بچه‌هاي قوي به وجود مي‌آورم Ùˆ … قدري مشابه با ايده‌ي نازي‌ها) اشاره کرد. اما حالت ديگر Ú©Ù‡ تکثير بخشي از انسان است، درست مساله‌اي چون مشکل cyborg را به وجود مي‌آورد: من چرا بايد به دليل پول‌دارتر بودن، شانس زندگي‌ي بيش‌تري داشته باشم؟ اين‌ها مسايل مشابهي‌ست Ú©Ù‡ در بسترها Ùˆ سطوح اجتماعي‌ي مختلفي رخ مي‌دهد. پايه‌ي همه‌شان اين است: تا Ú†Ù‡ حد مجازي Ú©Ù‡ از قدرت‌ات استفاده کني؟

فکر کنم امشب يک مقداري

فکر کنم امشب يک مقداري

فکر کنم امشب يک مقداري با يکي از اين مکانيزم‌هاي meta-learning‌ام مشکل پيدا کردم! سروتنين بود يا دوپامين؟ هنوز خوب بلد نيستم! به هر حال بايد از اين موجود معذرت بخواهم!